|
در گفت وگوی تفصیلی با سلامتی عنوان شد: خاتمی ناگزير است مجددا وارد عرصه شود
|
|
دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با اشاره به کناره گیری خاتمی گفت: با فشارهاي فوق العاده زيادي که از بدنه جامعه و شخصيت ها به آقاي خاتمي وارد مي شود، ايشان در نهايت ناگزير است مجددا وارد عرصه شود.
اشاره: در فاصله كمتر از سه ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري دهم و در روزي كه زمزمه هاي انصراف خاتمي از كانديداتوري، بعد از اعلام حضور رسمي ميرحسين موسوي، به گوش مي رسيد با محمد سلامتي دبير كل سازمان مجاهدين به گفت و گو نشستيم تا آخرين تحولات در جبهه اصلاحات را از زبان وي جويا شويم. سلامتي در حالي كه از انصراف خاتمي ابراز تاسف مي كرد اما مدعي شد كه خاتمي دوباره به صحنه انتخابات باز مي گردد. مشروح اين گفت و گو را در زير مي خوانيم: جناب آقاي سلامتي علاقه مندان به بحث هاي سياسي مي خواهند بدانند محمد سلامتي انقلابي دهه 60 نسبت به محمد سلامتي اصلاح طلب کنوني تفاوتي كرده است يا نه؟ من ديدگاه هايي که در اوايل انقلاب داشتم را الان هم دارم و به لحاظ فرهنگي، سياسي، تفاوتي تقريباً نكرده و شايد همين كمي تغيير موجب شده يک سري از دوستان جناح راست من را مانند خودشان اصولگرا تلقي كنند. هرچند به لحاظ مفهومي همه اصولگرا هستيم، به نظر من هر كس که به يك اصول مشخص و چار چوبي پايبند باشد اصولگراست. منتها اين اصطلاح را جناح مقابل فعلاً براي خودش در نظر گرفته است همان طور كه ما خط امامي را براي خود اختصاص داديم . به هر حال تلقي من اين نيست كه در ديدگاه هايم تفاوتي ايجاد شده البته گاهي ممكنه بعضي چيزها در شرايط خاصي احكام خاصي رو لازم داشته باشد كه ما هم به آن معتقديم اما اين اعتقاد را بعضاً تلقي مي كنند كه مثلا ديدگاه ما تفاوت پيدا كرده است. چه عواملي باعث بوجود آمدن جريان اصلاحات شد؟ جريان اصلاح طلبي زماني شروع شد كه يك سري حركت هاي جامعه در مسير درست خود حركت نمي كرد. زماني احساس شد اقتصاد از مسير اصلي عدول كرده و به طبقات محروم و مستضعف توجه كافي نمي شود، در سياست داخلي، آزادي بيان مسير خاص خودش را طي نمي كند، سياست خارجي ما با بن بست مواجه شده و معيارهاي حاكم بر انقلاب در آن رعايت نمي شود؛ در واقع احساس مي كرديم كه آن مسيري كه امام براي انقلاب ترسيم كرده بود طي نمي شود و همين عوامل سبب شد تا جريان اصلاح طلبي شكل بگيرد. به نظر شما نقطه عطف اين مسئله چه زماني بود؟ به نظر من نقطه عطف آن اواخر سال 75 يا سال 76 بود.البته كسي را مقصر تلقي نمي كنيم، روند طوري بود كه اين احساس بوجود آمد. منظور ما از اصلاحات اين بود كه كارها به مسير خط امام، ارزش هاي انقلاب و شعارهايي كه به مردم در انقلاب داده بودند برگردد. در مجموع با اين ديدگاه به اصلاحات معتقد بوده و هستيم البته ممکن است برخي هم منظورشان اين نبود و منظور خاص خود را داشتند اما به هر حال اصلاح طلبان و از جمله شخص آقاي خاتمي منظورش اين بود كه كارها بايد به مسير اصلي و صحيح برگردد. آيا در اين دوراني كه مديريت كشور را در دست داشتيد اين اهداف محقق شد؟ بخشي از اهداف محقق شد و بخش ديگري هم به دليل اينكه مقاومت هاي سنگيني عليه آن بود تحقق نيافت. جناح مقابل زماني كه ديد منافعش به خطر افتاده با تمام توان وارد قضيه شد هرچند اين را نمي شود كتمان كرد كه عده اي هم در جبهه اصلاحات كه خودشان را اصلاح طلب مي دانستند بهانه هايي به دست آنها دادند كه آنها تندروي بكنند و محکم جلوي اصلاحات بايستند و به اين دليل ديديم كه اصلاحات به كندي گراييد و تمامي اهداف محقق نشد. اما آقاي سلامتي در آن زمان، جناح مقابل كه قدرت چنداني نداشت در مقابل اهداف شما بايستد؟ نه اتفاقا محورهاي اصلي كار دست جناح مقابل بود. اصلاح طلبان فقط قدرت دولتي را داشتند، يعني كار اجرايي و كار قانون گذاري و اين كافي نيست. سدهاي زيادي در مقابل قانونگذاري و بخش اجرايي به وجود آوردند. قوانيني كه نمي خواستند به تصويب برسد، شوراي نگهبان جلوي آن را مي گرفت. مي خواستند انتخابات سالم و بر طبق قانون اساسي آن طور كه امام مي گفت برگزار كنند، شوراي نگهبان هيئت هاي نظارت و غيره در برابرشان بود و ايستادگي مي كرد، همانطور كه در مقابل امام ايستادگي كردند. در انتخابات دوره سوم اينها تلاش كردند مسير انتخابات رو تغيير دهند كه امام در مقابل آنها ايستاد و به آقاي محمدعلي انصاري حکم داد كه پيگير قضايا باشند يا در دوره دوم آنها تلاش كردند انتخابات به مسير خاص خود و مسيري كه مي خواستند بكشانند اما امام نگذاشتند. مي خواستند در همه استان ها كانديداهايي را انتخاب كنند و آن كانديداها را به مردم تحميل كنند امام ايستاد و اجازه نداد و كار اينها با بن بست مواجه شد. در زمان اصلاحات هم جلوي كار اصلاح طلبان را كه مي خواستند يك انتخابات سالم، قانونمند و آبرومندانه برگزار شود سد كردند. بنابراين ابزارهاي قدرت دست جناح مقابل بود. به نظر شما چه عواملي باعث شكست جريان اصلاحات شد؟ به نظر من علت اصلي خواست و منافع جناح مقابل بود. جناح مقابل هم مسائل قدرت طلبي و هم منافع مادي اش اقتضا مي كرد كه تا به هر وسيله اي جلوي پيشرفت و موفقيت اصلاح طلبان را بگيرد. متاسفانه رقابت را در ايران از يك رقابت سالم، قانونمند و اسلامي خارج كردند و به حالت غربي تبديل كردند و به همين دليل در هر انتخاباتي با معضل و مساله شوراي نگهبان و هيات هاي نظارت مواجه هستيم. البته علل فرعي هم ممكن است وجود داشته باشد كه تعدادي خودشان را به اصلاح طلبان جسباندند و شعارهاي تندي هم دادند كه جناح مقابل شعارهاي تند اين عده معدود را ملاك قرار داد براي حمله به كل جبهه اصلاح طلب متمسك قرار داد. مگر اصلاحات چه مي خواست؟ خط امام و شعارهاي انقلاب را تعقيب مي کرد، هر چه كه امام در دوره هاي مختلف انقلاب دنبالش بود جبهه اصلاح طلب همان را دنبال مي كرد جناح مقابل در دوه چهارم آدمهاي با سابقه و زندان رفته که قبلا مسئول بودند را رد صلاحيت كردند. با چه مجوزي؟ در انتخابات اخير كه، بسياري از اصلاح طلبان حضور داشتند اما باز شكست خوردند؟ و با اقبال مردم روبرو نشدند؟ بحث اقبال عمومي نبوده هميشه نظرم اين بوده است كه انتخابات سالم باشد. من شخصاً برايم مهم نيست كه جناح ما پيروز شود يا نه، مهم اين است كه اعتبار جمهوري اسلامي حفظ شود و به شعارهايي كه به مردم دادند و به قانون اساسي عمل شود. اين حركت ها، عمر نظام را طولاني و با دوام و مردم را نسبت به انقلاب، اسلام و كشورشان خوش بين مي كند اين اعتماد به نفسي و شرايطي ايجاد مي کند كه استعدادها شكوفا شود. حرف ما اين است. اگر انتخابات سالم باشد و ما پيروز نشويم مهم نيست، باز هم حمايت مي كنيم. اما متاسفانه اين گونه نبوده است. يعني شما معتقديد كه سالم نبودن انتخابات باعث شكست شما بوده است؟ ببينيد در انتخابات مجلس هشتم چقدر آدم هاي با سابقه، كار كشته، خانواده شهدا، مسئولان انقلابي و حزب اللهي رد صلاحيت شدند؟ اين توسط جناح مقابل انجام شد اگر امام بود جلوي اين كار را مي گرفت يعني در مجلس هفتم و هشتم همه شاهد بوديم كه تعداد بسيار وسيعي از عناصر فعال مومن متعهد به انقلاب رد صلاحيت شدند در مقابل كساني تاييد شدند كه نبايد تاييد مي شدند؟ اين نظام را متزلزل مي كند. آقاي سلامتي اگر موافق باشيد كمي از اين فضا خارج شويم. در اوايل انقلاب كتابي توسط سازمان مجاهدين به نام «اصول اعتقادي اسلام» که مولف آن محمد.س بود منتشر شد ولي مدتي بعد توسط خود سازمان جمع آوري شد. ماجراي اين كتاب چه بود؟ ماجراي اين كتاب اصول پنج گانه بود كه خيلي مختصر و خلاصه شده بود. مفصلش در زندان دو سه هزار صفحه بود كه من آموزش مي دادم . فرصت نكردم كه كامل آن را بنويسم. بچه هاي مشهد اين را نشان شهيد هاشمي نژاد دادند كه وي تاكيد كرد كه بايد چاپ شود. در مشهد چاپ شد اما چون خيلي خلاصه بود اجازه نداديم توزيع شود. با توجه به اينكه شما در دوران مديريت آقايان موسوي، هاشمي و خاتمي مسئوليت داشته ايد، اين دولت ها را از لحاظ نقاط قوت و ضعف چطور ارزيابي مي كنيد؟ آقاي موسوي در دوران دفاع مقدس نخست وزير بود. آن زمان، كشور شرايط بسيار حادي داشت كه آقاي موسوي بسيار زحمت كشيد و خوب كار كرد. نمي گويم مديريتش خيلي بالا بود اما تلاش هاي زيادي كرد تلاش هايي كه آدم را کلافه مي كرد، از اين لحاظ كه با مقاومت هاي مختلف مواجه بود. مثلاً زماني كه مي خواستند كالاهاي كمياب را با كوپن توزيع شود، قيمت ها را كنترل كنند، تعاوني ها را راه بيندازند با مقاومت هاي جدي جناح راست مواجه مي شدند. مي گفتند تعاوني ها و توزيع كوپني كالاها كمونيستي است مثل اينكه اسلام شان عوض شده بود، الان همين افراد همان كار را با كوپن انجام مي دهند قبل از آن هم در دولت شهيد باهنر و شهيد رجايي هم همان قضيه بود. نمي گذاشتند كار كوپني خوبي انجام شود و تعاوني ها شكل گيرد و قانون كار تصويب شود يعني قانوني را پيشنهاد مي كردند كه مال 300 سال پيش بود. بنابراين زمان بن بست قانونگذاري در ايران بود؛ قانون كار، قانون شوراهاي اسلامي كار، قانون بيمه بيكاري، قانون بيمه محصولات كشاورزي و قانون تعاوني ها تصويب نمي شد و هر كاري هم كه امام مي كرد باز سنگ اندازي مي كردند امام مي گفت از احكام ثانويه استفاده شود باز مقابله مي كردند در مقابل قانون كار چقدر تفاسير مختلف ارائه کردند تا با آن مقابله کنند. مشكل ديگر بودجه بود نفت را نمي خريدند نفت 10 دلار 5/8 دلار بود يعني كل درآمد ارزي به 5، 6 ميليارد دلار نمي رسيد، با اين رقم كشور را اداره كردن كار ساده اي نيست بنابراين موسوي در آن زمان از پس كار برآمد. در زمان آقاي هاشمي جنگ تمام شده بود و ايشان با توجه به شرايط جديد، سياست هاي اقتصادي باز را اعمال كردند. خود ما آن موقع منتقد بوديم و در مقاله هايي که مي نوشتيم در نشريه «عصر ما» آن سياست ها را نقد مي كرديم ولي خوب آقاي هاشمي هم زحمت زيادي کشيد و به آن چيزي كه اعتقاد داشت پايبند بود. سياست هاي اقتصاد بازار عواقب خاص خودش را داشت كه هاشمي در دو سال آخر از آن سياست ها صرف نظر كرد ولي يك سري تحرك هاي اقتصادي را ايجاد كرد البته سياست هاي اقتصاد بازار هميشه نارسايي هاي فراواني داشته كه مشکلات آن بالاخره گريبانگير شد. اما زمان آقاي خاتمي، دوران جديدي بود. آن موقع ايشان سعي كرد دقيقاً در چارچوب قانوني كه مصوب است عمل كند و ادامه كار و سياست هاي آقاي هاشمي را با يك حالت تعديل و ملايمت خاصي ادامه دهد. البته روي بعد توسعه سياسي تاكيد داشت و به آن معتقد بود به همين علت در آن زمان روزنامه و احزاب تعدادشان زياد شد. در زمان آقاي خاتمي وقتي كه توسعه سياسي انجام شد برخي از آن موقعيت سوء استفاده كردند، شعارهايي دادند و حرف هايي زدند و گفتند ما طرفدار اصلاحات هستيم اما در واقع طرفدار اصلاحات نبودند و شايد خط خاص خودشان را طي مي كردند و به نام اصلاحات اين حرف ها را زدند و حساسيت هاي را به وجود آوردند. آقاي سلامتي در آستانه برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري هستيم. آرايش انتخاباتي اصلاح طلبان براي حضور در اين عرصه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ اصلاح طلبان كار خود را خوب شروع كردند سعي كردند خيلي دمكرات منشانه گام بردارد و تقريبا 5 و 6 ماه پيش توافق حاصل شد هر فردي از اصلاح طلبان كه فكر مي كند شرايط آمادگي لازم را دارد مي تواند وارد شود منتها قرار شد پيگيري کنيم و به مكانيزم ميل به يك كانديداي واحد برسيم و روي يك كانديداي واحد متمركز شويم به همين دليل ديديم كه آقاي كروبي اعلام حضور كرد و اعلام حضور ايشان روندي عادي بود. بعد هم براساس همان مصوبه آقاي خاتمي و آقاي موسوي هم اعلام حضور كردند. ما از حضور آقايآن كروبي و موسوي استقبال كرديم گرچه كانديداي ما از اول آقاي خاتمي بود. به نظر من تا اينجا كار خوب پيش رفته است. جناح مقابل هنوز كانديدايشان را مشخص نكردند البته شايد يک يك مقدار مشكلشان اين بوده كه وضع جبهه اصلاحات نامشخص است چون تصميم داشتند كه اگر تنها كانديداي اين طرف آقاي خاتمي باشد آنها پشت سر آقاي احمدي نژاد باشند منتهي چون تكليف اين طرف روشن نبوده تكليف اون طرف هم مشخص نيست گرچه همين موضوع را هم خدشه دار كردند و گفتند ما به هر حال غير از آقاي احمدي نژاد كسي ديگري را هم ممکن است كانديدا کنيم. آقاي خاتمي گفته بودند يا من مي آيم يا ميرحسين، اما 3 هفته پس از حضور آقاي خاتمي آقاي ميرحسين حضور پيدا کردند. اين به معني ناهمانگي بين اين دو نفر نيست؟ طبق اخباري که به ما رسيده است آقاي مير حسين موسوي نگفتند من نمي آيم، گفته بودند هنوز زود است که بخواهم اعلام نظر کنم و تصميم بگيرم. از طرفي تصميم آقاي خاتمي ناشي از فشاري است كه از اقشار مختلف چامعه براي حضور به وي وارد مي شد و ناچار بود اعلام آمادگي كند. آقاي موسوي نگفته بودند نظرشان را چه زماني اعلام مي كنند. شايد آخر اسفند، شايد ارديبهشت ماه و اصلا نگفتند تصميمم چه خواهد بود و تصميم بر آمدن دارند يا نه و آقاي خاتمي در چنين شرايطي ناگزير بود اعلام حضور كند و چون مطمئن بود آقاي موسوي مي آيد ناچار نياز به فكر بيشتري داشته اند. اگر آن موقع آقاي موسوي مي گفتند حتماً خواهم اومد قطعاً آقاي خاتمي نمي آمدند. با توجه به اين كه بسياري از اعضاي سازمان مجاهدين در دوران مديريت آقاي موسوي حضور داشتند و شخص شما هم در مصاحبه اي گفته بوديد كه تفكرات آقاي موسوي به تفكرات سازمان مجاهدين بسيار نزديك است اما با چنين اوصافي چرا گزينه اصلي خود را خاتمي معرفي كرديد؟ سازمان مجاهدين در دوره هفتم رياست جمهوري، هم قبل از اينکه آقاي خاتمي را مطرح كند سراغ آقاي موسوي رفت. آن زمان من عضو شوراي هماهنگي نيروهاي خط امام بودم. به آقاي موسوي خيلي اصرار كرديم تا متقاعد شود اما نهايتا تصميمش عوض شد و سراغ آقاي خاتمي رفتيم. در دوره نهم هم نظر من اين بود که سراغ آقاي موسوي برويم که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات مطرح کردم و موافقت شد و اما آقاي موسوي حاضر نشد. در آن زمان آقاي کروبي را براي مذاکره فرستاده بوديد؟ بله چرا خودتان براي مذاکره اقدام نکرديد؟ تصميم شوراي هماهنگي اين بود که آقاي کروبي برود. اما باز هم آقاي موسوي نپذيرفت. اما با توجه به اتفاقي که در دوره نهم افتاد، براي دوره دهم هم فکر کرديم حاضر نيستند وارد صحنه شوند که البته ايشان هم استدلال خاص خودشان را داشتند. مي گفتند خدماتي در دوران دفاع مقدس انجام داده ام که براي مردم مهم است و از چيزهايي است که نبايد از دست داد. به همين دلايل اصلا سراغ آقاي موسوي نرفتيم و آقاي خاتمي را انتخاب کرديم. البته بايد بگويم كه آقاي مير حسين موسوي يك انسان ارزشي است و سعي مي کند ديدگاه هاي امام را پيگيري كند و ايشان جزء ظرفيت هاي اصلاح طلبان هستند. با اين اوصاف آقاي موسوي را قوي تر از آقاي خاتمي مي دانيد؟ ببينيد اصلا بحث قوي و ضعيف مطرح نيست در آن زمان بجث آقاي خاتمي مطرح نبود ما اميدوار نبوديم كه آقاي خاتمي راي بياورد ولي آن شعارهاي خوبي كه مطرح شد و وجهه اي كه ايران در سطح بين الملل به دست آورد باعث شده كه ما به سراغ آقاي خاتمي برويم و اين باعث شد كه نيروي جديدي در ظرفيت هاي خط امامي به وجود بيايد. چه شد كه بعد از آقاي موسوي كه سابقه نخست وزيري داشتند گزينه شما آقاي خاتمي بود چه چيزي باعث اين انتخاب شد؟ آن موقع يعني تا قبل از اينكه آقاي موسوي نظر نهايي خود را اعلام كند شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و مجمع روحانيون جلسه اي داشتند و قرار شد تبادل نظر كنيم و همه با هم و با توافق سراغ موسوي برويم و اگر آقاي موسوي احياناً نپذيرفت از بين آقايان كروبي، خوئيني ها و خاتمي يكي انتخاب شود. كه هر سه آن ها قبول نكردند. اين بحث مال دي و بهمن ماه است. كه پس از منتفي شدن انتخاب آقاي موسوي، سرانجام بحث ها راجع به كانديداتوري اقاي خاتمي شروع شد و وي به عنوان كانديداي واحد انتخاب شد. آقاي سلامتي در شرايط كنوني با كنار رفتن آقاي خاتمي، گزينه بعدي سازمان مجاهدين آقاي موسوي خواهد بود؟ ما موضوع را در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و مجمع روحانيون مبارز، بررسي خواهيم كرد البته اميدواريم آقاي خاتمي در تصميمشان تجديد نظر كنند البته معتقدم اگر کنار بکشد در آینده باید تجدید نظر کند. اما نهايتا اگر آقاي خاتمي تصميم گرفتند كه نباشند گروههاي مختلف جبهه اصلاحات تصميم مشترکي خواهند گرفت و بعدا اعلام خواهيم كرد. هرچند اميدوارم و مطمئن هستم كه اگر خاتمي هم نيايد كانديداي جبهه اصلاحات ظرفيت هاي لازم را براي احراز پست رياست جمهوري خواهد داشت. آقاي كروبي اعلام كرده است كه به هيچ وجه كنار نخواهد رفت. نظر شما چيست؟ آقاي کروبي در همين مصاحبه هاي آخر گفته اند بررسي مي کنم تا ببينم چه کسي مقبوليت بيشتري دارد تا به نفع او کنار بکشم. چه ميزان اميد داريد كه اصلاح طلبان با يک کانديداي واحد وارد انتخابات شوند؟ خيلي اميدوار هستيم ولي به نظر من با فشارهاي فوق العاده زيادي که از بدنه جامعه و شخصيت ها به آقاي خاتمي وارد مي شود، ايشان در نهايت ناگزير مي شود مجددا وارد عرصه شوند. آقاي سلامتي خيلي ها معتقدند آقاي موسوي اصولگراست، نظر شما چيست؟ اميدواريم بخشي از اصولگرايان هم به آقاي موسوي اعتقاد داشته باشند، ولي آقاي موسوي همان آقاي موسوي سال 57 است همان اصولگراياني که الان به ايشان تمايل دارند، آن موقع مخالف وي بودند و در اکثر کارهاي آقاي موسوي سنگ اندازي مي کردند. اينها همان مخالفان گذشته اند و اگر طرفداري مي کنند به دليل است كه از همکار خودشان آقاي احمدي نژاد دلخور و دلسرد شده اند و از روي حب آقاي موسوي نيست. آقاي موسوي در جايي گفته اند اگر من سر كار بيايم از طيف اصولگرا و اصلاح طلب استفاده نخواهم كرد. نظر شما در اين زمينه چيست؟ ايشان ديدگاه خاص خودش را دارد و وقتي كه كسي مسئوليتي را قبول كرد افرادي را مي آورد كه بهتر بتوانند با آنها همكاري داشته باشد. اما اين مسلم است كه آقاي موسوي گرايش بيشتري به سمت اصلاح طلبان دارد و نيروهاي وي هم بيشتر از اين جريان خواهد بود./انتهاي پيام/ |
اشاره ـ این روزها و در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری، در حالی که بسیاری از اصلاحطلبان وضعیت جریان متبوع خود را مطلوب و مساعد توصیف میکنند محمد زارع فومنی رئیس ائتلاف اصلاحطلبان جوان ایران، متفاوت از آنها و با یک دید کاملا انتقادی به جریان اصلاحات نگاه میکند. وی از سخن گفتن دوباره افراطیهای دوم خرداد از موضع اصلاح طلبی ابراز نگرانی میکند و معتقد است که جریان اصلاحات با این افراد به نتیجه نخواهد رسید. در گفت و گویی مشروح با فومنی به موضوع های مبهم درباره قتلهای زنجیرهای و ارتباط هاشمی رفسنجانی با اصلاحطلبان نیز پرداختیم.
آقای فومنی آرایش سیاسی اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات دهم ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی میکنید؟
آرایشی که الان در بین دوستان اصلاحطلب شکل گرفته است تقریبا نشان از این دارد که به یک نتیجه واحد نخواهند رسید و همین تعدد کاندیداها باعث تشتت آراء شده و مشکلاتی را برای جریان اصلاحطلب بوجود آورده است. این آینده خوبی را نمیتواند برای اصلاحطلبان رقم بزند و آینده روشنی برای این جریان نمیبینم. یک سری نیروهای خط امامی و کسانی که واقعا عاشق نظام بودند جریان اصلاحات را پایهگذاری کردند اما متاسفانه بعد از اینکه آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری رای آورد نفوذیها یا آنهایی که در بیرون از گود بودند انقلابیون اصیل در خط امام(ره) و نظام را از قطار اصلاحات پیاده کردند و این در حالی بود که خیلی از این افراد، مخالف حضور آقای خاتمی بودند اما متاسفانه بعد از روی کار آمدن خاتمی پدر سالار، سردمدار و غضنفر اصلاحات نام گرفتند. اصلاحات یعنی اصلاح امور نه این که از بین بردن یک جریان یا حکومت، اصلاحات یعنی آن چیزی که با آرمانهای امام(ره) همخوانی داشته و در چارچوبهای قانون اساسی شکل گرفته باشد. معتقدم که اصلاحات مرده است و زمانی مرد که فاصله آنها با مردم زیاد شد. این آقایان تندرو آمدند و با نخبه گرایی، طبقه زیرین جامعه را فراموش کردند و همین فراموشی طبقه زیرین جامعه باعث شد تا مردم مایوس شوند و اصلاحات از بین برود، اصلاحاتی دیگر باقی نمانده است. به چه کسی اصلاحطلب میگویید؟ مشکل خاتمی این بود که وی هیچگاه نمیتوانست برای خود تصمیم بگیرد، کسان دیگر تصمیم میگرفتند و خاتمی اجرا کننده بود همین که میگوید تدارکاتچی بودم به نظر من ایشان یک تدارکاتچی بود به این معنی که تفکرات سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت را پیاده میکرد.
برخی از اصلاحطلبان معتقدند که حضور چند کاندیدا در بین اصلاحطلبان نشان از پویایی و زنده بودن این جریان دارد آیا این گونه است؟
نه این ضعف اصلاحات را نشان میدهد که هنوز نمیتوانند جریان خود را اداره کنند، اگر اصلاحات را آقای خاتمی در این کشور نهادینه میکرد و اگر قدرت مدیریت وی بالا بود امروز این گونه نبودیم. اصللاحات الان صاحب ندارد و هر کسی میآید و ادعای اصلاحطلبی میکند. این وضعیت نشان میدهد که اصلاحات سر و ته ندارد مانند یک بچه ناقص الخلقه است که بوجود آمده ولی توانایی انجام کار ندارد. اینها نمیتوانند در یک مجموعه کوچک به هماهنگی برسند حالا میخواهند یک کشور را اداره کنند. آقای کروبی تمام تلاش خود را برای سازماندهی این جریان انجام داد ولی تندروها و افراطیها نگذاشتند و الان شرایطی را بوجود آوردهاند که دیگر اثری از این جریان باقی نمانده است و پویایی در این جریان نمیبینیم.
آقای فومنی با حضور آقای خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری موافق هستید؟
از اول هم اعلام کردم که آقای خاتمی نباید وارد صحنه انتخابات میشد چون شکست خاتمی تراژدی غمناکی را برای اصلاحطلبان رقم خواهد زد و برای همیشه باعث نابودی این جریان خواهد شد معتقدم آقای خاتمی چون امتحان خود را پس داده و 8 سال مدیریت کرده است، باید میدان را به دیگران بدهد تا بتوانند آرایی جذب کنند و الا خود خاتمی نباید اشتباه گذشته را تکرار کند و فریب افراطیها را بخورد که به زور ایشان را به صحنه کشاندهاند و میخواهند تا آخر نگه دارند. خاتمی عاقلتر از این است که تا آخر بماند و پیشبینی میکنم که در نهایت در دقیقه 90 به نفع کروبی و میرحسین کنار میرود.
یعنی شما تنها دلیلی که خاتمی باید به خاطر آن وارد صحنه انتخابات نمیشد را حضور جریان افراطی در کنار وی میدانید؟
ببینید آقای خاتمی در دوران 8 ساله خود ضعف مدیریتی زیادی داشتند در سیاست داخلی، خارجی و مباحث اقتصادی بسیار ضعیف عمل کردند. کابینه ایشان، ضعیفترین کابینه بود. اکثر وزراء ناکار آمد بودند. در مجموع اگر خاتمی مدیریت خوبی داشت میتوانست اصلاحات را برای همیشه در ایران نهادینه کند ولی متاسفانه اصلاحات نهادینه نشد.
معمولا در جریان انتخابات، هر شخصی که اعلام کاندیداتوری میکند تیمی از مشاوران و برنامهریزان را در کنار خود دارد که برنامههای وی را طرحریزی میکنند. به نظر شما در حال حاضر مشاوران و برنامهریزان آقای خاتمی چه کسانی هستند؟
خوب مشخص است تندروها و افراطیهایی که از اول در کنار وی بودند همان تیمی که دولت خاتمی را اداره میکرد همان پدر سالارها و غضنفرها. این گروه آن قدر خاتمی را دور زده اند که وی سایر اصلاحطلبان را نمیبیند و فقط به آنها توجه دارد و فکر میکنند که اصلاحات ارث پدری جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین است در حالی که این حریان را آنها بوجود نیاوردند و ربطی هم به آنها ندارد که بخواهند صاحب اصلاحات باشند. صاحبان واقعی اصلاحات، مردم، نیروهای معتقد به نظام و پیرو خط امام(ره) و مقام معظم رهبری هستند.
به نظر میرسد مجمع روحانیون از نحوه چینش ستاد خاتمی راضی نیست؟ نظر شما چیست؟
خوب طبعا نیروهای خط امام و انقلاب و معتقد به نظام از این نحوه چینش راضی نخواهند بود زیرا اینها معتقدند که خاتمی نباید مجددا تندروها را وارد صحنه میکرد. با ورود خاتمی اینها فعالیت خود را آغاز کردهاند و این باعث تقویت بیش از پیش موقعیت آقای احمدینژاد و انسجام اصولگرایان و تعدد کاندیداهای اصلاحطلب شده است.
برخی از اطرافیان خاتمی از حضور میرحسین ناراضی هستند و معتقدند آقای موسوی برنامه آنها را برای اینکه بتوانند خاتمی را در عرصه نگه دارند به هم ریخته است. نظر شما چیست؟
همین گونه است، طیف افراطی و تندرو جریان اصللاحات کلا مخالف حضور آقایان کروبی و موسوی هستند و معتقدند که این دو نفر نباید وارد عرصه میشدند و تنها آقای خاتمی باید در صحنه باشد، مطمئن باشید اگر زمانی خاتمی کنار رود همین طیف در مقابل میرحسین و کروبی خواهند ایستاد و مخالفت میکنند . آنها معتقدند که خاتمی باید تا آخر بماند و مقاومت کند.
به نظر شما این طیف برای از صحنه خارج کردن میرحسین چه برنامههایی خواهند داشت؟
الان فشارهای زیادی از سوی این طیف تندرو به آقای کروبی و موسوی وارد میشود آنها از طریق نظرسنجیهای دروغین، فعالیتهای زیرزمینی و ارائه آمار و ارقامهای غیر واقعی در صدد فریب مردم و گروههای سیاسی هستند و میخواهند این را القا کنند که فقط آقای خاتمی رای دارد قحط الرجال است و کسی جز وی نمیتواند در مقابل احمدی نژاد ایستادگی کند.
آقای فومنی سال گذشته در یک کنفرانس خبری اعلام کردید که میخواهید ناگفتههایی از خاتمی را برای مردم بیان کنید ولی این کار انجام نشد؟
بله من برنامهای در این زمینه برای آینده دارم. در دانشگاه سمنان مواردی را گفتم و در آینده هم موارد دیگری را عرض خواهم کرد ولی در کل میخواهم این را بگویم که اطراف آقای خاتمی را کسانی گرفتهاند که برای خود خاتمی و نظام و اسلام خطرناک هستند چون خیلی از آنها اصلا معتقد به نظام نیستند حتی برخی در ضدیت با نظام قرار دارند. در زمان دولت اصلاحات جالب است خبرنگاری از طرف همین افراد آمده بود و در مورد انکار وجود امام زمان(عج) و مسجد جمکران مصاحبه میگرفت با خیلیها مصاحبه گرفته بود و قرار شد با من هم مصاحبه بگیرد به من گفتند که شما وجود امام زمان(عج) را انکار کن که من درخواست آنها را رد کردم. یکی از دلایلی که باعث خروج من از جبهه مشارکت شد همین بود که پیشنهادات این چنینی زیادی به من میدادند. این جریان می خواستند اعتقادات مردم را زیر سوال ببرند. در مجلس ششم هم گروهی تشکیل شده بود که یک سری مطالب را در مورد اسلام جمع و تفسیر به رای میکردند و میخواستند آنرا به جامعه القا کنند. همه این افراد را میشناسم و کم کم آنها را معرفی خواهم کرد.
برخی معتقدند که اصلاحطلبان با خارج از کشور در ارتباط هستند و مقامات آمریکایی نیز بارها از این جریان حمایت کردهاند نظر شما چیست؟
بله معتقدم برخی از اینها، برخی روزنامههای زنجیرهای که بسته شد و حتی برخی از بودجههای اینها از جای دیگر تامین میشد یعنی آمریکا و بیگانگان از اینها حمایت میکردند. اسرار هستهای را چه کسی فاش کرد؟ قتلهای زنجیرهای را چه کسانی سازماندهی و اجرا کردند؟ من زیاد وارد این فاز نمیشوم. در آینده همه را خواهم گفت که برنامهها را در بیرون طراحی و دستور میدادند تا در داخل اجرا شود، البته منظور من همه اصلاحطلبان نیست آن دسته از نفوذیها و تندروهایی است که میخواهند نظام را فدای کارهای خود کنند.
یعنی شما معتقدید که قتلهای زنجیرهای برنامه طراحی شده از سوی افرطیهای دوم خرداد بود؟
برنامه از سوی اینها طراحی نمیشد بلکه برنامه را از خارج طراحی و سازماندهی و با هماهنگی در داخل اجرا میشد الان برخی از تئوریسینهایی که در دوران مدیریت اصلاحات حضور فعال داشتند کجا هستند؟ این ترورها چگونه اتفاق افتاد؟ به نظر من این را باید از اطرافیان آقای خاتمی سوال کرد تا برای مردم شفافسازی شود.
آقای خاتمی در 16 آذر ماه سال 1383 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران اعلام کردند که از درون جریان اصلاحات صدای دشمن به گوش میرسد. به نظر شما روی سخن وی با چه کسانی بود؟
فکر میکنم منظور آقای خاتمی همین نفوذی و افراطیهایی بودند که در جریان اصلاحات نفوذ کردند. کاری هم از دست خاتمی ساخته نبود. خاتمی فقط اجرا کننده تصمیمات آنها بود.
برخی آقای موسوی را اصلاحطلب نمیدانند نظر شما چیست؟
سوال جالبی است من آقای میرحسین را نه اصولگرا میدانم و نه اصلاحطلب، ایشان اصولگرای اصلاحطلب است. آقای موسوی انسان میانهروی است و اگر زمانی روی کار آید از این اصلاحطلبانی که اکنون از وی حمایت میکنند استفاده نخواهد کرد.
نام آقای کروبی مطرح شد، به نظر شما وی در آینده به نفع کاندیدای دیگری در جبهه اصلاحات حاضر به کنارهگیری خواهد بود؟
بعید میدانم آقای کروبی کنار برود، ایشان تا لحظه آخر ایستاده و شجاعتر از آن است که از انتخابات ترسی داشتهباشد باید حضور وی رابه فال نیک گرفت هرچند باید منتظر ماند. به نظر میرسد ایران یک اوباما میخواهد و تنها کسی که الان شعار تغییر داده است آقای کروبی است و فکر میکنم باید لقب اوبامای ایران را به کروبی داد. البته در حال حاضر تمام نظرسنجیها نشان میدهد که آقای احمدینژاد در صدر لیست قرار دارد و از سایر کاندیداها با فاصله زیاد پیشی گرفته است.
افراد شاخصی از جریان اصلاحات وارد ستاد کروبی شدهاند به نظر شما چه عواملی باعث حضور این افراد در ستاد وی شده است؟
عملکرد بد سازمان مجاهدین و حزب مشارکت باعث شد تا این نیروها ریزش کنند و همان نیروها را میبینیم که در ستاد آقای کروبی فعالیت میکنند و این همان توان کروبی را میرساند که میتواند تفکرات و گروهها را دور خود جمع کند و موفقیتی برای ستاد ایشان است و باید وی را جدی گرفت.
برخی اصلاحطلبان در دوران ریاست جمهوری خاتمی طرح عبور از وی را مطرح کردند به نظر شما چرا در آن زمان، این بحث مطرح شد؟
ضعف مدیریتی خاتمی باعث شکلگیری این جریان شده بود معتقدم که آقای خاتمی اگر میتوانست تمام گروهها را گرد خود جمع کند این موارد پیش نمیآمد. بحث عبور از خاتمی را همان آقایان تندرو مطرح کردند که الان مجددا وی را به صحنه آوردهاند که باید از آنها پرسید شما که تا دیروز عبور از خاتمی را مطرح میکردید چه شده است که امروز از وی برای انتخابات دعوت میکنید؟ سیاست شما سیاست یک بام و دو هواست. این رفتارها نشان میدهد که جریان افراطی دنبالهرو خاتمی، خود خاتمی را قبول ندارد و تنها از وی به عنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد استفاده میکنند.
به نظر میرسد این طیف خواستههایی از خاتمی داشت و با همین دید هم خاتمی را مورد حمایت قرار داد ولی زمانی که وی نتوانست آنها را به اهداف خود برساند موضوع عبور را مطرح کردند، این گونه نیست؟
بله اینها میخواستند همه چیز را یک شبه تغییر دهند و خاتمی هم نمیتوانست هر چه آنها میگویند انجام دهد، معتقدم اگر مدیریت آقای کروبی و حمایت های مقام معظم رهبری در آن شرایط نبود خاتمی نمیتوانست کاری انجام دهد. خیلی برای من جالب بود افرادی که در مجلس ششم متحصن بودند اعلام روزه سیاسی کردند اما در زیر زمین مجلس نهار میخوردند. یک روز در همان ایام که آنجا رفته بودم دیدم که دانشجویان متحصن در بیرون از مجلس به خاطر روزه سیاسی از گرسنگی و تشنگی رنج میبردند در حالی که نمایندگان، در زیر زمین مجلس در حال صرف غذا و میوههای رنگارنگ بودند. این نشان میدهد که تحصن آنها اعتقادی نبود بلکه قصد ایجاد مشکل برای نظام را داشتند و به قول خودشان میخواستند یک شبه همه چیز را تغییر دهند. یکی از آنها که اسمش را نمیگویم زبانا به من گفت میخواهیم کار نظام را یکسره کنیم یا در نا آرامیهای 18 تیر به وزارت کشور رفتم و از آنها خواستم که مدیریت کنند و به نا آرامیها پایان دهند که یکی از آنها گفت بگذارید دانشجویان کار خود را انجام دهند و خوب دارند عمل میکنند این موارد همگی نشان میدهد که کارهای آنها برای براندازی نظام همگی سازماندهی شده بود.
آقای فومنی در مجموع چه عواملی باعث شکست جریان اصلاحات طی چند سال اخیر شده است؟
دلایل متعددی برای شکست اصلاحات وجود دارد که مهمترین آنها را میتوان تندروی و افراطیگری، ضعف مدیریت، نگاه قیممابانه به مردم، گروههای سیاسی و طبقات اجتماعی، خود را بزرگتر از دیگران دانستن، نخبهگرایی و عدم توجه به طبقه ضعیف جامعه، شلوغکاریها و ... کرد که باعث شد اصلاحات به بن بست برسد و کسانی که میخواستند یک شبه کار حکومت را یکسره کنند کار خود را یکسره کردند الان شاهد هستیم که تندرویها در حال شکلگیری است و میبینیم در دانشگاهها به مقدسات، پیامبر(ص) و ائمه(ع) توهین میکنند و با همین رفتارها نیز در حال ورود به انتخابات هستند ولی ما اصلاحطلبان معتدل اجازه نخواهیم داد که این افراطی و نفوذیها برای انقلاب خطر ایجاد کنند و بنده حاضرم در هر دانشگاهی که باشد با سران مجاهدین و مشارکت مناظره کنم و رسما اعلام کنم که مسببین شکست اصلاحات چه کسانی بودند.
برخی معتقدند آقای هاشمی رفسنجانی، اصلاحطلبان را اداره میکند و به آنها خط میدهد، نظر شما چیست؟
من آقای هاشمی را اصلا اصلاح طلب نمیدانم که بگویم به جریان اصلاحات خط میدهد، فکر نمیکنم اصلاحطلبان حاضر شوند از هاشمی تاسی بگیرند یا حرف شنویی داشته باشند، خیلی از همین تندروهای اصلاحطلب تا همین دیروز به آقای هاشمی لقب عالیجناب سرخپوش و قرمز پوش میدانند و یکی از دلایلی که باعث شکلگیری جریان اصلاحات شد مبارزه با تفکر هاشمی بود که با نظام سرمایهداری مبارزه کنند. البته مافیای قدرت و ثروت در جریان اصلاحات کم نیست و بعد از روی کار آمدن آقای خاتمی در کابینه وی نفوذ کردند و کسانی هم بودند که تا قبل از روی کار آمدن خاتمی هیچ نداشتند ولی الان در ثروت زیاد به سر میبرند. همان افراد از آقای هاشمی به خاطر استفاده اقوام در قدرت انتقاد میکردند در حالی که کابینه خاتمی یک کابینه فامیلی بود و همانند دولت قاجاریه شده بود.
آقای فومنی به عنوان سوال پایانی، ائتلاف اصلاحطلبان جوان در انتخابات آینده ریاست جمهوری از چه کسی حمایت خواهد کرد؟
ما فعلا به جمعبندی نرسیدهایم در حال برسی گزینهها هستیم و انشاء ا... در ماه اول سال جدید کاندیدای خود را معرفی خواهیم کرد.
پایان مطلب/
در گفتوگوي تفصيلي با مزروعي عنوان شد؛
دوستاني كه معتقدند تندروي كرديم، بگويند چه كار مي كرديم؟
![]()
رجبعلي مزروعي با اشاره به وقايع پايان مجلس ششم و تحصن برخي نمايندگان، گفت: اتفاقاً آقايان خاتمي و كروبي در ابتدا نسبت به ردصلاحیت برخی نمایندگان معترض بوده و تحصن را همراهي كردند، اما دوستاني كه مي گويند تندروي كرديم بگويند بايد چه كار مي كرديم؟
اشاره: رجبعلي مزروعي، عضو دفتر سیاسی جبهه مشاركت و رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، متولد سال 1336 اصفهان، داراي مدرك ليسانس فيزيك از دانشگاه اصفهان و فوق ليسانس اقتصاد از دانشگاه شهيد بهشتي است.
وي سوابق اجرايي و مديريتي همچون نمايندگي مردم اصفهان در مجلس ششم، كارمند وزارت نفت، رايزن فرهنگي ايران در نيجريه، وابسته فرهنگي در کراچی پاكستان، مديركل مركز مطالعات و تحقيقات وزارت ارشاد و مشاور اقتصادي رئيس جمهور در دوران وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رياست جمهوري سيد محمد خاتمي و مدير برنامه ريزي سد كرخه را در كارنامه خود دارد.
متن زیر مشروح گفت و گوی خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» با آقاي مزروعي مي باشد که هفته گذشته در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران انجام شد.
آقاي مزروعي جبهه مشاركت چگونه شكل گرفت؟
تشكيل حزب مشاركت به قبل از سال 1376بر مي گردد؛ زماني كه دوستان ما در جناح چپ - كه بعداً اصلاح طلب نام گرفت - در فضاي بعد از سال 1368 بتدريج كنار زده شده بودند و در انتخابات مجلس چهارم نيز بخشي رد صلاحيت و بخشي هم راي نياوردند.
در سال 1375 مجموعه دوستان به اين نتيجه رسيدند كه به دنبال يك تشكل باشند و اين موجب شد در انتخابات سال 1376 آقاي خاتمي مطرح شود و مجموع دوستان نيز بيشتر در ستاد انتخاباتي خاتمي فعال شدند.
تصور اين بود كه آقاي خاتمي يك راي پنج تا شش ميليوني مي آورد و مي توانيم در سايه آن راي، يك تشكل و جريان سياسي را سازمان دهيم، اما خوب برخلاف انتظار، آقاي خاتمي يك راي بيش از 20 ميليون آورد و دولت را در دست گرفت.
بعد از اينكه اين دولت تشكيل شد آن مجموعه دوستان باز به اين نتيجه رسيدند كه هدف قبلي را عملي كنند و براي همين منظور تمام سال 76 و بخشي از سال 77 دوستان ما كه بعدها به عنوان موسسين حزب مشاركت شناخته شدند، اين تشكل را تاسيس، و اساسنامه و مرامنامه را تدوين كردند و آذرماه سال 1377 پس از طي مراحل قانوني، حزب مشاركت اعلام موجوديت كرد.
عده اي حزب مشاركت را يك حزب دولت ساخته مي دانند. نظر شما چيست؟
اين يك برداشت است؛ اصلاً فكر تشكيل چنين تشكل سياسي قبل از سال 1376 زاده شد و مراحلي را هم طي كرد، ولي با انتخابات ریاست جمهوری سال 76 همزمان شد.
با این حال اگر دولت ساخته بود طبعاً در اين دوره اي كه دولت و مجلس در دست اصلاح طلبان نيست بايد حزب از فعاليت مي افتاد، ولي فكر مي كنم اين سه چهار سال نشان داد كه فعالیت جبهه مشاركت خيلي ارتباطي با دولت نداشته و يك تشكل كاملاً مستقل بوده است؛ البته طبعاً در دوره آقاي خاتمي همسويي فكري با ايشان داشتيم و به عنوان حامي و يار دولت بوديم و الان هم منتقد دولت هستيم و نقش خود را ايفا مي كنيم.
با توجه به اينكه در مجلس ششم حضور داشتيد، در مجموع عملكرد اين مجلس را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
قبل از اينكه وارد مجلس ششم شويم، حزب مشاركت براي انتخابات برنامه اي ارائه داد، گفتيم كه اگر وارد مجلس شويم اين برنامه را تبديل به قانون كنيم. در پايان مجلس، بخشي از آن وعده ها تبديل به قانون شد و نتيجه داد. بخش ديگري هم به دليل اختلاف نظري كه بين مجلس ششم و شوراي نگهبان وجود داشت به نتيجه اي نرسيد ولي پس از ارزيابي کار انجام شده در مجلس با برنامه، خوشبختانه نزديك به 95 درصد آنچه كه وعده داده بوديم به نتيجه رسيد به ویژه در بخش هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، عملكرد موفق بود اما در بخش سياسي كمترين موفقيت را داشتيم به دليل اينكه طرح ها و لوايحي كه به گونه اي با مسائل سياسي ارتباط داشت از صافي شوراي نگهبان رد نشده بود.
كارشناسان اقتصادي، مجلس ششم را فاقد برنامه اقتصادي مي دانستند، نظر شما چيست؟
اتفاقاً برعكس اين قضيه صادق است، در زمينه مسائل اقتصادي فكر مي كنيم در بين مجالس بعد از انقلاب، مجلس ششم يكي از موفق ترين مجالس بوده، چون چند قانون كليدي را تصويب كرد كه مجالس قبلي و بعدي انجام ندادند، يكي اصلاحات قانون ماليات ها بود. اين قانون با نگرش حمايت از توليد و روان سازي چرخ اقتصادي كشور انجام شد كه اجزاي زيادي دارد، مهمترين آن اين است كه نرخ موثر مالياتي براي بنگاه هاي اقتصادي را از حدود 65 درصد به 25 درصد كاهش داد و عملاً اين امكان را برای بنگاه هاي اقتصادي بوجود آورد كه از اين كاهش مالياتي براي سرمايه گذاري و توسعه بنگاه استفاده كنند كه اثرات خود را پس از اجراي قانون در سال 1380 به اين طرف نشان داد. دومين قانون طرح جلب و حمايت از سرمايه گذاري خارجي بود كه بعد از انقلاب توجهي به آن نشده بود اما در مجلس ششم طرح آن تهيه و تصويب و از سال 1381 اجرايي شد. اگر به آمار و ارقام رجوع شود تا سال 1384 كه دولت خاتمي بر سر كار بود روند ورود سرمايه گذاري خارجي به كشور مثبت و رو به افزايش بود اما متاسفانه از سال 1384 به اين طرف دوباره روند منفي شده است. قانون مهم دیگر، قانون برنامه چهارم توسعه است كه در مجلس ششم بررسی و تصويب شد و فكر مي كنم هنوز بهترين قانون براي اداره كشور است. اصلاحات ديگري هم مانند يكسان سازي نرخ ارز كه يك اصلاح ساختاري در اقتصاد كشور بود در قانون بودجه سال 1381 تصويب و اجرا شد. تقريباً در مجلس ششم نزديك به 145 قانون تصویب شد كه به مسائل اقتصادي ارتباط داشت و اگر تعداد مصوبه ها را ملاک ارزیابی بگيريم، كه به نظر من نمي تواند ملاك ارزيابي دقیق باشد، مجلس ششم نسبت به دو مجلس هفتم و هشتم خيلي فعال تر بوده است.
آقاي كروبي معتقدند كه عده اي در مجلس تندرويي كردند و تحصن برگزار شده باعث شكست اين مجلس شد با اين نظر موافقيد؟
وقتي بحث تندروي مطرح مي شود دوستاني كه مي گويند تندرويي بوده است باید مصادیق و جزئيات آن را بگوئيد. تحصن عكس العمل بود نسبت به عمل ديگري، اكثريت دوستان مجلس ششم ما رد صلاحيت شدند بدون اينكه شوراي نگهبان دليل آنرا ارائه كند اتفاقاً آقايان خاتمي و كروبي در ابتدا نسبت به اين مسئله معترض بوده و همراهي كردند. دوستاني كه مي گويند تندروي كرديم نمي گويند بايد چه كار مي كرديم؟
آقاي مزروعي در آستانه برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري هستيم اجازه دهيد وارد فضاي انتخابات شويم آرايش انتخاباتي اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات آينده رياست جمهوري را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
فكر مي كنم آرايش كنوني اصلاح طلبان براي انتخابات آينده بسيار خوب است و اتفاقاً حضور سه نامزد در وضعيتي كه با آن روبرو هستيم به نفع جريان اصلاح طلبي است و نشان مي دهد برخلاف تصوري كه جريان رقيب ما دارد كه يكي از آنها گفته بود اصلاحات مرده است و حضرت مسيح هم نمي تواند آنرا زنده كند، اتفاقاً اصلاح طلبان بسيار زنده هستند و ظرفيت خوبي دارند. ولي تبعاً مطلوب اين است كه با يك نامزد وارد انتخابات شويم و من فكر مي كنم اين امر اتفاق مي افتد.
آقاي كروبي گفتند؛ والله كنار نمي روم، يعني قسم به خداوند خورده اند آيا با وجود اين باز فكر مي كنيد كه ايشان به نفع كسي كنار رود؟
در عالم سياست هيچ چيز را تمام شده ندانيد، شرايط، مقتضيات و واقعيات هستند كه در نهايت تصميم گيري را مشخص مي كنند به نظر من اين شرایط انتخاباتي خيلي مانع با آن هدفي كه ما دنبال مي كنيم نيست.
با وجود حمايت هاي برخي چهره هاي مطرح اصلاحات از آقاي كروبي به نظر نمي رسد در نهايت اصلاح طلبان بر روي وي اجماع كنند؟
هدف ما پيروزي در انتخابات است و در ايام پيش رو هر نامزدي كه بتواند اين پيروزي را براي اصلاح طلبان ممكن كند روي همان اجماع مي شود و فكر مي كنم بقيه اصلاح طلبان هم مي پذيرند.
كانديداي اصلي حزب مشاركت براي انتخابات آينده کيست؟
كانديداي اصلي ما به عنوان جبهه مشاركت آقاي خاتمي بوده است ولي بايد جلو برويم و با توجه به شرايط و واقعيات و اين كه چه نامزدي مي تواند اهداف ما را تحقق بخشد در مورد آن تصميم خواهيم گرفت.
نظر حزب مشارکت درباره شخصي غير از آقاي خاتمي چیست؟
براي ما مهم پيروزي در انتخابات است يعني هدف براي ما مهم است. از نظر ما هر نامزدي كه ما را به هدف برساند مورد حمايت خواهد بود.
حضور آقاي ميرحسين موسوي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ عده اي معتقدند كه ايشان نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا؟
آقاي مير حسين از سال هاي اول انقلاب هميشه در جناح چپ و اصلاح طلب بوده و الان هم فكر مي كنم در اين جناح تعريف مي شود براي اينكه مجموع حاميان ايشان در جناح اصلاح طلب هستند و در جناح رقيب ما، حمايتي از ايشان نشده است و ايشان هم خود را در درون جريان اصلاح طلبي تعريف مي كنند.
سوابق نشان مي دهد كه آقاي موسوي بيشتر به اقتصاد دولتي اعتقاد دارند نظر شما چيست؟
در اظهارات اخير كه ايشان داشته اند اين گونه نيست. آقاي موسوي اگر روزگاري به دليل شرايط، كه بخشي برآمده از انقلاب و بخشی بر آمده از جنگ، مجبور بودند اقتصاد را به صورت دولتي مديريت كنند ا لان چنين شرايطي وجود ندارد. اتفاقا عملكرد سال هاي اخير نشان مي دهد كه جناح اصولگرا بيشتر با خصوصي سازي مخالف بوده است. در مجلس ششم ما هر مصوبه اي كه راجع به خصوصي سازي داشتيم، شوراي نگهبان رد مي كرد، در مجلس هفتم نيز مواد مربوط به خصوصي سازي در قانون برنامه چهارم توسط اصولگرایان حذف شد. شما اگر اصلاحات سال 1383 قانون برنامه چهارم در مجلس هفتم اصولگرا را مطالعه كنيد مي بينيد این اصلاحات، حذف موادي مربوط به خصوصي سازي است. آقاي احمدي نژاد هم كه روي كارآمد ابتدا اين نگرش را داشت يعني از تثبيت قيمت ها كه در مجلس هفتم اتفاق افتاد، حمایت کرد. در كشور نزديك به 27 سال طول كشيد كه جناح چپ و راست به اين نتيجه رسيدند كه وضعيت قبلي قابل تداوم نيست و اصل 44 را تفسير كردند، كه به نظر من اصل 44 را تغيير دادند، و رسيدند به اين كه در كشور، بايستي اقتصاد از آن وضعيتي كه 80 درصد اقتصاد به طور مستقيم يا غيرمستقيم در دست دولت است خارج شود، بنابراين این بحث آقاي موسوي نيست ايشان هم مي گويد يكي از ظرفيت هاي جديدي كه براي كشور ايجاد شده است همان تفسیراصل 44 و سياست هاي مربوط به آن است و بايد اين اصل را درست اجرا كرد.
آقاي خاتمي در 16 آذرماه سال 83 در جمع دانشجويان دانشگاه تهران اعلام كردند كه در جبهه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي رسد، به نظر شما روي سخن آقاي خاتمي با چه كساني بود؟
اينها را بايد به صورت مصداقي خود آقاي خاتمي جواب دهند من نمي دانم منظور ايشان چيست.
برخي از اصلاح طلبان در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي موضوع عبور از وي را مطرح كردند به نظر شما چرا اين بحث مطرح شد؟
عده اي اين بحث را مطرح كردند ما هم موافق آن نبوديم به هر حال وقتي در جامعه فضا آزاد باشد افراد مختلفي مي توانند ديدگاه هاي خود را مطرح كنند اينها را بايد از كساني كه اين بحث را مطرح كردند سئوال كرد.
آقاي مزروعي با توجه به تخصص شما در بحث اقتصاد شايد بد نباشد كه گريزي هم به مباحث اقتصادي بزنيم، به نظر شما چرا آقاي خاتمي طرح هدفمند كردن يارانه ها را اجرايي نكردند؟
يكي اينكه مقامات عالي كشور با آن موافق نبودند براي اينكه در دو مرحله در دولت آقاي خاتمي طرح تهيه شد و تا مراحل عالي رفت ولي جلوي آن گرفته شد. اما الان موافقت مي شود و دوم اينكه الان با همه اين موافقت ها مي بنيم كه با چه مشكلاتي برخورد كرده است. به نظر من آنچه را كه دولت کنونی مطرح و تبليغ كرده است اجرا نخواهد شد براي اينكه آن شكل قابل اجرا نيست كه شما قيمت ها را دفعي افزايش دهيد و بعد بخواهيد پول نقدي به مردم بدهيد، به خصوص الان كه قيمت نفت هم كاهش يافته است. شايد دو سال یا يك سال پيش اين قابل اجرا بود ولي الان نمي توان آنرا اجرا كرد. در دولت آقاي خاتمي برنامه اي ارائه شد كه در مواد قانون برنامه چهارم هم بود اگر اين دولت آن را ادامه مي داد به اين مشكل بر نمي خورد و آن افزايش تدريجي قيمت حامل هاي انرژي متناسب با نرخ تورم بود و جامعه هم اين را پذيرفته بود، يكي از بزرگترين اشتباهات مجلس هفتم همين بود كه قيمت حامل هاي انرژي را تثبيت كردند و گفتند اين عيدي به مردم است، اين سياست اشتباه بود و متاسفانه دولت نهم هم كه روي كارآمد اين تثبيت را ادامه داد و براي سه سال قيمت ها تثبيت شد تا اینکه در سال 1386 مشخص شد كه اين نمي تواند ادامه پيدا كند، آنجا بود كه بحث سهميه بندي بنزين مطرح شد و قيمت بنزين از 80 تومان به 100 تومان رسيد، اگر آن شيب تدريجي ادامه مي يافت و قيمت تدريجي سال 83 تثبيت نمي شد اين 80 تومان در امسال كه 87 است نزديك به 200 تومان مي شد و اصلاً احتياجي به اين بحث ها نبود و در مورد برق، آب، گازوئيل هم اگر يك شيب تدريجي اصلاح قيمت صورت مي گرفت حالا مي شد اين شيب را تند و كند كرد اما يكي از مواد قانون برنامه چهارم، كه اتفاقاً در دولت آقاي احمدي نژاد ناديده گرفته شده است، همين ماده 3 مربوط به اصلاح قيمت حامل هاي انرژي است كه حالا مي خواهد در بدترين شرايط ممكن انجام شود.
شما با هدفمند كردن يارانه موافق هستيد؟
من با آنچه كه در قانون برنامه چهارم نوشته شده موافقم چون اين يك بسته سياسي است يعني تنها قيمت حامل هاي انرژي نيست چون بايستي همزمان با اين كار، سيستم حمل و نقل عمومي در كشور بهبود يابد به گونه اي كه اقشار و طبقات كم درآمد جامعه بتوانند به طور سهل الوصولي به خدمات حمل و نقل دسترسي داشته باشند و نظام تامين اجتماعي هم به طوري سازماندهي شود كه همه شهروندان زير پوشش نظام تامين اجتماعي قرار گيرند يعني بخشي از اين درآمد حاصل از افزايش قيمت ها صرف تامين اجتماعي شود و البته بخشي از جامعه كه زير خط فقر هستند بايستي مورد حمايت دولت قرار گيرند با تعاريف خاص يعني به اين شكل كه مي خواهد عمل شود موافق نيستم.
اقاي مزروعي الان 100 سال است كه از صنعت نفت برخورداريم اما همچنان بنزين وارد مي كنيم در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي چه اقداماتي براي حل اين مساله انجام شد؟
حل اين مشكل كه چرا ما نتوانسته ايم نفت خام را به فرآورده تبديل كنيم و بفروشيم در دوره آقاي هاشمي شروع شد اما در دولت آقاي خاتمي اگر كارنامه آن را نگاه كنيم بيشترين سرمايه گذاري براي تبديل نفت خام به فرآورده هاي نفتي در ايران انجام شده است. تمام طرح هاي پتروشيمي كه در بندرماهشهر و امام خميني (ره) است كه نفت خام و گاز را تبديل به فرآورده مي كند در دوره آقاي خاتمي انجام شده است و الان اگر شما مي بينيد كه صادرات غيرنفتي در دوره آقاي احمدي نژاد رشد نشان مي دهد اگر وارد جزئيات آن شويم بخش عمده اي از اين رقم حاصل صادرات غیرنفتي همين كارخانه هايي است كه در دوره آقاي خاتمي ساخته شده است كه در اواخر دوره خاتمي و يا دوره احمدي نژاد به بهره برداري رسيده است. مسئله تولید و مصرف بنزين بحث پرمناقشه اي است. در بحث واردات بنزين، بايد اقتصادي فكر كنيم كه آيا ساختن يك پالايشگاه در داخل براي ما اقتصادي است يا اينكه بنزين را از خارج وارد كنيم؟ در مجلس ششم بارها اين بحث انجام شد. آن موقع با قيمت هايي كه وجود داشت و محاسباتي كه انجام شد به اين نتيجه رسيديم كه اقتصادي نيست براي كشور پالايشگاه بسازيم اما در مجلس هفتم تصميم گرفته شد كه 5 تا 7 پالايشگاه در كشور ساخته شود اما باید بدانیم هر پالايشگاه با ظرفيت 400 الي 500 هزار ليتري در روز توليد بنزين، احتياج به حداقل 3 ميليارد دلار سرمايه گذاري دارد و تا وقتي كه به توليد برسد اگر همه مسائل حل باشد يعني تحريم نباشيم، تكنولوژي آماده باشد و قرار دارد ببنديم حداقل سه سال ساخت آن طول مي كشد، حال سئوال اين است اگر بخواهيم 5 پالايشگاه بسازيم، احتياج به حداقل 15 ميليارد دلار سرمايه دارد، اين مبلغ از كجا مي خواهد تامين شود؟ آيا بازدهي آن متناسب با سرمايه گذاري است؟ به اضافه اينكه نمي شود كشور را تعطيل كرد كه آن چند پالايشگاه ساخته شود بالاخره مصرف روزانه بايد تامين شود.
يعني شما معتقد هستنيد كه ما بايد همچنان بنزين وارد كنيم؟
من اين بحث را ندارم. بستگي به قيمت و شرايط روز بايد ديد كه اين به لحاظ اقتصادي چقدر توجيه دارد؟ و بر چه پايه اي مي توانيم ارزيابي كنيم كه اگر توليد را داخل انجام دهيم يا وارد كنيم بهتر است؟ چون صرف اينكه ما وارد كننده يا توليد كننده هستيم معنا نمي دهد.
به نظر نمي رسد اگر ما همچنان وارد كننده بنزين باشيم اين نوعي وابستگي است؟
بينيد بحث وابستگي و استقلال در دنياي امروز از مواردي است كه مي تواند رهزن انديشه باشد. دنيا محل داد و ستد است و الان بحث جهاني شدن مطرح است، يعني تمام كشورها به هم پيوسته و وابسته شده اند، هر كشوري بايد از واقعيت موجود يك شناخت درست داشته باشد و براساس منافع ملي كشور با ديگران تنظيم روابط كند و جز اين معني ندارد، اين يك واقعيت است كه دنيا به نفت ما و ما به كالاي دنيا نياز داريم اين را كسي نمي تواند ناديده بگيرد.
آقاي مزروعي الان مدتي است كه موضوع آغاز روابط ايران و آمريكا مطرح شده است نظر شما در اين زمينه چيست؟
در مجلس ششم اين را مطرح كرديم و به نقطه اي رسيديم كه بايد با آمريكا به تدريج اين ديوار بي اعتمادي را كه بالا رفته است برداريم و همچنان كه با روسيه و انگليس رابطه داريم با آمريكا نيز مذاكره كنيم. در حال حاضر ادامه اين وضع را به نفع كشور نمي بينيم و بايد امكاني فراهم شود كه با در نظر گرفتن همه شرايط و مقتضيات و مهمتر از همه منافع ملي، اين بحث را بتوان پيش برد و مديريت كرد و اميدوار بود كه با كاهش اين روابط خصمانه ديرين، يك فضاي جديد را به روي كشور باز شود.
به عقيده كارشناسان سياسي، امريكا الان خيلي مشتاق است كه با ايران رابطه داشته باشد، نظر شما چيست؟
از نظر من در شرایط کنونی، ايران بيشتر مشتاق است. بعد از انقلاب هيچ رئيس جمهوري جرات نكرده است به رئيس جمهور آمريكا نامه بنويسيد و پيام تبريك بفرستد ولي آقاي احمدي نژاد نامه تبريك فرستاد و اين در بعد از انقلاب سابقه نداشته است. البته اين اشكال ندارد ولي به نظر من اتفاقاً امريكا در شرايط فعلي مشتاق مذاکره نيست و اين ضعف قضيه است، الان فضا خوب نيست ولي در مجموع هر اقدامي كه براي حل مشكلات ما با آمريكا صورت گيرد را به نفع كشور مي دانيم.
در زمان آقاي خاتمي اقدامي براي برقراري رابطه با آمريكا صورت گرفت؟
در زمان خاتمي، آمريكا مشتاق رابطه با ايران بود. در زمان رياست جمهوري ايشان، مادلين آلبرايت در سخنراني خود بواسطه دخالت آمريكا در كودتاي 28 مرداد از ايران عذرخواهي كرد و فضا به سمتي پيش می رفت كه اين مشكل حل شود اما آن موقع مخالفت هايي در داخل بود و عملاً جلوي آقاي خاتمي را گرفت و اين ناقص ماند و بعداً هم با روي كارامدن جرج بوش و واقعه 11 سپتامبر كه امريكا ايران را به عنوان سه كشور در محور شرارت معرفي كرد اين بحث تعطيل و فضايي ديگري ايجاد شد.
آقاي مزروعي در قضيه مادلين آلبرايت كساني كه اصل سخنان وي را شنيده يا خوانده بودند، گفتند كه بحثي از عذرخواهي در آن نبوده است؟
اين بستگي به برداشت و تلقي افراد دارد و اصلاً راجع به مسائل سياسي و اجتماعي آنچه كه بسياري از داوري ها و جهت گيري ها را معلوم مي كند به گرايشات آدم ها بر مي گردد به همين خاطر در اين گونه مسائل با طيفي از برداشت ها و تنوع فكري روبرو هستيد، بنابراين اين يك نظر است اما قابل فهم است كه اگر روابط ايران و آمريكا به سمت بهبود برود اين يك دفعه شروع نمي شود، با يك حرفي از آن طرف و با سخني از اين طرف شروع مي شود و موضوع سخن آلبرايت يك نقطه شروع بود و به اين معني نيست كه همه مسائل ما در قالب يك عذرخواهي حل می شد. اينها نقطه شروع هايي است مانند الان كه اوباما مي گويد ما مي خواهيم با ايران تعامل و مذاكره كنيم و بستگي به جوابي كه ايران مي دهد جلو مي رود و در آن زمان از اين نقطه شروع درست استفاده نشد حالا به هر تعبيري كه می خواهد باشد.
تقريباً سه ماه پيش مجله نيوزويك طي يادداشتي به نقل از دنيس راس، پرده از نامه اي برداشت كه در آن صادق خرازي از آمريكا درخواست مذاكره كرده بود، نظر شما چيست؟
اين ها جزء كارهاي خبرگزاري فارس است، آقاي خرازي زنده است و اين را تكذيب كرد.
اما آقاي مزروعي اصل نوشته موجود است و شواهد صحت اين نامه را تاييد مي كند؟
از مواردي كه منتشر شده و مطالعه كرده ام آقاي خرازي تكذيب كردند و اين براي من حجت است و چنين نوشته اي را نديده و اطلاعي ندارم./انتهاي پيام/
جهانبخش خانجانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد آرایش انتخاباتی اصلاحطلبان در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری گفت:به نظر من تا این مرحله اصلاحطلبان در موقعیت ممتازی به سر میبرند و روند را به خوبی طی میکنند.
وی با وجود حضور سه نامزد جدی اصلاح طلب در صحنه انتخابات، افزود: کاندیداهای مطرح شده در جریان اصلاحات دیدگاههای خود را مطرح میکنند و به احتمال زیاد در انتخابات آینده ریاست جمهوری شاهد تعدد کاندیداها در میان اصلاحطلبان نباشیم.
خانجانی در مورد این گفته کروبی که اعلام کرده به هیچ وجه کنار نمیرود اظهار داشت: ما در دنیای احتمالات به سر میبریم و عالم انسانی نیز عالم احتمالات است بنابراین نمیتوان در آن از قطعیت سخن گفت.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران به صورت تلویحی در رای آور بودن گزینه کروبی تشکیک کرده و تاکید کرد: برای اصلاحطلبان مهم نیست که روی چه گزینهای اجماع کنند مهم این است که چه کسی میتواند بیشترین آراء را بدست آورد و از محبوبیت بیشتری برخوردار است.
خانجانی در مورد حضور کرباسچی در ستاد کروبی نیز تصریح کرد: آقای کرباسچی ریاست ستاد انتخاباتی آقای کروبی را نپذیرفته است و هیچ مسئولیتی در ستاد ایشان ندارد، حضور ایشان فقط در حد مشورت است.
پایان مطلب/
علی تاجرنیا رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد آرایش انتخاباتی اصلاحطلبان در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری گفت: آنچه در حال حاضر وجود دارد این است که اصلاحطلبان در فضای عمومی جامعه مطالبات و خواستههای خود را از تریبونهای مختلف مطرح میکنند و تا زمان انتخابات بر روی یک نفر به اجماع خواهند رسید.
وی افزود: در این دوره تلاش بر این است که مانند دوره قبل با تشتت آراء و تعدد کاندیدا در بین اصلاحطلبان حاضر نشویم و با یک کاندیدا وارد عرصه انتخابات شویم.
تاجرنیا در مورد احتمال حضور میر حسین تاکید کرد: جهتگیری میرحسین جهتگیری حضور است، ایشان میخواهد در عرصه سیاسی کشور حاضر و تاثیرگذار باشد ولی مشخص نیست که حضور وی به ثبتنام بیانجامد.
رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات افزود: البته جدی شدن بحث حضور آقای موسوی یک امر طبیعی است ولی قطعا بین ایشان و آقای خاتمی در نهایت یکی از آنها در صحنه حضور خواهند داشت.
وی در مورد احتمال معاون اولی میر حسین در صورت پیروزی خاتمی در انتخابات تصریح کرد: فکر میکنم در این نوع بحثها گفتمان خاصی وجود ندارد، خاتمی و میرحسین شخصیتی منحصر به فرد و جدا دارند اما همکاری آنها در آینده منتفی نیست.
تاجرنیا در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا این احتمال وجود دارد اگر اصلاحطلبان بر روی کاندیدایی غیر از کروبی اجماع کنند وی به نفع کاندیدای واحد از صحنه کنار برود؟ گفت: آقای کروبی شخصیت دلسوزی دارد و مسلما، فضا و شرایط کنونی حاکم بین اصلاحطلبان را درک خواهد کرد که باید با کاندیدای واحد در صحنه حاضر شویم چون ایدهآل ما این است که از بین 3 نفر مطرح شده در نهایت یک نفر وارد عرصه شود.
رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در پایان در مورد حضور کرباسچی در ستاد انتخاباتی کروبی اظهار داشت: کرباسچی مانند هر فرد دیگری آزاد است که تصمیم بگیرد ولی ما اطلاع داریم که ایشان در ستاد آقای کروبی مسئولیت رسمی ندارد و انشاء ا... در نهایت از کاندیدای واحد حمایت خواهد کرد.
پایان مطلب/
محمدرضا خباز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد آخرین وضعیت اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: "در اردوگاه اصلاحطلبان تاکنون آقایان کروبی و خاتمی به صورت رسمی برای حضور در عرصه انتخابات آینده ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کردهاند، تا آغاز ثبتنام از نامزدها نیز احتمال اینکه افراد دیگری هم اعلام حضور کنند وجود دارد."
وی افزود:"البته احتمال اینکه اصلاحطلبان به یک گزینه واحد برسند وجود دارد ولی به نظر من بهتر بود اول کاندیدای واحد انتخاب میشد و بعد به صورت جدی وارد عرصه میشدند."
خباز در ادامه در مورد حضور کرباسچی در ستاد کروبی اظهار داشت:" آقای کرباسچی چندین ماه است که در جلسات مهم مشورتی حزب اعتماد ملی حضور دارند و طی این چند ماه به طور کامل با اعضا و فضای حاکم بر حزب آشنا شدهاند."
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی افزود:" از سوی دیگر آقای کرباسچی، حجتالاسلام کروبی را به خاطر سوابق دینی و سیاسی ایشان که همواره از همراهان امام(ره) و حامیان انقلاب بوده، کاملا میشناسد و به همین دلایل است که وی آقای کروبی را اصلحترین گزینه برای انتخابات آینده ریاست جمهوری میداند."
عضو فراکسیون اقلیت مجلس تاکید کرد:" آقای کروبی همچنانکه از قبل اعلام کرده به هیچ وجه حاضر به کنارهگیری نیست و امیدواریم حزب کارگزاران هم گزینه اصلح خود را کروبی اعلام کند."
خباز در پایان اظهار داشت: "آرزوی ما این است که اصلاحطلبان در نهایت بر روی آقای کروبی اجماع کنند و معتقدیم این اتفاق به مرور محقق میشود."
پایان مطلب/
حجت الاسلام رسول منتجبنیا قائم مقام حزب اعتماد ملی در حالی که در موضعگیریهای اخیر خود همواره از عدم اجماع در میان اصلاحطلبان سخن گفته و نسبت به گروههای افراطی اصلاحطلب اعتراض داشته است، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی "شبکه ایران" در مورد آخرین وضعیت اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات آینده ریاست جمهوری، شرایط کنونی جریان اصلاحات را خوب توصیف کرد
وی گفت:"جریان اصلاحات در وضعیت بسیار خوبی به سر میبرد، گرایش مردم به این جریان خوب است و اگر فضای تبلیغات، سالم و انتخابات هم در سلامت کامل برگزار شود اصلاحطلبان پیروز میدان خواهند بود."
قائم مقام حزب اعتماد ملی در حالی که مدعی بود در سفر به گلستان و همدان برخوردهای خشنی با کروبی صورت گرفته و اجازه سخنرانی به وی داده نشده است مدعی شد:" مسئولان فضا را از اکنون بر روی اصلاح طلبان بستهاند."
وی با این سخن نتیجه گرفت:"این نشان از احساس خطر و نگرانی مسئولان از اصلاحطلبان دارد."
قائم مقام حزب اعتماد ملی در ادامه تاکید کرد:" امیدواریم اصلاحطلبان به نتیجه واحد برسند، کاندیداها وارد عرصه شدهاند فعلا هیچکس قرار نیست کنار برود و قدم همگی مبارک."
منتجبنیا در پایان تصریح کرد:" اگر مجریان عدالت را رعایت کنند اصلاحات به نتیجه میرسد."
به نظر میرسد رفته رفته با نزدیک شدن به روز انتخاب، حضور جدی کروبی در جمع کاندیداهای اصلاخ طلب، به یکی از جدی ترین چالشهای یاران خاتمی مبدل شود، چنانکه پیش از این نیز بهزاد نبوی، کروبی را به افشای مسائل مالیاش تهدید کرده بود، و برخی از اصلاح طلبان تندرو نیز در موضع گیریهای رسمی خود زبان به توهین نسبت به کروبی گشوده بودند.
پایان مطلب/
به گزارش خبرنگار شبکه ایران، پیش از این در خبرها آمده بود که در جریان جنگ 22 روزه حماس و رژیم صهیونیستی و کشتار مردم بیدفاع غزه، عدهای از مردم استان قطیف- یکی از استانهای شیعهنشین عربستان- در حمایت از مردم غزه و در محکومیت اقدامات رژیم صهیونیستی اقدام به برگزاری تجمع قانونی و با اجازه دولت عربستان کردند.
اما پلیس امنیتی عربستان با گسترده شدن ابعاد این اعتراضات که برگزاری این تجمع آرام شیعیان عربستانی را مخالف منافع خود میدید با حمله به آنها اقدام به بازداشت 23 تن از تجمعکنندگان کرد.
در همین حال بازداشتشدگان، با ارسال نامهای به رئیس هیئت دفاع از حقوق بشر دولت عربستان سعودی که نسخه اسکن شده آن به شرح زیر در اختیار بازدید کنندگان قرار میگیرد، با شرح ماجرا و اینکه تجمع آنها کاملاً قانونی و آرام بوده و زیر نظر نیروهای امنیتی صورت گرفته است از این هیئت درخواست آزادی کردند.
برای بزرگتر دیدن تصویر اینجا را کلیک کنید
در همین حال دولت عربستان، در اقدامی شیطنتآمیز آزادی 23 بازداشت شده در بند را منوط به امضای تعهدنامه و پذیرش موارد ذکر شده در آن میکند.
برای بزرگتر دیدن تصویر اینجا را کلیک کنید
طی این تعهدنامه که نسخه اسکن شده آن در بالا قابل رویت است دولت عربستان با هدف تخریب چهره سید حسن نصرالله، از بازداشتشدگان میخواهد اقرار کنند که این تجمع بنا به درخواست دبیر کل حزب الله لبنان و در پاسخ به دعوت وی بوده است.
این اقدام دولت عربستان در حالی صورت گرفته است که نیروهای «امنیتی و امر به معروف» عربستان، هفته گذشته با حمله به 2 هزار نفر از مردان و زنان شیعه در مقابل قبرستان بقیع، تعدادی از آنها به شهادت رسانده یا زخمی کردند. این تعداد از شیعیان، در آستانه وفات پیامبر گرامی اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و همچنین در اعتراض به اقدام پلیس امنیتی و امر به معروف عربستان در فیلمبرداری از زنان شیعه در مقابل قبرستان بقیع در مدینه و در کنار مرقد حضرت رسول (ص) و ائمه بقیع (ع) حضور یافته بودند، که به شدت از سوی پلیس عربستان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
پایان مطلب/
سخنرانی موهن شبستری که تنها پس از گذشت یک هفته از اعلام کاندیداتوری خاتمی صورت گرفت در حالی بود که چند روز قبل از آن خبری از سخنرانی هاشم آغاجری عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب، در جلسهای که در منزل شخصی عبدالله نوری برگزار شده بود، منتشر شد که حکایت از توهین مجدد وی به مراجع تقلید و امام خمینی(ره) داشت.
اما سخنرانی موهن شبستری و انتشار خبر آن در رسانههای گروهی، اعتراضات گسترده تشکلهای دانشجویی، احزاب و روحانیت را به این سخنان در پی داشت.
در دانشگاه صنعتی اصفهان بعد از توهینهای شبستری، اعتراضات در قالب صدور بیانیه از سوی تشکلهای دانشجویی و برگزاری تحصن آغاز شد که طی آن دانشجویان مذهبی این دانشگاه در اقدامی خود جوش در اعتراض به اجرای این برنامه موهن از سوی طیف غیر قانونی تحکیم وحدت ، دفتر آن را پلمپ کردند.
بنابراین گزارش، هادی شهبازی دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان در گفت و گو با خبرنگار سیاسی "شبکه ایران" در مورد وقایع اخیر این دانشگاه گفت:" قبل از برگزاری جلسه با توجه به پیشینهای که از سخنرانیهای توهینآمیز مجتهد شبستری و اقدامات طیف غیرقانونی تحکیم وحدت وجود داشت اعترض خود را نسبت به صدور مجوز برای این برنامه به مسئولین دانشگاه اعلام کردیم اما آنها توجه نکردند."
وی افزود:" اما بعد از برگزاری این جلسه موهن، تشکلها و دانشجویان مذهبی در قالب صدور بیانیه و برگزاری تحصن، اعتراضات خود را به مسئولین دانشگاه اعلام کردند که در پی آن ریاست دانشگاه طی نامهای تعلیق فعالیتهای طیف غیرقانونی تحکیم وحدت دانشگاه را تا برگزاری جلسه رسیدگی به تخلفات این تشکل اعلام کرد."
شهبازی تاکید کرد:" دانشجویان مذهبی دانشگاه که تعداد آنها حدود 500 الی 600 نفر بود پس از نامه رئیس دانشگاه با تجمع در مقابل دفتر انجمن اسلامی درب آنرا پلمپ کردند."
وی در پایان اظهار داشت:" جلسه رسیدگی به تخلفات انجمن اسلامی فردا یکشنبه برگزار خواهد شد."
در همین حال به نظر میرسد با آغاز مجدد فعالیتهای انتخاباتی سید محمد خاتمی، طیف تندرو جریان اصلاحات که از مدتها پیش حمایت قاطع خود را از کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری را اعلام کرده است، خود را برای باز تولید فضای ضد دینی دوره اصلاحات مهیا می کند.
لازم به ذکر است هفته گذشته، عبدالکریم سروش نیز که به تازگی با زیر سوال بردن اعتبار آیات قرآن کریم ادعا کرده بود: " قرآن مجید مستقیما از سوی خدا نیست بلکه خداوند حضرت محمد (ص) را با آن روح متعالی آفریده و قرآن تراوش روح اوست."،همزمان با آغاز فعالیتهای خاتمی برای حضور درانتخابات دهم ریاست جمهوری، وارد ایران شد.
پایان مطلب/
|
سلامتي: كروبي اعلام كرده كه كنار خواهد رفت
|
|
دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ایران در مورد اينكه آيا كروبي حاضر به كناره گيري به نفع ساير كانديداهاي اصلاح طلب خواهد بود؟ تصريح كرد: آقاي كروبي اخيرا اعلام كرده كه به نفع هركس از جبهه اصلاحات كه مقبوليت بيشتري داشته باشد كنار خواهد رفت.
محمد سلامتي در گفت وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو» در مورد وضعيت كنوني اصلاح طلبان در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: از حدود 4 تا 5 ماه پيش تقريبا تمام گروه هاي اصلاح طلب با هم توافق كردند كه در جبهه اصلاحات هر كسي آمادگي حضور در عرصه انتخابات را دارد خود را معرفي كند و يا اينكه هر يك از گروهها نيز مي توانند به معرفي كانديداي مورد نظر خود بپردازند تا در نهايت براساس مكانيزمي كه طراحي ميشود يك نفر به عنوان كانديداي واحد معرفي شود. وي افزود: روندي كه الان در جريان است پيگيري همان تصميم ميباشد و مطرح شدن نام چند شخصيت براي حضور در عرصه امري عادي تلقي ميشود چون در نهايت اصلاح طلبان با يك گزينه واحد وارد عرصه انتخابات خواهند شد. دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب در پاسخ به اين سوال كه اين روند پيگيري همان شوراي حكميت مورد نظر آقاي كروبي است؟ اظهار داشت: شوراي حكميت يكي از مكانيزم هاست، در كنار آن بحث نظر سنجي هم وجود دارد ولي در حال حاضر اينكه كدام مكانيزم مورد استفاده قرار گيرد مورد بحث بوده و به تصويب نرسيده است. سلامتي در مورد اعلام آمادگي خاتمي گفت: حضور خاتمي در صحنه به دو دليل بود يكي درخواستهاي مكرر مردمي و جريانات سياسي از وي و ديگري احساس مسئوليت در مقابل مشكلات كنوني جامعه كه ميرحسين موسوي را هم وادار كرده تا براي حل آنها وارد عرصه شود. وي در پايان در مورد اينكه آيا كروبي حاضر به كناره گيري به نفع ساير كانديداهاي اصلاح طلب خواهد بود؟ تصريح كرد: آقاي كروبي اخيرا اعلام كرده كه از جبهه اصلاحات به نفع هركس كه مقبوليت بيشتري داشته باشد كنار خواهد رفت. /انتهاي پيام/ |
|
خباز: اجماع بر روي كروبي هنوز صد درصد نشده است
|
|
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: اجماع اصلاح طلبان بر روي كروبي و معرفي وي به عنوان كانديداي واحد هنوز صد درصد نشده است ولي اميدواريم اين كار انجام شود.
محمدرضا خباز در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد اظهارات موهن آغاجري و مجتهد شبستري گفت: معتقدم هركس بايد در حوزه كاري و تخصص خود اظهار نظر كند و مسائل فقهي و ديني را بايد افرادي همچون شهيد مطهري ها كه نظراتشان كارشناسي، ماندگار و قابل استناد است، اعلام نظر كنند. وي افزود: اگر اين را بياموزيم كه هركسي در حيطه تخصص خود صحبت كند در اين حالت هم تاثيرات بيشتري خواهد داشت و هم خواننده مي تواند از آن استفاده كافي را ببرد. خباز در پايان در مورد احتمال اجماع اصلاح طلبان بر روي كروبي در انتخابات آينده رياست جمهوري اظهار داشت: اجماع اصلاح طلبان بر روي كروبي و معرفي وي به عنوان كانديداي واحد هنوز صد درصد نشده است ولي اميدواريم اين كار انجام شود. /انتهاي پيام/ |
|
كريمي اصفهاني: آغاجري و شبستري به دنبال پياده كردن «اسلام آمريكايي» هستند
|
|
دبير كل جامعه انجمنهاي اصناف و بازار گفت: امثال آغاجري و مجتهد شبستري نوعي القاعده با آب و رنگ ديگري هستند كه از يك آبشخور تغذيه مي شوند و به دنبال پياده كردن اسلام آمريكايي هستند.
دبير كل جامعه انجمنهاي اصناف و بازار در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو» در مورد اظهارات موهن اخير آغاجري و مجتهد شبستري گفت: آغاجري و مجتهد شبستري با افراد، فقها و امام(ره) مشكل ندارند بلكه مشكل آنها با اصل اسلام است كه بايد تكليف خود را روشن كنند. وي افزود: از آنجا كه اينها خجالت مي كشند بگويند با اسلام مشكل دارند از پيامبر(ص) و ائمه(ع) اشكال مي گيرند و توهين مي كنند. كريمي اصفهاني تاكيد كرد: آنچه فقهاي ما مي گويند و به آن عمل مي كنيم برگرفته از قرآن وسنت بوده و مسئله اخلاق به بهتربن وجه در اسلام مورد توجه قرار گرفته است؛ چون اسلام دين برتر بوده و پيامبر گرامي اسلام پيامبر رحمت و مهرباني است. وي اظهار داشت: اينكه امام(ره) حفظ نظام را اوجب واجبات مي داند مسئله اي نيست كه بتوان بر آن شبهه وارد كرد چون پايه هاي نظام ما برگرفته از اصل اسلام است و در جهت جهاني كردن ارزش هاي اخلاقي و اسلام تلاش مي كند بنابراين بر هر مسلمان ايراني واجب است كه در جهت حفظ آن تلاش كند. دبير كل جامعه انجمنهاي اصناف و بازار افزود: امثال آغاجري و شبستري با خود دچار تعارض شده اند و دين را باعث عقب ماندگي ملتها مي دانند در حالي كه ايران اسلامي اكنون آقاي كشورهاي دنياست چون براساس اسلام واقعي ناب محمدي(ص) عمل مي كند نه براساس اسلام آمريكايي. وي تصريح كرد: اسلامي كه مدنظر آغاجري و شبستري و امثال آنهاست اسلام آمريكايي است كه خشونت، تروريسم، ظلم و ناديده گرفتن حقوق انساني را تبليغ مي كند؛ در حالي كه اسلام ناب محمدي(ص) به دنبال استقرار صلح و امنيت و ثبات در جهان است. كريمي اصفهاني گفت: امثال آغاجري و مجتهد شبستري نوعي القاعده با آب و رنگ ديگري هستند كه يك هدف را دنبال مي كنند و به دنبال پياده كردن اسلام آمريكايي هستند و براي رسيدن به هدف خود با اين گونه لجن پراكني كنند. وي افزود: اينها بدانند كه سستتر از آن هستند كه بتوانند در مقابل اسلام ناب محمدي(ص) قد علم كنند و همچنان كه سيدحسن نصرالله اصطلاح خانه عنكبوت را براي رژيم صهيونيستي به كار ميبرد ما اين تعبير را در مورد امثال آغاجري و شبستري به كار ميگيريم. دبير كل جامعه انجمن هاي اصناف و بازار در ادامه اظهار داشت: اين موضعگيريها و اظهارات موهن مرتبط با فضاي انتخابات است و آنها ميخواهند در اين موقعيت حساس همگام با شبكه هاي ضد انقلاب و لابيهاي بيگانه با هوچي گري فضاي جامعه را مسموم كنند. وي در پايان تاكيد كرد: اين ورشكستگان سياسي همگام با عناصر ضد انقلاب مباحث مشتركي را دنبال ميكنند و از يك آبشخور تغذيه ميشوند كه همه اين اقدامات نشان از توطئهاي سازماندهي شده و پشت پرده دارد. /انتهاي پيام/ |
|
ترقي: ميرحسين «مهره سفيد» اصلاح طلبان است
|
|
عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي گفت: اصلاح طلبان به دنبال مهره سفيدي هستند كه براي نسل هاي دوم و سوم انقلاب كمتر شناخته شده باشد تا از اين طريق بتوانند آرا مردم را جذب كنند بنابراين به دنبال جلب رضايت مير حسين موسوي هستند.
حميد رضا ترقي، عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد وضعيت اصلاح طلبان گفت: در ميان اصلاح طلبان شرايط به گونه اي است كه به نظر مي رسد خاتمي، ميرحسين و كروبي هر سه در صحنه خواهند ماند. وي در مورد گرايش اصلاح طلبان به سوي ميرحسين موسوي افزود: اصلاح طلبان در پيدا كردن شخصيت مورد نظر خود براي كانديداتوري در انتخابات آتي رياست جمهوري دچار مشكل هستند و مهره هايي همچون خاتمي و كروبي هم قبلا آزمايش خود را پس داده اند. ترقي تاكيد كرد: اكنون آنها به دنبال مهره سفيدي هستند كه براي نسل هاي دوم و سوم انقلاب كمتر شناخته شده باشد تا از اين طريق بتوانند آرا مردم را جذب كنند بنابراين به دنبال جلب رضايت مير حسين موسوي هستند. عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي تصريح كرد: موسوي شعارهاي خود را به گونه مطرح مي كند كه بيشتر رنگ و بوي تفكرات اصلاح طلبانه دارد و تا اندازه اي مخالف اصولگرايي است. وي عنوان كرد: شعارهاي موسوي در مباحث اقتصادي بيشتر سوسياليستي است و گرايش به طرفداري از مستضعفان دارد اما سعي مي كند در مباحث سياسي و فرهنگي مواضع خود را مطرح نكند. ترقي در پايان افزود: از نظر شيوه هاي مديريتي نيز موسوي به گونه اي رفتار مي كند كه باب ميل اصلاح طلبان و اصولگرايان باشد. /انتهاي پيام/ |
|
فروزنده: اظهارات موهن آغاجري و شبستري اعلام هشداري به مردم است
|
|
قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي گفت: اظهارات موهن آغاجري و شبستري اعلام هشداري است به مردم متدين ايران كه اگر چنانچه تفكر دوم خردادي مجددا روي كار آيد شاهد اين ساختارشكني ها خواهيم بود.
لطف الله فروزنده در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو» در مورد اظهارات موهن اخير آغاجري و مجتهد شبستري گفت: تفكر دگرانديشانه اي در ميان اين افراد وجود دارد كه در دوران دوم خرداد به اوج رسيد و اسناد و مدارك هم نشان از ساختارشكني ها در دوران اصلاحات دارد. وي افزود: با اعلام حضور خاتمي برآورد امثال آغاجري و شبستري اين است كه مردم از اين اظهارات آنها استقبال خواهند كرد در حالي كه اين گونه نيست چون مردم به ماهيت اصلي جريان دوم خرداد پي برده اند. قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي تصريح كرد: اگر ملت در دوم خرداد از جريان اصلاحات استقبال كرد به خاطر اين بود كه ماهيت آنها را نمي شناخت ولي بعد از روي كار آمدن، ماهيت اصلي آنها براي مردم رو شد و مشاهده كرديم كه در انتخابات گذشته و انتخابات نهم رياست جمهوري در نتيجه عدم استقبال مردمي، شكست خوردند. فروزنده تاكيد كرد: اين اقدامات اعلام هشداري است به ملت كه اگر چنانچه تفكر دوم خردادي مجددا روي كار آيد شاهد اين ساختارشكني ها خواهيم بود و مردم متدين ايران همچنان كه در تمامي صحنه ها هشيارانه عمل كرده اند بايد مراقب باشند كه مجددا اين تفكرات حاكم نشود. وي در پايان در مورد چگونگي مقابله با اين اقدامات اظهار داشت: بايد برخوردي منطقي با اين اقدامات داشت و با بررسي كارشناسانه و منطقي عملكرد گذشته اصلاح طلبان براي مردم بيان شود كه با روي كار آمدن مجدد اين افراد تخريب ارزش ها شدت خواهد گرفت. /انتهاي پيام/ |
|
ترقي: خاتمي از اظهارات آغاجري و شبستري اعلام برائت كند |
|
عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي گفت: سخنان توهين آميز اخيرآغاجري و مجتهد شبستري در قالب جلسات حمايت از خاتمي بيان شده است كه در اين رابطه خاتمي بايد از اين اظهارات اعلام برائت كند.
حميدرضا ترقي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد سخنان توهين آميز اخير آغاجري و مجتهد شبستري گفت: سخنان اخير آغاجري و شبستري در توهين به مقدسات اسلامي اثبات مي كند كه ديدگاه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در مورد نامشروع بودن سازمان مجاهدين انقلاب و انحرافات آنها اظهار نظري كارشناسانه و بسيار منطقي بوده است. وي افزود: در مقابل اين اقدامات اولا مردم و حوزه بايد واكنش نشان داده و پاسخي منطقي به اين اقدامات آنها بدهند و ثانيا كميسيون ماده 10 احزاب بايد در رابطه با قانوني بودن فعاليت سازمان مجاهدين براساس تغيييراتي كه در مباني فكري و ايدئولوژيكي آنها بوجود آمده تجديد نظر كند. ترقي تاكيد كرد: سازمان مجاهدين و تئوريسين هاي آن يا بايد موضع گيري هاي اخير عوامل خود را طرد كند يا اينكه مسئوليت آن را بپذيرد. عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي تصريح كرد: سخنان توهين آميز اخير در قالب جلسات حمايت از خاتمي بيان شده است كه در اين رابطه خاتمي بايد از اين اظهارات اعلام برائت كند. وي در پايان اظهار داشت: اگر خاتمي اين اظهارات را تاييد مي كند شوراي نگهبان بايد در رابطه با صلاحيت وي در خصوص پاسداري از اسلام تامل كند چون رئيس جمهور بايد پاسدار ارزش ها و اصول اسلامي باشد./انتهاي پيام/ |
برگزاری مناظرههای تلویزیونی میان کاندیداها در ایام انتخابات ریاست جمهوری، در بسیاری از کشورهای جهان یک برنامهی عادی برای آشنایی بیشتر افکار عمومی و مردم با ایدهها و برنامههای نامزدها محسوب میشود.
این در حالی است که حدود چهار سال پیش در ایام تبلیغات انتخابات نهم ریاست جمهوری در ایران، صدا و سیما برای اولین بار اقدام به برگزاری مناظرههای انتخاباتی بین نمایندگان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری کرد که مورد استقبال بسیار گسترده افکار عمومی قرار گرفت و تاثیرات ویژه ای نیز در افزایش آگاهی و شناخت مردم در انتخاب کاندیدای مورد نظر داشت. به نحوی که بسیاری از مردم با علاقه فراوان تا پاسی از شب، این مناظرهها را از صدا و سیما پیگیری می کردند.
اما در همان ایام نیز این پیشنهاد بارها مطرح شد که این مناظرهها با حضور خود کاندیداها نیز برگزار شود.
هر چند این اتفاق در انتخابات نهم روی نداد، ولی به نظر می رسد ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم فرصت مناسبی باشد تا صداو سیما با تدارک ویژه برای این شیوه از برنامه های انتخاباتی، زمینه را برای گفتگوی رودروی کاندیداها با یکدیگر فراهم کند تا هم به کاندیداها این فرصت داده شود که برنامههای خود را مطرح و گزارشی از عملکرد گذشته خود ارائه کنند و هم پاسخگوی سوالات مطرح در مورد خود باشند.
البته تاثیر این شیوه در گرم شدن فضای انتخابات نیز غیر قابل انکار است.
پایان مطلب/
|
رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان: آماده مناظره با سران مشاركت و مجاهدين هستم
|
|
رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان گفت: آمادگي كامل براي مناظره با سران ارشد حزب مشاركت و مجاهدين در يك دانشگاه بي طرف را دارم تا مسببين شكست چند ساله اصلاحات را معرفي كنم.
محمد زارع فومني در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: متاسفانه در طيف اصلاحات شفافيت ديده نمي شود و تعدد و تكثر كانديداها وضعيت را مبهم كرده است. وي افزود: اگر وضعيت به اين نحو پيش رود و تعدد كانديداها وجود داشته باشد و از طرف جناح رقيب هم يك نفر در انتخابات حضور يابد كار سخت شده و باعث پيروزي رقيب ميشود. فومني تاكيد كرد: پيشنهاد ما تشكيل پارلمان اصلاحات با حضور تمامي تفكرات و جريان هاي اصلاح طلب است تا به جاي اينكه گروه هاي انحصار طلب جريان اصلاحات، تصميم گير باشند، با حضور نخبگان سياسي خط امامي و معتدل، اصلاح طلبان به يك جمع بندي رسيده و يك كانديدا را معرفي كنند. رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان در ادامه در مورد حضور خاتمي در صحنه انتخابات آينده اظهار داشت: دكترين اصلاحات بر اين تاكيد ميكند كه خاتمي نبايد وارد صحنه ميشد چون حضور وي باعث انسجام اصولگرايان خواهد شد. وي عنوان كرد: اصلا به اوضاع كنوني اصلاح طلبان خوش بين نيستم و با روندي كه در حال حاضر در جريان است اصلاح طلبان بايد از اكنون دست هاي خود را بالا برده و شكست را پذيرا باشند. فومني افزود: اگر برخي از گروه ها دست از پدر سالار بازي و تصميم گيري براي ديگر گروه ها بردارند و نيروهاي انقلابي و خط امامي وارد عرصه شوند مي توان به آينده خوش بين بود. رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان در بيان ويژگي گروه هاي انحصار طلب اصلاحات گفت: اين گروه ها كه خود را غضنفر اصلاحات ميدانند كساني هستند كه خود را اصلاح طلب معرفي ميكنند در حالي كه اصلاحات را قبول ندارند. وي تصريح كرد: زماني كه اصلاحات بوجود آمد اين گروه ها وجود نداشتند و اصلا در ايران نبودند و در حالي كه از مخالفان خاتمي بودند اكنون از وي حمايت ميكنند. فومني اظهار داشت: در همين جا اعلام ميكنم كه آمادگي كامل براي مناظره با سران ارشد حزب مشاركت و مجاهدين در يك دانشگاه بي طرف را دارم تا مسببين شكست چند ساله اصلاحات را معرفي كنم چون معتقديم اين دو گروه، حركات جريان تندرو اصلاحات طي اين چند سال را سازماندهي كرده اند. رئيس ائتلاف اصلاح طلبان جوان در ادامه در مورد اظهارات توهين آميز اخير آغاجري اظهار داشت: آغاجري آدم هتاكي است و اولين بار نيست كه وي به افراد و مقدسات توهين ميكند بلكه بارها اين حركت را انجام داده و فكر ميكنم چون حضور خاتمي در صحنه انتخابات را ديده است ترغيب شده است تا هتاكي هاي خود را شروع كند. وي در پايان افزود: جريان اصلاحات و ساير كانديداها بايد در مقابل اين حركات افراطي و سخنان اخير آغاجري اعلام موضع و انزجار كنند و مرزبندي خود از اين افراد را مشخص كنند./انتهاي پيام/ |
|
آقايي: كرباسچي در ستاد كروبي مسئوليتي ندارد اظهارات آغاجري قطعا سوء تبليغي براي خاتمي است
|
|
عضو شوراي مركزي كارگزاران گفت: اظهارات اخير آغاجري قطعا سوء تبليغي براي خاتمي خواهد بود و رقبا در ايام انتخابات از آن بر عليه اصلاح طلبان استفاده ميكنند.
هدايت الله آقايي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، درباره مواضع حزب كارگزاران در انتخابات آينده رياست جمهوري گفت: كارگزاران از خيلي قبل، اعلام كرده كه از خاتمي حمايت ميكنند هرچند ممكن است برخي از اعضاي كارگزاران نظرات ديگري داشته باشند ولي ما براساس نظر اكثريت عمل ميكنيم. وي در مورد حضور كرباسچي در ستاد انتخاباتي كروبي افزود: كرباسچي در ستاد كروبي مسئوليتي ندارد و فقط يكي دو جلسه به عنوان مشاور در جلسات ايشان شركت داشته است. آقايي در ادامه در مورد اظهارات اخير هاشم آغاجري تصريح كرد: معتقدم كساني كه در حوزه سياست فعاليت ميكنند ضرورتي ندارد وارد مباحث ديني و مذهبي شوند و كساني هم كه در حوزه دين پژوهي فعال هستند بايد از حوزه فعاليت سياسي خارج شوند و فعاليت كاري خود را در اين دو حوزه از هم جدا كنند. عضو شوراي مركزي كارگزاران در پايان تاكيد كرد: اظهارات اخير آغاجري قطعا سوء تبليغي براي خاتمي خواهد بود و رقبا در ايام انتخابات از آن بر عليه اصلاح طلبان استفاده ميكنند./انتهاي پيام/ |
|
مزروعي: قطعا از حضور ميرحسين حمايت ميكنيم
|
|
عضو شوراي مركزي حزب مشاركت گفت: اميدواريم آقاي موسوي وارد عرصه شوند؛ چون در صورت حضور، قطعا از وي حمايت خواهيم كرد.
رجبعلي مزروعي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: اگر اصولگرايان بد قلقي نكنند وضعيت اصلاح طلبان خوب است. وي در توضيح بد قلقي اصولگرايان افزود: منظورم از بد قلقي، برخوردهاي برخي اصولگرايان از جمله شريعتمداري است كه اصلاح طلبان را تهديد ميكند. عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در ادامه در مورد حضور ميرحسين موسوي تصريح كرد: اميدواريم موسوي وارد عرصه شود؛ چون در صورت حضور، قطعا از وي حمايت خواهيم كرد. مزروعي در پاسخ به اين سوال كه اگر خاتمي به همراه موسوي هر دو با هم در انتخابات حضور داشته باشند مشاركت چه موضعي خواهد گرفت؟ گفت: خاتمي و موسوي با هم هماهنگ هستند و بعيد به نظر ميرسد با هم وارد عرصه شوند، اما هر كدام از آنها حضور يابند مورد حمايت ما خواهند بود./انتهاي پيام / |
|
منتجب نيا: با حضور ميرحسين هم كروبي كنار نخواهد رفت
|
|
قائم مقام حزب اعتماد ملي گفت: در مورد كروبي احتمال هرگونه كناره گيري به نفع كسي منتفي است و حتي اگر ميرحسين موسوي هم وارد عرصه شود وي كنار نخواهد رفت.
حجت الاسلام رسول منتجب نيا در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در پاسخ به اين سوال كه آيا روند در حال جريان در ميان اصلاح طلبان پيگيري همان بحث شوراي حكميت مورد نظر كروبي منتها با تاخير زماني است؟ گفت: بحث شوراي حكميت مورد نظر كروبي كاملا منتفي است چون براساس اين طرح قرار بود تا 20 آذر ماه كانديداها مشخص شوند و فعاليت خود را آغاز كنند و از 22 بهمن ماه هم شوراي حكميت كار ارزيابي خود را آغاز كند اما چنين روندي دنبال نشد. وي افزود: در حال حاضر در ميان اصلاح طلبان تنها كروبي و خاتمي حضور رسمي خود را اعلام كرده اند و احتمال دارد مير حسين موسوي نيز وارد عرصه شود و نمي توان به صورت روشن آينده پيش روي اصلاح طلبان را پيش بيني كرد. منتجب نيا در پايان در مورد اينكه آيا اين احتمال وجود دارد كه گزينه هاي مطرح شده سرانجام به نفع يك نفر كنار روند؟ تاكيد كرد: نسبت به ساير آقايان نمي توان نظر داد ولي در مورد كروبي احتمال هرگونه كناره گيري به نفع كسي منتفي است و حتي اگر ميرحسين موسوي هم وارد عرصه شود وي كنار نخواهد رفت./انتهاي پيام/ |
|
كواكبيان در واكنش به خبر درج شده در روزنامه ايران: نگفتهام ميرحسين نامزد انتخابات نخواهد شد
|
|
دبيركل حزب مردم سالاري خبر درج شده به نقل از وي در روزنامه ايران را تكذيب كرد و گفت: اين خبر دروغ محض است؛ من نگفتهام كه ميرحسين نامزد انتخابات دهم رياست جمهوري نخواهد شد و روزنامه ايران هيچ سندي در مورد اين خبر ندارد.
مصطفي كواكبيان در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد جذب آراي خاموش كه در قطعنامه پاياني كنگره هفتم حزب مردم سالاري مطرح شده بود، گفت: معمولا 30 درصد جامعه حتما در انتخابات شركت مي كنند، 30 درصد مردم هم متاسفانه شركت نمي كنند و 40 درصد بقيه نيز در صورتي كه احساس تاثيرگذاري داشته باشند، مشاركت مي كنند. وي افزود: منظور از آراي خاموش همان 40 درصدي است كه 20 درصد آنها مربوط به جريانات سياسي مختلف است كه در حال فعاليت مي باشند و 20 درصد ديگر نيز كساني هستند كه در عرصه افكار عمومي بروز و ظهور چنداني ندارند. دبيركل حزب مردم سالاري تاكيد كرد: در انتخابات آينده برنامه ريزي ما براي افزايش مشاركت 20درصدي است كه بروز و ظهور چنداني در عرصه افكار عمومي ندارند. كواكبيان افزود: مطمئنا اين 20 درصد وابسته به جريان اصولگرايي نيستند؛ چون احساس تكليفي به موضوع ندارند، در حالي كه اصولگرايان تكليف را ملاك حضور در انتخابات مي دانند. وي تصريح كرد: اگر اين افراد گرايشي به اصلاح طلبان نداشته باشند، گرايشي به اصولگرايان نيز ندارند، اما در كل همسويي آنها بيشتر با اصلاح طلبان است. دبيركل حزب مردم سالاري در ادامه در مورد وضعيت اصلاح طلبان در انتخابات آينده رياست جمهوري گفت: برخلاف اخباري كه مطرح مي شود اصلاح طلبان براساس تجارب قبلي و عقلانيت سياسي در نهايت به اجماع مي رسند؛ چون ناگزير به انجام اين كار هستند كواكبيان در پاسخ به اين سوال كه آيا روند موجود در بين اصلاح طلبان پيگيري همان بحث شوراي حكميت مورد نظر كروبي است؟ اظهار داشت: روند كنوني ربطي به شوراي حكميت، پارلمان اصلاحات يا نظرسنجي ندارد؛ چون معتقدم تفاهم بين آقايان بهتر از هر گزينه ديگري است وي در پايان خبر درج شده به نقل از وي در روزنامه ايران مبني بر اينكه «فكر مى كنم ميرحسين موسوى ديگر نامزد انتخابات دور دهم رياست جمهورى نشود» را تكذيب كرد و گفت: اين خبر دروغ محض است؛ من نگفته ام كه ميرحسين نامزد انتخابات دهم رياست جمهوري نخواهد شد و روزنامه ايران هيچ سندي در مورد اين خبر ندارد./انتهاي پيام/ |