علی تاجرنیا رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سوال که شکست میرحسین آیا به معنی شکست اصلاحات خواهد بود، گفت: از نظر انتخاباتی شکست کاندیدای اصلاحطلب، در واقع شکست خود او و گروهها و احزاب طرفدار وی است.
تاجرنیا در ادامه افزود:باید توجه داشت که از نظر مفهومی، اصلاحات پدیدهای لازم و واجب است که در هر زمانی یک ضرورت محسوب میشود.
وی در همین زمینه با تاکید براین نکته که شکست موسوی، شکست "اصللاحات" نخواهد بود افزود: هر چند معتقدم اگر آقای موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری شکست بخورد، این شکست به منزله شکست جریان اصلاحات نیست اما باید پذیرفت که شکست ایشان، شکست گروههای اصلاحطلب است.
پایان مطلب/
قربان بهزادیان نژاد رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سئوال که شکست موسوی شکست اصلاحات خواهد بود، گفت: با قاطعیت میگوییم که پیروز انتخابات آینده هستیم و به شکست فکر نمیکنیم.
وی در مورد تفکرات و مواضع میرحسین افزود: آقای موسوی همچنان که در روز ثبتنام اعلام کردند به صورت کاندیدای مستقل وارد عرصه شدهاند اما اکثریت گروههایی که از ایشان حمایت کردهاند اصلاحطلب هستند.
بهزادیاننژاد تاکید کرد: البته آقای موسوی در مورد تفکرات و مواضع خود بارها به صراحت گفتهاند که اصلاحطلبی هستند که مرتب به اصول مراجعه میکنند و در واقع اصلاحطلب اصولگراست.
وی در پایان اظهار داشت: پیروزی آقای موسوی در انتخابات پیروزی گروههایی است که از ایشان حمایت کرده و همچنین مردمی است که به وی رای میدهند.
پایان مطلب/
|
سلامتي: احزاب با داغ كردن فضاي انتخابات مشاركت عمومي را بالا ببرند
|
|
دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب گفت: احزاب با فعاليتهاي خود ميتوانند فضاي انتخاباتي كشور را داغ كرده و طوري جامعه را جهتدهي كنند كه بتوانند مشاركت عمومي را بالا ببرند.
محمد سلامتي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در خصوص نقش احزاب در افزايش مشاركت عمومي براي حضور در انتخابات دهم رياست جمهوري اظهار داشت: در تمامي كشورها احزاب به دليل اينكه از نخبگان سياسي جامعه هستند مردم توجه خاصي به آنها دارند نقش بسيار تاثيرگذاري را در جامعه و سياست ايفا مي كنند. وي افزود: برنامه ها و ديدگاه هاي احزاب مي تواند حل كننده بسياري از مشكلات مردم باشد، اما در شرايط كنوني جناحي كه مسئوليت اجرايي كشور را برعهده دارد متاسفانه تفكر چند قرن پيش را دنبال مي كند و با اين تفكر باعث تضعيف تفكر حزبي شده است. دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه اظهار داشت: احزاب با فعاليت هاي خود مي توانند فضاي انتخاباتي را داغ كرده و طوري جامعه را جهت دهي كنند كه بتوانند مشاركت عمومي را بالا ببرند. سلامتي تاكيد كرد: احزاب در انتخابات رياست جمهوري بايد برنامه اي جامع در زمينه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، سياسي و سياست خارجي به كانديداي مورد حمايت خود ارائه كنند؛ چون مردم به برنامه هاي احزاب و صداقت و درستي كانديداها توجه مي كنند. وي در پايان در مورد برنامه سازمان مجاهدين گفت: سازمان مجاهدين انقلاب در جهت افزايش مشاركت عمومي در انتخابات، با ارائه برنامه كانديداي مورد حمايت خود و قرار دادن امكانات و نيروها در خدمت حركت جمعي اصلاح طلبان فعال بوده است./انتهاي پيام/ |
|
بهزاديان نژاد: موسوي آمادگي كامل براي مناظره با ساير كانديداها را دارد
|
|
مسئول ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در خصوص برگزاري مناظره ميان كانديداهاي رياست جمهوري دهم در رسانه ملي، تصريح كرد: مهندسي موسوي آمادگي كامل براي مناظره با ساير كانديداها را دارد.
دكتر قربان بهزاديان نژاد در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد نقش احزاب در افزايش مشاركت عمومي در انتخابات دهم رياست جموري گفت: در تمام دنيا احزاب باتوجه به نقش و كاركرد خود بيشترين اثرگذاري را در انتخابات ايفا مي كنند كه در اين راستا مي توانند با ارائه برنامه و ترويج ديدگاه ها و نظرات خود شور و هيجان را براي افزايش مشاركت عمومي ايجاد كنند. وي افزود: قطعاً كانديداها نيز با ارائه برنامه ها و شعارهاي خود مي توانند نقش بسيار سازنده و بازرسي در افزايش مشاركت داشته باشند و در مجموع چه كانديداها و چه احزاب بايد تمام نيروها و امكانات خود را براي افزايش مشاركت به كار گيرند. بهزاديان نژاد تاكيد كرد: البته فعاليت احزاب و كانديداها به تنهايي كافي نيست بلكه رسانه ملي نيز با برنامه هاي خود مي تواند تاثير بسزايي در افزايش مشاركت داشته باشد. مسئول ستاد ميرحسين موسوي در پايان اظهار داشت: در صورت برگزاري مناظره ميان كانديداهاي رياست جمهوري آينده در رسانه ملي، مهندس موسوي آمادگي كامل براي مناظره با ساير كانديداها را دارد./انتهاي پيام/ |
|
انبارلويي: احزاب واسطه بين آراي مردم و كانديداها هستند
|
|
رئيس مركز سياسي حزب موتلفه اسلامي گفت: احزاب بايد از يك طرف مطالبات مردم از نامزدها و از طرف ديگر برنامهها و پيامهاي نامزدها را براي مردم تشريح كنند.
محمدكاظم انبارلويي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد نقش احزاب در افزايش مشاركت عمومي در انتخابات اظهار داشت: در تمامي انتخابات ها سه بازيگر اصلي يعني انتخاب شوندگان، انتخاب كنندگان و رسانه ها، احزاب و گروه ها حضور دارند كه در اين راستا رسانه ها و احزاب واسطه بين آراي مردم و انتخاب شوندگان هستند. رئيس مركز سياسي حزب موتلفه اسلامي افزود: احزاب بايد از يك طرف مطالبات مردم از نامزدها و از طرف ديگر برنامه هاي نامزدها و پيام هاي آنها را براي مردم تشريح كنند؛ كه اگر اين وظايف به خوبي انجام شود مشاركت عمومي افزايش مي يابد و در غير اين صورت منجر به كاهش مشاركت مي شود. سردبير روزنامه «رسالت» در پايان تصريح كرد: هر حزب و گروهي در آستانه انتخابات بايد برنامه هاي خود را براي مردم بيان، و مشخص كند كه چه برنامه هايي را براي نامزد مورد حمايت خود اجرا خواهد كرد تا مردم با توجه به برنامه هاي ارائه شده تصميم گيري كنند./انتهاي پيام/ |
ماشاءالله شمس الواعظین روزنامهنگار اصلاحطلب در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سوال که شکست میرحسین آیا به معنی شکست اصلاحات خواهد بود، گفت: شکست آقای موسوی فقط شکست خود وی است.
این چهره رسانه ای اصلاح طلبان تاکید کرد که اگر موسوی نتواند در انتخابات رای بیاورد تنها اوست که شکست خورده و این امر به منزله شکست "اصلاحات" نخواهد بود.
وی دراین باره گفت: اصلاحات یک ضرورت تلقی میشود که متکی به شخص خاصی نیست،بنابراین جنبش اصلاحات، نماینده به مفهوم "سمبل" دارد ولی "رهبر" و "قهرمان" ندارد.
پایان مطلب/
هدایت الله آقایی عضو شورای مرکزی کارگزاران در گفت گو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سوال که شکست میرحسین آیا به معنی شکست اصلاحات است، گفت: اصلاحات جریانی نیست که به شکست و پیروزی مشروط شده باشد. جریان فکری است که همه انقلابیون معتقدند هرزمان که احساس کنیم از اصول انقلاب دور شویم باید برای بازگشت به آن اصلاح صورت گیرد.
وی افزود: در این جریان اگرچه وجود افراد هم فکر مغتنم است اما این گونه نیست که جریان متکی به آنها باشد، همچنان که طی چهار سال گذشته، دولت همراهی چندانی با اصلاحات نداشت ولی این جریان توانست خود را حفظ کند.
آقایی در پایان تصریح کرد: شکست آقای موسوی به معنی شکست جریان اصلاحات نخواهد بود.
پایان مطلب/
رجبعلی مزروعی عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران با رد این مساله که شکست موسوی در انتخابات مترادف شکست اصلاحات است، گفت: پیروزی یا شکست آقای موسوی در این انتخابات در واقع شکست و پیروزی خود وی است چون ایشان است که برنامه، دیدگاهها و نظرات خود را ارائه میدهد.
وی با مستقل دانستن موسوی در این انتخابات افزود:موسوی همچنان که خود گفته مستقل است و تنها، مورد حمایت گروههای اصلاحطلب قرار گرفته است.
مزروعی در پایان با تاکید مجدد بر این نکته که موسوی کاندیدای حزبی مشارکت نیست، گفت: کاندیدای حزبی ما فقط آقای خاتمی بود،که ما پس از کناره گیری وی از آقای موسوی حمایت میکنیم.
پایان مطلب/
اشاره: با نزدیک شدن به ایام برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که اجماع تمام گروههای اصولگرا بر روی احمدی نژاد به عنوان گزینه واحد این جریان، در حال کامل شدن است با "لطف الله فروزنده" قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به گفت و گو نشستیم تا آخرین تحولات در جریان اصولگرا را از زبان وی جویا شویم.
در این گفت و گو، فروزنده از نحوه شکل گیری جمعیت ایثارگران و جریان اصولگرایان تحولخواه، دلایل حمایت ایثارگران از احمدی نژاد، اجماع کامل جریان اصولگرا بر روی احمدی نژاد، عملکرد دولت نهم در 4 سال گذشته و تفکر اقتصادی، دلایل سکوت 20 ساله و عملکرد گذشته موسوی سخن گفت.
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی چگونه شکل گرفت؟
حدود 12 سال پیش تعدادی از نیروهایی که در صحنههای مختلف مبارزه و جهاد چه قبل و بعد از انقلاب حاضر بودند با محوریت حاج آقا ابوترابی، جمعیتی به نام ایثارگران را تشکیل دادند.رسالت عمده این جمعیت، دفاع از ارزشها، منویات و تبیین و ترسیم دیدگاههای مقام معظم رهبری بود که سعی کرد در صحنه سیاسی ادبیات جدیدی را وارد کند. در حالی که در صحنه سیاسی و فعالیت احزاب، هدف کسب قدرت است اما برای جمعیت تبیین ارزشها و عمل کردن به تکلیف مهم بود. به همین جهت اگر از ابتدای فعالیت، جمعیت را مورد بررسی قرار دهید، حقیقتاً شعار پایداری در اصول، نوگرایی در روش و ایثارگری در رفتار را وجهه همت خود قرار داده و سعی کرده است در تمام عرصههای سیاسی با روشنگری و سطح تحلیلی که انجام میدهد تبیین کند که دفاع از ولایت چه خطی است؟ و چه اقداماتی باید انجام داد؟ و خودش هم این مسیر را طی کرد.
با توجه به حضور شما در مجلس هفتم، چه دلایلی باعث شکل گیری جریان اصولگرایان تحولخواه شد؟
در انتخابات ریاست جمهوری نهم و قبل از آن، در شورای هماهنگی، بخشی به نام بخش اجتماعی تشکیل شد که در کنار احزاب و در قالب شورای هماهنگی، کار ساماندهی بخشهای اجتماعی را انجام میداد. بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری، در پی اختلاف نظرهایی که به وجود آمد، جریان اصولگرایان تحولخواه که یک جریان معتقد به عدالت، سادهزیستی، عدم اشرافیگری مسئولین و مبارزه با فساد است شکل گرفت. این جریان، در انتخابات نهم ریاست جمهوری در دور اول از آقای قالیباف و در دور دوم از آقای احمدینژاد حمایت کرد. در انتخابات مجلس هشتم هم یک ضلع از جریان اصولگرایان بود که در سازوکار 6+5 حضور فعال داشت. در حال حاضر هم در مجلس حضور دارد و در انتخابات اخیر هم همراه با سایر اصولگرایان در صحنه خاضر است و فعالیت میکند.
ظاهرا این جریان شاخههایی هم دارد. میشود توضیح دهید؟
جمعیت ایثارگران، رهپویان و ستادهای مردمی آقای توکلی شاخههای آن هستند. البته خیلی رسمیت ندارند.
این سه شاخه تحولخواه، در انتخابات آتی از کدام کاندیدا حمایت میکنند؟
این سه شاخه مطرح شده، در راهبردها با هم هماهنگاند یعنی در اینکه، دوم خرداد نباید باشد، استمرار جریان اصولگرایی و تبیین ارزشها اجماع دارند.ولی در این انتخابات نه به صورت اصولگرایان تحولخواه، بلکه هر کدام به صورت مستقل وارد عرصه شده اند.که تا الان رهپویان و ایثارگران از آقای احمدینژاد حمایت کرده اما موضع دکتر توکلی همان است که قبلاً اعلام کردهاند که تا امروز به کسی نرسیدهاند. البته "نه دوم خرداد" ایشان جدی است ولی اینکه چه کسی کاندیدای مورد حمایت ایشان خواهد بود، فعلاً اعلام موضع نکرده است.
آقای فروزنده علت حمایت ایثارگران از دکتر احمدینژاد چه بود؟
ما از یک سال و نیم پیش، مواضع خود را آشکارا اعلام کردیم که "نه دوم خرداد" و موفقیت اصولگرایان برای ما جدی است و اصولگرایان باید به وحدت یعنی اینکه به یک کاندیدا برسند.معیار هم اصولگرایی و مقبولیت است که بر همین اساس، 16 اصل را طراحی کردیم و نهایتاً امروز به این جمعبندی رسیده ایم که مصداق مطلوب در دایره اصولگرایان آقای احمدینژاد است و موظفیم تا به ایشان کمک کرده تا در انتخابات پیشرو پیروز شود.
وضعیت جریان اصولگرایی در آستانه انتخابات را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من الآن جریان اصولگرا درست است که یک مدل رسمی اعلام نکرده ولی از نظر وحدت، در بهترین شرایط قرار دارد. یعنی تمام افراد، متحدند که آقای احمدینژاد را حمایت کنند. در مواضع اصلی هم همگی اتحاد دارند. با توجه به اینکه الآن طیف دوم خرداد دو استراتژی تخریب دولت آقای احمدینژاد و ایجاد شکاف بین اصولگرایان را دنبال میکند معتقدم که تکنیک اول جواب میدهد چون دولت از نظر رویکردی و ارتباط با مردم واقعاً رویکرد و عملکرد آن به طور نسبی قابل دفاع است، در بخش دوم هم، اصولگرایان هوشیاری به خرج داده و با اعلام حمایت خود، حرکت آنها را خنثی کردهاند و در ادامه باید مراقب باشند که از ظرفیتهای خود به خوبی استفاده کرده تا هم مشارکت گسترده را در انتخابات شکل دهند و هم آقای احمدینژاد با رأی بالایی انتخاب شوند.
وضعیت اصلاحطلبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
الآن نوعی اختلاف در اصلاحطلبان وجود دارد.اما به نظر من، کاندیداتوری همزمان آقایان موسوی و کروبی در جریان اصلاحات مشکل این جریان نیست. مشکل، جریان تندرو و انحرافی است که حاضر به ساختارشکنی، نشستن بر سر یک سفره با لیبرالها، جدا کردن جمهوریت از اسلامیت، به موزه فرستادن افکار امام(ره) و مخالفت با اصول قانون اساسی است.اینها جریانی هستند که الآن وارد صحنه شده اند و فکر میکنم مهمترین وظیفه و رسالتی که آقایان موسوی و کروبی دارند این است که نسبت خود را با این جریانات مشخص کنند و مراقب باشند این جریان در لوای اینها قرار نگیرد وگرنه همچنان که شعار عبور از خاتمی را سر دادند، یک روز هم شعار عبور از میرحسین موسوی یا کروبی را سر خواهند داد.آنچه که در این انتخابات مهم بوده و همه باید به آن توجه کنند، گفتمان انقلاب اسلامی است که مردم به آن اقبال دارند و همه کاندیداها باید در قالب این گفتمان با هم رقابت کنند. جریان ارزشی دوم خرداد هم باید به این مسئله توجه داشته و مراقب جریان افراطی باشد.هرچند که جریان افراطی دوم خرداد، به این راحتی اجازه نمیدهد که آرامش در درون کشور و جریان اصلاحات ایجاد شود.
به نظر شما چرا جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین از آقای موسوی حمایت کردند؟
حمایت مشارکت و مجاهدین از آقای موسوی، یک عیب اساسی است. اعضای نهضت آزادی هم در نشستهای ایشان شرکت میکنند. در نشست اخیر حرکتهایی شده بود که زیبنده آقای موسوی نیست. در حال حاضر آقای موسوی در مرز امتحان قرار دارد. کسی که با شعار حفظ ارزشهای انقلاب و امام(ره) به میدان آمده باید مراقب باشد والا مردم با کسی تعارف ندارند. برای مردم، مهم ارزشها، نظرات و دیدگاههای امام(ره) است. انشاءالله که آقای موسوی به این واقعیتها توجه کند و نسبت خود را با این عناصر تندرو برای جامعه تبیین و مشخص کند.دیدگاه مورد تاکید گروههای دوم خرداد «نه احمدینژاد» است. آنها آقای موسوی و اصلاً نگاه ارزشی را قبول ندارند. برای این که با آقای احمدینژاد برخورد کنند و در مقابل ایشان بایستند از آقای موسوی و یا آقای کروبی حمایت میکنند و گرنه آقای موسوی و کروبی را هم قبول ندارند.حتی گزینه مطلوب اینها، آقای خاتمی هم نیست.اینها دنبال گزینهای هستند که بتواند شعارهای ساختارشکنیشان را محقق کند منتها چون این ظرفیت در جامعه وجود ندارد با حالت نفاق برخورد میکنند و به یک تغییر نسبی هم قائلند و الا نهضت آزادی در جلسات خصوصی هم اعلام کرده که اصلاً آقای موسوی را قبول ندارد و حمایت از ایشان صرفاً یک حرکت تاکتیکی است.
آقای فروزنده به نظر شما اگر چنانچه آقای موسوی روی کار بیاید این گروهها سهم خواهی نخواهند کرد؟
حتماً اینها به دنبال سهمخواهی خواهند بود.یعنی همان شرایطی که برای آقای خاتمی به وجود آمد و سختیها و دشواریهایی که برای ایشان ایجاد کردند که به قول خودش هر هفته یک بحران داشت حتماً این بحران ها را ایجاد خواهند کرد و شک نکنید که اگر اینها به قدرت بازگشتند بحث پروژه عبور از موسوی را اجرا خواهند کرد.
آقای فروزنده با توجه به سوابق آقای موسوی، آیا تفکرات و اندیشههای ایشان با طیف افراطی اصلاح طلبان سنخیتی دارد؟
حتماً با جریان تند و افراطی اصلاحطلب سنخیتی ندارد چون بالاخره نخستوزیر دفاع مقدس بوده، مقالات، مواضع و مطالب ایشان هم ارزشی بوده است هرچند این گلایه نسبت به ایشان، که در دوران آقای هاشمی و آقای خاتمی در مقابل برخی اقدامات و ساختارشکنیها سکوت کرد، وجود دارد ولی جنس ایشان با افراطیها متفاوت است. از سوی دیگر آقای موسوی در گفتمان انقلاب اسلامی تعریف میشود اما به عملکرد ایشان در دوران نخستوزیریشان نقد داریم، مهمترین نقد بنده این است که ایشان بر دولتی کردن سیستم تاکید داشت علیرغم این که امام (ره) علناً با ایشان مخالفت کرد و 7 وزیر به خاطر همین دیدگاه از کابینه ایشان خارج شدند. امروز هم یکی از معضلات جدی ما دولتی بودن اقتصاد و حجیم بودن اندازه دولت است که همگی به خاطر سیاستها و دیدگاههای آقای موسوی بود. برای من این سؤال جدی مطرح است که با توجه به اینکه ایشان خودش بانی این حرکت بود در حال حاضر، چه طرح و برنامهای برای حل این مسئله دارد؟ البته برنامه شفافی هم در این زمینه اعلام نکرده است.
تفکر اقتصادی آقای موسوی را چگونه تفکری میدانید؟
به هر حال ما مجبوریم براساس مواردی که الآن گفته میشود، قضاوت کنیم. هرچند پیشینه افراد، به راحتی قابل پاککردن نیست. آقای موسوی یک برنامه 51 محوری اقتصادی بیان کرد که عمدتاً همان پایه برنامه چهارم بود که توسط لیبرالها تنظیم شد. به هرحال چه ایشان اقتصاد دولتی یا اقتصاد لیبرالی را بخواهد که بخشی از آن به عملکرد قبلی ایشان و بخشی هم به برنامه 51محوری برگردد، هر دو آنها قابل نقد جدی است.امروز مهمترین سند نظام، سیاستهای اصل 44 بوده که در حوزه اقتصادی به بحث پیشرفت و عدالت تأکید دارد که ایشان دقیق و شفاف موضع خود را در رابطه با اجرای این سند که سند مادر هست روشن کند. باید در رابطه با قانون مدیریت خدمات کشوری که اصل را بر واگذاری امور به مردم قائل شده و نقش دولت را نقش هدایت و نظارت گذاشته است، بیاید و بهطور شفاف بیان کند.رسانه، مردم و فرهیختگان وظیفه دارند تا نامزدها را به چالش بکشند تا آنها به ما بگویند که برای اجرای این برنامهها چه راهکاری دارند. در حال حاضر یک تناقضی در مورد آقای موسوی وجود دارد. تفکر قبلی ایشان اقتصاد دولتی است اما برنامه فعلی ایشان، اقتصاد سرمایهداری است. کدام را میخواهد اجرا کند؟ اگر هدف اجرای 51 محور است من میگویم نه برنامه 51 محور و نه برنامه دولتی کردن با اسناد بالادستی نظام نمیخواند و ایشان یا باید آنها را تعدیل کند و یا خودش را در چارچوب سیاستهای اصل 44 تعریف کند.
آقای فروزنده، مدیریت گذشته آقای موسوی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بالاخره آقای موسوی در زمان جنگ تلاش کرد و زحمت کشید و با آن شرایط جنگ را اداره کرد. هرچند جنگ تحت مدیریت امام (ره) و همه ظرفیتهای نظام بود ولی ایشان یکی از عناصر خدمتگزار در آن دوران بود و هرکسی در آن دوران خدمت کرده قابل تقدیر است، اما نکاتی همچون استعفای نابهنگام و آثار منفی آن، تأکید بر دولتی کردن، حذف برخی افراد غیر همفکر که نوعی پالایش سیاسی بود از نکات مبهمی است که در کارنامه مدیریتی ایشان وجود دارد.به یاد دارم در وزارت کشور با آمدن آقای محتشمیپور قلع و قمع وسیعی انجام شد در زمان آقای اکرمی در آموزش و پرورش نیز یک شبه 27 مدیرکل را عوض شد، آیا آقای موسوی میخواهند دوباره وارد شوند و همین کارها را انجام دهند؟ اگر بگویند نه، ما که نمیتوانیم با یک نه، تصمیم بگیریم چون عملکرد گذشته طرف، خلاف این را نشان میدهد. اگر میگویند بله، چه تضمینی وجود دارد که دوباره آن حرکتها انجام نشود.به هرحال، خود ایشان مسئول است که به این تناقضات جواب دهد.
به نظر شما چرا آقای موسوی 20 سال سکوت کردند؟
این سؤال را باید خودشان جواب دهند.اتفاقاً برای من هم جای سؤال و ابهام است، طی 16سال دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی در نظام اتفاقاتی افتاد که ایشان سکوت کردند. در دوران آقای هاشمی و حاکمیت کارگزاران مسیر ارزشها کمرنگ شد، اقتصاد به سمت اقتصاد لیبرالیستی رفت، اشرافیگری به راه افتاد ولی ایشان کوچکترین واکنش منفی نشان نداد و با سکوت خود رضایت داشتند.در جریان مدیریت دوم خرداد که قرار بود انقلاب را استحاله کنند آقای موسوی هیچ موضعی نگرفت و جای تعجب است که ایشان در اولین مصاحبه خود میگویند علت سکوت من، این بود که در آن دوران، احساس نگرانی نمیکردم ولی الآن احساس نگرانی میکنم. در حال حاضر، ارزشها، پررنگ شده و در دنیا جایگاه یافته و در کشور ندای ارزشها حاکم شده است، مقاومت جانانهای که این دولت در مقابل استکبار جهانی و مباحث منطقهای و هستهای انجام داده، بینظیر است.سؤال جدی ما از ایشان این است، چطور آن زمانی که دشمنان امید داشتند نظام به بنبست برسد ایشان احساس خطر نمیکردند ولی امروز که نظام تمام قامت در مقابل استکبار ایستاده است ایشان احساس نگرانی میکند.اینها سؤالاتی است که مردم بالاخره پاسخ آن را پیدا میکنند و در روز رأی اعمال خواهند کرد.
بحث دولت نهم پیش کشیده شد. عملکرد این دولت را در مجموع چگونه ارزیابی میکنید؟
در زمینه رویکردها، معتقدم دولت نهم رویکردهای افتخارآمیزی داشته است، تأکید بر ارزشها و اندیشه های امام(ره)، روحیه مردمگرایی که آقای احمدینژاد دارد، تأکید بر عدالت، روحیه مبارزه با فساد و استکبار از آن جمله است.در حوزههای مختلف اگر دولت نهم را با دولتهای آقای هاشمی و خاتمی مقایسه کنیم، در جاهایی خیلی جلوتر از آنهاست و در جاهایی هم کمتر از آنها نیست.این دولت، دولت کار و تلاش و سازندگی بوده است.البته هر فردی در عملکرد، یک سری نقطه ضعف و اشکال هم دارد که ما ضعفهایی را هم که بر این دولت بوده، در جلسات خود به آقای احمدینژاد گفتهایم.اما در مجموع رویکرد این دولت قابل دفاع است و استمرار این مدیریت و رویکرد را ضرورت امروز کشور میدانیم.
آقای فروزنده بعد از سخنرانی اخیر آقای احمدینژاد در ژنو، اصلاحطلبان و از جمله آقایان کروبی و موسوی نسبت به این مواضع رئیس جمهوری، اعتراض داشتند. نظر شما چیست؟
این رفتارها، رفتارهای سیاسی است وگرنه هیچ کس رد نمیکند که نظام ما، نظام ضداسرائیلی و نظامی است که هدف آن، دفاع از نهضتهای آزادیبخش و مخالفت با هر گونه نژاد پرستی است. مگر آقای احمدینژاد در این نشست چه گفت؟ ایشان گفتند که نژادپرستترین رژیم، رژیم صهیونیستی است. باید ابراز تأسف کرد که آقایان موسوی و کروبی که با نظام هستند و به ارزشهای نظام اعتقاد دارند با چنین حرکتی برخورد سیاسی کنند. نباید با برخی چیزهای ملی مانند این حرکت اخیر، حرکت هستهای، مقابله با استکبار و... برخورد سیاسی کرد. چون آقای احمدینژاد متعلق به همه مردم است، چه به او رأی داده باشند یا نه. وقتی که ایشان، در آنجا با افتخار سخن میگوید، این مایه افتخار هر ایرانی است و نباید به خاطر اینکه فضا، فضای انتخابات است ما برخورد تخریبی انجام دهیم. متأسفانه این رفتار غیراسلامی است که دوستان به جای اینکه ایجابی سخن گفته و از برنامههای خود بگویند کار تخریبی انجام میدهند.در این مدت مدیریت آقای احمدی نژاد، حملههای هم به سفرهای استانی انجام دادند.سفرهای استانی یکی از بهترین کارهای دولت آقای احمدینژاد بوده است که به نظر من در آینده برای دولتهای دیگر الگو خواهد شد.این آقایان هنوز خودشان رئیس جمهور نشدهاند سفر استانی میروند، اگر سفر استانی بد است چرا اینها به سفر میروند؟ اتفاقاً این نشان میدهد که آقای احمدینژاد میخواهد تا آخرین ساعت مدیریت خود خدمت کند. اما همین آقایان جوسازی میکنند که این سفرها تبلیغاتی است. در حالی که این گونه نیست و این سفرها یک کار ستودنی و الگویی خوب است که در کشور باید انجام میشد.
موضوع سفرهای استانی مطرح شد، عمده ترین اشکالی که اصلاحطلبان به این سفرها وارد میکنند این است که این سفرها پرهزینه است. به نظر شما این سخن منطقی است؟
من نمیدانم روی چه حسابی این سخنان گفته میشود و هزینه را چگونه تعریف میکنند، اگر از نظر اجتماعی و سیاسی میگویند، این حرکت باعث ارتباط با مردم میشود یعنی یک سرمایه اجتماعی مهمی برای نظام ایجاد میشود و اهمیت سرمایه اجتماعی هم خیلی بالاتر از سرمایه مالی است.اگر از جهت حل مشکلات مردم میگویند وقتی کل کابینه به استان ها میروند فیالجمله مشکل حل میشود. اگر از جهت تسریع در انجام پروژهها میگویند، وقتی که هیأت دولت در آنجا حضور مییابد و مسائل را از نزدیک میبیند طبیعتاً مشکلات را حل میکند، اگر از جهت کلاننگری میگویند، مگر میشود کسی در حد کلان تصمیم بگیرد و از وضعیت و جزئیات خبر نداشته باشد. شاید ایرادی که اینها میگیرند این است که با این اقدام رئیس جمهور، مطالبات مردم مثلاً تعداد نامهها افزایش مییابد، این اقزایش نامه و مطالبات، حکایت از این دارد سیستم مدیریت کشور مشکل دارد و رئیس جمهور و وزرا را به این مسئله واقف میکند که باید اصلاح سیستم صورت گیرد تا رئیس جمهور با میلیونها نامه مواجه نشود. در حقیقت اگر رئیس جمهور در اتاق خود مینشست، با چنین مسئلهای روبهرو نمیشد که در جهت حل آن برآید. در مجموع، سفرهای استانی، یک کار الگویی است که مقام معظم رهبری شروع کردند و این دولت با تأسی از ایشان سرعت کار را بالا برد.عمل، عمل بسیار پسندیدهای است که بازتاب خوبی هم دارد. البته اشکالات کوچکی هم دارد که باید رفع شود.
طی هفتههای اخیر عدهای از اصلاحطلبان با زیر سؤال بردن سلامت انتخابات موضوع تشکیل کمیته صیانت از آرا را مطرح کردند، به نظر شما ریشه این اظهارنظرها به کجا برمیگردد؟
جریان افراطی دوم خرداد، تئوری جنگ روانی را کلید زده است، حیات و رشد این جریان، در این فضاست، این آدمهای با تفکرات انحرافی، باید همیشه فضا را آلوده کرده تا رشد کنند والا اگر فضا شفاف باشد اینها رشد نمیکنند.امروز مردم، نگاه مثبتی به گفتمان اصولگرایی دارند، آقای احمدینژاد هم با مردم ارتباط خوبی برقرار کرده است. به نظر من اصلاحطلبان میخواهند شکست خود را با مطرح کردن این شبهات توجیه کنند. در انقلاب ما 30 انتخابات برگزار شده، این شبهات در حالی طرح میشود که گاهی چپ انتخابات برگزار کرده که راست انتخاب شده و راست برگزار کرده و چپ انتخاب شده است.این حرفها منطقی نیست.بهترین قاضی خود مردم هستند همین مردم، هاشمی، خاتمی و احمدینژاد را انتخاب کردند. این در راستای جنگ روانی است و درصدد هستند تا پیشاپیش شکست خود را توجیه کنند.
آقای فروزنده، سال گذشته بحث دولت وحدت ملی مطرح شد، به نظر شماهدف از مطرح شدن این بحث چه بود؟
این را ما یک پروژه گرفته شده از جریان دوم خرداد میدانیم که برای ایجاد شکاف بین اصولگرایان طراحی کرده بودند البته با هوشیاری اصولگرایان این توطئه خنثی شد. چون کسانی که از نظر مبانی و ریشه با هم متفاوتاند دلیلی ندارد با هم جمع شدند. این پروژه در راستای "نه احمدینژاد" بود و الآن هم در حال مطرح شدن است و تا روز انتخابات باید منتظر طراحی این پروژهها باشیم که هدف آن ایجاد اختلاف بین اصولگرایان و تخریب احمدینژاد است.
پایان مطلب/
حمید رضا ترقی معاون امور بین الملل حزب موتلفه اسلامی در گفت وگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در واکنش به اظهارات اخیر کروبی در مورد سیاستهای دولت نهم در قبال مسئله هولوکاست گفت: طرح موضوع هولوکاست در واقع بریدن ریشه مشروعیت سیاسی صهیونیستهاست.
ترقی در این زمینه افزود:اگر این موضوع برای رژیم صهیونیستی کم اهمیت بود آنها آن قدر به طرح موضوع آن حساسیت نشان نمیدادند و در قوانین اروپایی و صهیونیستی، مجازاتهای سنگین برای نفی کنندگان آن تعیین نمیشد.
وی گفت: شیشه عمر رژیم صهیونیستی زیر سوال رفتن هولوکاست است و اگر قرار است هویت صهیونیستها زیر سوال برود باید فقدان مشروعیت اسرائیل را از طریق زیر سوال بردن هولوکاست ثابت کرد که در این راستا طرح این موضوع از سوی دکتر احمدی نژاد اقدامی مفید و تاثیر گذار بود.
ترقی تاکید کرد: زیر سوال بردن مسئله سرنوشتساز هولوکاست برای صهیونیستها، تزلزلی جدی در این رژیم ایجاد کرد که طی تاریخ 60 ساله خود تاکنون بی سابقه بوده است.
معاون امور بین الملل حزب موتلفه افزود: زیر سوال رفتن مشروعیت سیاسی رژیم صهیونیستی با طرح موضوع هولوکاست چنان این رژیم را در مجامع جهانی تضعیف کرده است که امروز بحث محاکمه سران صهیونیستی مطرح میشود.
وی در پایان خطاب به کروبی تصریح کرد: انتظار ما از آقای کروبی این است که در موضوع برخورد با صهیونیستها، موضع حضرت امام(ره) که همه مسلمانان جهان باید ضربهای به رژیم صهیونیستی بزنند را مد نظر داشته باشد.
پایان مطلب/