اعدام انقلابي فرعون دوم مصر و فرزند خلفش

روز جمعه 8 آذر 87 پس از نماز جمعه تهران، عده اي را ديدم که با يک بلندگو و يک وانت مثل هميشه در مسير هميشگي مردم پس از نماز جمعه به اصطلاح راهپيمايي در اعتراض به جنايات غزه برپا کرده بودند. شعارها هم شعارهاي هميشگي «مرگ بر آمريکا» و «مرگ بر اسرائيل» بود. قطعا اين شعارها در نهايت براي اين جرثومههاي ناجوانمردي و حيوانيت، مرگ را در بلندمدت به دنبال خواهد داشت و در اين شکي نيست اما.....
شعارهاي هميشگي براي مناسبتهاي هميشگي است که البته ابراز انزجاز از کفر و بيداد و تجاوز همواره و هميشگي است. ولي چرا راهپيماييها و تجمعات در حد يک حرکت نمادين تکراري و بعضاً کم خاصيت جلوه ميکند؟ در همان لحظه سراغ فردي که از پشت ميکروفن شعارها را انشا ميکرد رفتم و از او خواستم که شعارهاي با خاصيتتر و براي شرايط امروز بگويد؛ مثلا «مرگ بر حسني مبارک» يا «مرگ بر ملک عبدا...» و شعارهايي از اين قبيل که امروزه بتواند ريشه اصلي فساد را نشان دهد. آري بايد بدانيم که تا خائناني از خود جهان اسلام و امت مسلمان نباشند آنان اين چنين جرأت انجام چنين جنايت هاي وحشيانه اي را به اين راحتي به خود نخواهند داد. امروز شايد برخي سياستبازان بخواهند جوانان با همان شعارهاي قبلي سرگرم باشند و البته آرام آرام همان شعارها را هم از آنان بگيرند اما جوان انقلابي هرگز نبايد به اين حد قناعت کند و لازم است پيشرو باشد. از همان اول هم پروتکل الحاقي در پرونده هستهاي مورد اعتراض دانشجويان انقلابي قرار گرفت و آن را «مايه ذلت» دانست در حالي که سياستمداران اصلاح طلب! آن را يک پيروزي سياسي ميدانستند و البته بعد از طرح ذلت بار سه فوريتي مجلس ششم که در صحن مطرح نشد، مجلس انقلابي بعدي به دلايل مختلف امضاي پروتکل الحاقي را تأييد ننمود و بر آن دورانديشي دانشجويان صحه گذارد.
ما هرگز نبايد يادمان برود که فرياد حق لزوماً از زبان سياستمداران – ولو سياستمداران در جمهوري اسلامي ايران – بيان نميشود و آنها به اصطلاح محذوراتي براي اين سکوت خاص خود و ديپلماتيک رفتار کردنشان دارند اما اگر بدنه جامعه نيز حرف حق را نزند و آن را با صداي بلند فرياد نکند و به جهان اعلام ننمايد ديگر نبايد از جامعهاي که در آن است انتظار آرمانگرايي و انتظار ظهور و فداکاري و نهادينهشدن آنها را داشته باشد.
پس از اين مقدمه بر خود لازم مي دانم نكاتي را يادآور شوم. مشخص و مبرهن است که از سازمان ملل به طريق اولي و اسرائيل انتظاري جهت انسان بودن نميرود. از ددمنشان انتظار رفتار اهلي داشتن يک تصور سادهانگارانه و خيالپردازانه است اما چرا مصر گذرگاه رفح را بر روي فلسطينيان ميبندد؟ آري اين را ما از مردم مصر انتظار نداريم و البته از جامعه اسلامي نيز هرگز انتظار نداريم. اما وقتي يک فرعون ظالم و حيواني از جنس شغال در آن ديار حکومت ميکند و منافع و همه هويت اسلامي را به دوستي گرگها ميبخشد و تازه در نظر دارد تا پس از واصل شدن قريبالوقوعش به اسفل السافلين، يک بدتر از خود را به نام «جمال مبارک» بر جاي خود بنشاند چاره جز اين نيست که اين فرعون و فرزند خلفش را انسانهاي آزاده به اسلاف خود ملحق نمايند و «اعدام انقلابي» آنان را در دستور کار قرار دهند.
در خبرگزاريها خواندم که دانشجويان از کنفرانس اسلامي خواستهاند طرح اعدام انقلابي مبارک را در دستور کار قرار دهد!!! بسيار دور است از بينش و از آگاهي سياسي دانشجويان که چنين چيزي را از يک کنفرانس جهاني بخواهند چرا که سياستمداران کنفرانس اسلامي مگر کساني غير از نمايندگان همين دولتهايي هستند که اکثرشان خفقان مرگ در برابر اين جنايات گرفتهاند؟
پيشنهاد نهايي ما اين است که از همه هستههاي مقاومت و گروههاي آزادي خواه اعم از مسلمان و غيرمسلمان و به ويژه گروههاي مصري و فلسطيني استمداد شود و طرح به درک واصل نمودن اين پدر و فرزند و اين شجره خبيثه ملعونه در دستور کار جدي هستههاي رسمي و غيررسمي غيروابسته به دولتهاي سازشکار و کفتارصفت قرار گيرد. يک اعلان و فراخوان عمومي از جانب يک هسته دانشجويي در ايران که امکانات خود در سطح اينترنت را نيز به کار گيرد و بيانيه نخست خود را با اعلام عمومي به گروههاي آزاده و با اراده صادر نمايد و شعارهاي مربوطه را نيز از اين پس در کليه بيانيههاي خود تکرار و از آن حمايت نمايد.
البته اعلام نمايد که اين آغاز راه است و ديگر امراي سازشکار دولتهاي به اصطلاح اسلامي نيز در صورت فالوده خوردن با کفار و ظالمان از دست ملتهاي واقعا مسلمان خود در امان نخواهند ماند.
پيشنهاد ميشود جايزه مادي ناقابلي نيز براي اين امر اختصاص يابد که از راه کمکهاي مردمي تهيه گردد و مثلاً هر سه ماه يک بار حساب مربوطه چک و مبالغ آن اعلام گردد و اگر تا آن زمان هنوز اين حيوانات انسان نما در قيد حيات ننگين خود بودند بخشي از آن پول به مردم فلسطين اختصاص يابد و مقدار قابل توجهي از آن جايزده ناقابل اما از نظر عددي معنادار، همواره در حسابي به نام «حساب اعدام فرعون» باقي بماند. اين حساب مي تواند در يک بانک شجاع(!) و يا در يک صندوق قرضالحسنه متشکل از هيأت امناي انقلابي و شجاع قرار گيرد.
السلام من اتبع الهدي
حشمت اللهفلاحت پیشه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران درباره فعالیت گروههای مانند کانون موسوم به مدافعان حقوق بشر گفت:"تا زمانی که موضوع به بحث حقوق بشر باشد فعالیت این کانون قابل دفاع است ولی زمانی که بحث سیاسی شد و اقدامات آنها جنبه سیاسی به خود گرفت فعالیتهای آنها قابل دفاع نیست."
وی افزود:تلاشهای حقوق بشر یک فعالیت مردم نهاد است و فعالیت کانون موسوم به مدافعان حقوق بشر باید مستقل از دولتها و در قالب "ان جی او" به دور از هر گونه فعالیت سیاسی و حمایت دولتهای خارجی صورت میگرفت."
فلاحت پیشه تاکید کرد:" در حال حاضر کشورهای غربی و آمریکا با استانداردهای دو گانه با دولتها برخورد میکنند به این معنی که این دولتها کشورهای دارای حکومت موروثی را دموکراسی میدانند در حالی که نظام جمهوری اسلامی ایران که برخاسته از آراء مردم است را زیر سوال می برند."
وی افزود:چگونه میتوان به نیت این گروهها اعتماد کرد در حالیکه آنها در مقابل جنایات غزه سکوت کرده و زمانی که دولت و کابینه قانونی فلسطین روانه زندان میشوند هیچ عکس العملی نشان نمیدهند."
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در پایان اظهار داشت:" راهکار ما در مورد فعالیت گروههایی مانند کانونهای موسوم به مدافعان حقوق بشر این است که این گروهها باید خود را از دخالت کشورهای بیگانه و بودجههای برانداز آنها مصون نگه دارند ولی متاسفانه تاکنون نتوانستهاند چنین هدفی را محقق کنند."
پایان مطلب/
خبرگزاری کار ایران" ایلنا" به نقل از موسیالرضا ثروتی نماینده بجنورد وعضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اعلام کرد که "علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی طی نامه ای به مقام معظم رهبری، از تاخیر دولت در ارائه لایحه بودجه سال آتی گلایه کرده است."
در پی انتشار این خبر از سوی "ایلنا"، ثروتی بلافاصله در مصاحبه با "خبرگزاری فارس" خبر منتشر شده منتسب به خود در خبرگزاری "ایلنا" را تکذیب و تاکید کرد:" اینجانب در هیچ مصاحبهای اعلام نکردم که رئیس مجلس در نامهای به مقام معظم رهبری در زمینه تاخیر ارسال لایحه بودجه از سوی دولت با مجلس مکاتبه کرده است."
در همین راستا به نظر میرسد این اقدام "ایلنا" با هدف تحت تاثیر قرار دادن طرح تحول اقتصادی در آستانه تفدیم لایحه بودجه سال 1388 و لایحه طرح تحول اقتصادی به مجلس از سوی دولت صورت گرفته است.
خبرگزاری کار ایران"ایلنا" تیرماه سال 1386 به علت نشر اخبار کذب و تلاش برای تشویش اذهان عمومی به مدت حدود یکسال توقیف شد.
پایان مطلب/