علی تاجرنیا رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سوال که شکست میرحسین آیا به معنی شکست اصلاحات خواهد بود، گفت: از نظر انتخاباتی شکست کاندیدای اصلاحطلب، در واقع شکست خود او و گروهها و احزاب طرفدار وی است.
تاجرنیا در ادامه افزود:باید توجه داشت که از نظر مفهومی، اصلاحات پدیدهای لازم و واجب است که در هر زمانی یک ضرورت محسوب میشود.
وی در همین زمینه با تاکید براین نکته که شکست موسوی، شکست "اصللاحات" نخواهد بود افزود: هر چند معتقدم اگر آقای موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری شکست بخورد، این شکست به منزله شکست جریان اصلاحات نیست اما باید پذیرفت که شکست ایشان، شکست گروههای اصلاحطلب است.
پایان مطلب/
قربان بهزادیان نژاد رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سئوال که شکست موسوی شکست اصلاحات خواهد بود، گفت: با قاطعیت میگوییم که پیروز انتخابات آینده هستیم و به شکست فکر نمیکنیم.
وی در مورد تفکرات و مواضع میرحسین افزود: آقای موسوی همچنان که در روز ثبتنام اعلام کردند به صورت کاندیدای مستقل وارد عرصه شدهاند اما اکثریت گروههایی که از ایشان حمایت کردهاند اصلاحطلب هستند.
بهزادیاننژاد تاکید کرد: البته آقای موسوی در مورد تفکرات و مواضع خود بارها به صراحت گفتهاند که اصلاحطلبی هستند که مرتب به اصول مراجعه میکنند و در واقع اصلاحطلب اصولگراست.
وی در پایان اظهار داشت: پیروزی آقای موسوی در انتخابات پیروزی گروههایی است که از ایشان حمایت کرده و همچنین مردمی است که به وی رای میدهند.
پایان مطلب/
|
سلامتي: احزاب با داغ كردن فضاي انتخابات مشاركت عمومي را بالا ببرند
|
|
دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب گفت: احزاب با فعاليتهاي خود ميتوانند فضاي انتخاباتي كشور را داغ كرده و طوري جامعه را جهتدهي كنند كه بتوانند مشاركت عمومي را بالا ببرند.
محمد سلامتي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در خصوص نقش احزاب در افزايش مشاركت عمومي براي حضور در انتخابات دهم رياست جمهوري اظهار داشت: در تمامي كشورها احزاب به دليل اينكه از نخبگان سياسي جامعه هستند مردم توجه خاصي به آنها دارند نقش بسيار تاثيرگذاري را در جامعه و سياست ايفا مي كنند. وي افزود: برنامه ها و ديدگاه هاي احزاب مي تواند حل كننده بسياري از مشكلات مردم باشد، اما در شرايط كنوني جناحي كه مسئوليت اجرايي كشور را برعهده دارد متاسفانه تفكر چند قرن پيش را دنبال مي كند و با اين تفكر باعث تضعيف تفكر حزبي شده است. دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه اظهار داشت: احزاب با فعاليت هاي خود مي توانند فضاي انتخاباتي را داغ كرده و طوري جامعه را جهت دهي كنند كه بتوانند مشاركت عمومي را بالا ببرند. سلامتي تاكيد كرد: احزاب در انتخابات رياست جمهوري بايد برنامه اي جامع در زمينه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، سياسي و سياست خارجي به كانديداي مورد حمايت خود ارائه كنند؛ چون مردم به برنامه هاي احزاب و صداقت و درستي كانديداها توجه مي كنند. وي در پايان در مورد برنامه سازمان مجاهدين گفت: سازمان مجاهدين انقلاب در جهت افزايش مشاركت عمومي در انتخابات، با ارائه برنامه كانديداي مورد حمايت خود و قرار دادن امكانات و نيروها در خدمت حركت جمعي اصلاح طلبان فعال بوده است./انتهاي پيام/ |
|
بهزاديان نژاد: موسوي آمادگي كامل براي مناظره با ساير كانديداها را دارد
|
|
مسئول ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در خصوص برگزاري مناظره ميان كانديداهاي رياست جمهوري دهم در رسانه ملي، تصريح كرد: مهندسي موسوي آمادگي كامل براي مناظره با ساير كانديداها را دارد.
دكتر قربان بهزاديان نژاد در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد نقش احزاب در افزايش مشاركت عمومي در انتخابات دهم رياست جموري گفت: در تمام دنيا احزاب باتوجه به نقش و كاركرد خود بيشترين اثرگذاري را در انتخابات ايفا مي كنند كه در اين راستا مي توانند با ارائه برنامه و ترويج ديدگاه ها و نظرات خود شور و هيجان را براي افزايش مشاركت عمومي ايجاد كنند. وي افزود: قطعاً كانديداها نيز با ارائه برنامه ها و شعارهاي خود مي توانند نقش بسيار سازنده و بازرسي در افزايش مشاركت داشته باشند و در مجموع چه كانديداها و چه احزاب بايد تمام نيروها و امكانات خود را براي افزايش مشاركت به كار گيرند. بهزاديان نژاد تاكيد كرد: البته فعاليت احزاب و كانديداها به تنهايي كافي نيست بلكه رسانه ملي نيز با برنامه هاي خود مي تواند تاثير بسزايي در افزايش مشاركت داشته باشد. مسئول ستاد ميرحسين موسوي در پايان اظهار داشت: در صورت برگزاري مناظره ميان كانديداهاي رياست جمهوري آينده در رسانه ملي، مهندس موسوي آمادگي كامل براي مناظره با ساير كانديداها را دارد./انتهاي پيام/ |
|
انبارلويي: احزاب واسطه بين آراي مردم و كانديداها هستند
|
|
رئيس مركز سياسي حزب موتلفه اسلامي گفت: احزاب بايد از يك طرف مطالبات مردم از نامزدها و از طرف ديگر برنامهها و پيامهاي نامزدها را براي مردم تشريح كنند.
محمدكاظم انبارلويي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد نقش احزاب در افزايش مشاركت عمومي در انتخابات اظهار داشت: در تمامي انتخابات ها سه بازيگر اصلي يعني انتخاب شوندگان، انتخاب كنندگان و رسانه ها، احزاب و گروه ها حضور دارند كه در اين راستا رسانه ها و احزاب واسطه بين آراي مردم و انتخاب شوندگان هستند. رئيس مركز سياسي حزب موتلفه اسلامي افزود: احزاب بايد از يك طرف مطالبات مردم از نامزدها و از طرف ديگر برنامه هاي نامزدها و پيام هاي آنها را براي مردم تشريح كنند؛ كه اگر اين وظايف به خوبي انجام شود مشاركت عمومي افزايش مي يابد و در غير اين صورت منجر به كاهش مشاركت مي شود. سردبير روزنامه «رسالت» در پايان تصريح كرد: هر حزب و گروهي در آستانه انتخابات بايد برنامه هاي خود را براي مردم بيان، و مشخص كند كه چه برنامه هايي را براي نامزد مورد حمايت خود اجرا خواهد كرد تا مردم با توجه به برنامه هاي ارائه شده تصميم گيري كنند./انتهاي پيام/ |
ماشاءالله شمس الواعظین روزنامهنگار اصلاحطلب در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سوال که شکست میرحسین آیا به معنی شکست اصلاحات خواهد بود، گفت: شکست آقای موسوی فقط شکست خود وی است.
این چهره رسانه ای اصلاح طلبان تاکید کرد که اگر موسوی نتواند در انتخابات رای بیاورد تنها اوست که شکست خورده و این امر به منزله شکست "اصلاحات" نخواهد بود.
وی دراین باره گفت: اصلاحات یک ضرورت تلقی میشود که متکی به شخص خاصی نیست،بنابراین جنبش اصلاحات، نماینده به مفهوم "سمبل" دارد ولی "رهبر" و "قهرمان" ندارد.
پایان مطلب/
هدایت الله آقایی عضو شورای مرکزی کارگزاران در گفت گو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در پاسخ به این سوال که شکست میرحسین آیا به معنی شکست اصلاحات است، گفت: اصلاحات جریانی نیست که به شکست و پیروزی مشروط شده باشد. جریان فکری است که همه انقلابیون معتقدند هرزمان که احساس کنیم از اصول انقلاب دور شویم باید برای بازگشت به آن اصلاح صورت گیرد.
وی افزود: در این جریان اگرچه وجود افراد هم فکر مغتنم است اما این گونه نیست که جریان متکی به آنها باشد، همچنان که طی چهار سال گذشته، دولت همراهی چندانی با اصلاحات نداشت ولی این جریان توانست خود را حفظ کند.
آقایی در پایان تصریح کرد: شکست آقای موسوی به معنی شکست جریان اصلاحات نخواهد بود.
پایان مطلب/
رجبعلی مزروعی عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران با رد این مساله که شکست موسوی در انتخابات مترادف شکست اصلاحات است، گفت: پیروزی یا شکست آقای موسوی در این انتخابات در واقع شکست و پیروزی خود وی است چون ایشان است که برنامه، دیدگاهها و نظرات خود را ارائه میدهد.
وی با مستقل دانستن موسوی در این انتخابات افزود:موسوی همچنان که خود گفته مستقل است و تنها، مورد حمایت گروههای اصلاحطلب قرار گرفته است.
مزروعی در پایان با تاکید مجدد بر این نکته که موسوی کاندیدای حزبی مشارکت نیست، گفت: کاندیدای حزبی ما فقط آقای خاتمی بود،که ما پس از کناره گیری وی از آقای موسوی حمایت میکنیم.
پایان مطلب/
اشاره: با نزدیک شدن به ایام برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که اجماع تمام گروههای اصولگرا بر روی احمدی نژاد به عنوان گزینه واحد این جریان، در حال کامل شدن است با "لطف الله فروزنده" قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به گفت و گو نشستیم تا آخرین تحولات در جریان اصولگرا را از زبان وی جویا شویم.
در این گفت و گو، فروزنده از نحوه شکل گیری جمعیت ایثارگران و جریان اصولگرایان تحولخواه، دلایل حمایت ایثارگران از احمدی نژاد، اجماع کامل جریان اصولگرا بر روی احمدی نژاد، عملکرد دولت نهم در 4 سال گذشته و تفکر اقتصادی، دلایل سکوت 20 ساله و عملکرد گذشته موسوی سخن گفت.
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی چگونه شکل گرفت؟
حدود 12 سال پیش تعدادی از نیروهایی که در صحنههای مختلف مبارزه و جهاد چه قبل و بعد از انقلاب حاضر بودند با محوریت حاج آقا ابوترابی، جمعیتی به نام ایثارگران را تشکیل دادند.رسالت عمده این جمعیت، دفاع از ارزشها، منویات و تبیین و ترسیم دیدگاههای مقام معظم رهبری بود که سعی کرد در صحنه سیاسی ادبیات جدیدی را وارد کند. در حالی که در صحنه سیاسی و فعالیت احزاب، هدف کسب قدرت است اما برای جمعیت تبیین ارزشها و عمل کردن به تکلیف مهم بود. به همین جهت اگر از ابتدای فعالیت، جمعیت را مورد بررسی قرار دهید، حقیقتاً شعار پایداری در اصول، نوگرایی در روش و ایثارگری در رفتار را وجهه همت خود قرار داده و سعی کرده است در تمام عرصههای سیاسی با روشنگری و سطح تحلیلی که انجام میدهد تبیین کند که دفاع از ولایت چه خطی است؟ و چه اقداماتی باید انجام داد؟ و خودش هم این مسیر را طی کرد.
با توجه به حضور شما در مجلس هفتم، چه دلایلی باعث شکل گیری جریان اصولگرایان تحولخواه شد؟
در انتخابات ریاست جمهوری نهم و قبل از آن، در شورای هماهنگی، بخشی به نام بخش اجتماعی تشکیل شد که در کنار احزاب و در قالب شورای هماهنگی، کار ساماندهی بخشهای اجتماعی را انجام میداد. بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری، در پی اختلاف نظرهایی که به وجود آمد، جریان اصولگرایان تحولخواه که یک جریان معتقد به عدالت، سادهزیستی، عدم اشرافیگری مسئولین و مبارزه با فساد است شکل گرفت. این جریان، در انتخابات نهم ریاست جمهوری در دور اول از آقای قالیباف و در دور دوم از آقای احمدینژاد حمایت کرد. در انتخابات مجلس هشتم هم یک ضلع از جریان اصولگرایان بود که در سازوکار 6+5 حضور فعال داشت. در حال حاضر هم در مجلس حضور دارد و در انتخابات اخیر هم همراه با سایر اصولگرایان در صحنه خاضر است و فعالیت میکند.
ظاهرا این جریان شاخههایی هم دارد. میشود توضیح دهید؟
جمعیت ایثارگران، رهپویان و ستادهای مردمی آقای توکلی شاخههای آن هستند. البته خیلی رسمیت ندارند.
این سه شاخه تحولخواه، در انتخابات آتی از کدام کاندیدا حمایت میکنند؟
این سه شاخه مطرح شده، در راهبردها با هم هماهنگاند یعنی در اینکه، دوم خرداد نباید باشد، استمرار جریان اصولگرایی و تبیین ارزشها اجماع دارند.ولی در این انتخابات نه به صورت اصولگرایان تحولخواه، بلکه هر کدام به صورت مستقل وارد عرصه شده اند.که تا الان رهپویان و ایثارگران از آقای احمدینژاد حمایت کرده اما موضع دکتر توکلی همان است که قبلاً اعلام کردهاند که تا امروز به کسی نرسیدهاند. البته "نه دوم خرداد" ایشان جدی است ولی اینکه چه کسی کاندیدای مورد حمایت ایشان خواهد بود، فعلاً اعلام موضع نکرده است.
آقای فروزنده علت حمایت ایثارگران از دکتر احمدینژاد چه بود؟
ما از یک سال و نیم پیش، مواضع خود را آشکارا اعلام کردیم که "نه دوم خرداد" و موفقیت اصولگرایان برای ما جدی است و اصولگرایان باید به وحدت یعنی اینکه به یک کاندیدا برسند.معیار هم اصولگرایی و مقبولیت است که بر همین اساس، 16 اصل را طراحی کردیم و نهایتاً امروز به این جمعبندی رسیده ایم که مصداق مطلوب در دایره اصولگرایان آقای احمدینژاد است و موظفیم تا به ایشان کمک کرده تا در انتخابات پیشرو پیروز شود.
وضعیت جریان اصولگرایی در آستانه انتخابات را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من الآن جریان اصولگرا درست است که یک مدل رسمی اعلام نکرده ولی از نظر وحدت، در بهترین شرایط قرار دارد. یعنی تمام افراد، متحدند که آقای احمدینژاد را حمایت کنند. در مواضع اصلی هم همگی اتحاد دارند. با توجه به اینکه الآن طیف دوم خرداد دو استراتژی تخریب دولت آقای احمدینژاد و ایجاد شکاف بین اصولگرایان را دنبال میکند معتقدم که تکنیک اول جواب میدهد چون دولت از نظر رویکردی و ارتباط با مردم واقعاً رویکرد و عملکرد آن به طور نسبی قابل دفاع است، در بخش دوم هم، اصولگرایان هوشیاری به خرج داده و با اعلام حمایت خود، حرکت آنها را خنثی کردهاند و در ادامه باید مراقب باشند که از ظرفیتهای خود به خوبی استفاده کرده تا هم مشارکت گسترده را در انتخابات شکل دهند و هم آقای احمدینژاد با رأی بالایی انتخاب شوند.
وضعیت اصلاحطلبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
الآن نوعی اختلاف در اصلاحطلبان وجود دارد.اما به نظر من، کاندیداتوری همزمان آقایان موسوی و کروبی در جریان اصلاحات مشکل این جریان نیست. مشکل، جریان تندرو و انحرافی است که حاضر به ساختارشکنی، نشستن بر سر یک سفره با لیبرالها، جدا کردن جمهوریت از اسلامیت، به موزه فرستادن افکار امام(ره) و مخالفت با اصول قانون اساسی است.اینها جریانی هستند که الآن وارد صحنه شده اند و فکر میکنم مهمترین وظیفه و رسالتی که آقایان موسوی و کروبی دارند این است که نسبت خود را با این جریانات مشخص کنند و مراقب باشند این جریان در لوای اینها قرار نگیرد وگرنه همچنان که شعار عبور از خاتمی را سر دادند، یک روز هم شعار عبور از میرحسین موسوی یا کروبی را سر خواهند داد.آنچه که در این انتخابات مهم بوده و همه باید به آن توجه کنند، گفتمان انقلاب اسلامی است که مردم به آن اقبال دارند و همه کاندیداها باید در قالب این گفتمان با هم رقابت کنند. جریان ارزشی دوم خرداد هم باید به این مسئله توجه داشته و مراقب جریان افراطی باشد.هرچند که جریان افراطی دوم خرداد، به این راحتی اجازه نمیدهد که آرامش در درون کشور و جریان اصلاحات ایجاد شود.
به نظر شما چرا جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین از آقای موسوی حمایت کردند؟
حمایت مشارکت و مجاهدین از آقای موسوی، یک عیب اساسی است. اعضای نهضت آزادی هم در نشستهای ایشان شرکت میکنند. در نشست اخیر حرکتهایی شده بود که زیبنده آقای موسوی نیست. در حال حاضر آقای موسوی در مرز امتحان قرار دارد. کسی که با شعار حفظ ارزشهای انقلاب و امام(ره) به میدان آمده باید مراقب باشد والا مردم با کسی تعارف ندارند. برای مردم، مهم ارزشها، نظرات و دیدگاههای امام(ره) است. انشاءالله که آقای موسوی به این واقعیتها توجه کند و نسبت خود را با این عناصر تندرو برای جامعه تبیین و مشخص کند.دیدگاه مورد تاکید گروههای دوم خرداد «نه احمدینژاد» است. آنها آقای موسوی و اصلاً نگاه ارزشی را قبول ندارند. برای این که با آقای احمدینژاد برخورد کنند و در مقابل ایشان بایستند از آقای موسوی و یا آقای کروبی حمایت میکنند و گرنه آقای موسوی و کروبی را هم قبول ندارند.حتی گزینه مطلوب اینها، آقای خاتمی هم نیست.اینها دنبال گزینهای هستند که بتواند شعارهای ساختارشکنیشان را محقق کند منتها چون این ظرفیت در جامعه وجود ندارد با حالت نفاق برخورد میکنند و به یک تغییر نسبی هم قائلند و الا نهضت آزادی در جلسات خصوصی هم اعلام کرده که اصلاً آقای موسوی را قبول ندارد و حمایت از ایشان صرفاً یک حرکت تاکتیکی است.
آقای فروزنده به نظر شما اگر چنانچه آقای موسوی روی کار بیاید این گروهها سهم خواهی نخواهند کرد؟
حتماً اینها به دنبال سهمخواهی خواهند بود.یعنی همان شرایطی که برای آقای خاتمی به وجود آمد و سختیها و دشواریهایی که برای ایشان ایجاد کردند که به قول خودش هر هفته یک بحران داشت حتماً این بحران ها را ایجاد خواهند کرد و شک نکنید که اگر اینها به قدرت بازگشتند بحث پروژه عبور از موسوی را اجرا خواهند کرد.
آقای فروزنده با توجه به سوابق آقای موسوی، آیا تفکرات و اندیشههای ایشان با طیف افراطی اصلاح طلبان سنخیتی دارد؟
حتماً با جریان تند و افراطی اصلاحطلب سنخیتی ندارد چون بالاخره نخستوزیر دفاع مقدس بوده، مقالات، مواضع و مطالب ایشان هم ارزشی بوده است هرچند این گلایه نسبت به ایشان، که در دوران آقای هاشمی و آقای خاتمی در مقابل برخی اقدامات و ساختارشکنیها سکوت کرد، وجود دارد ولی جنس ایشان با افراطیها متفاوت است. از سوی دیگر آقای موسوی در گفتمان انقلاب اسلامی تعریف میشود اما به عملکرد ایشان در دوران نخستوزیریشان نقد داریم، مهمترین نقد بنده این است که ایشان بر دولتی کردن سیستم تاکید داشت علیرغم این که امام (ره) علناً با ایشان مخالفت کرد و 7 وزیر به خاطر همین دیدگاه از کابینه ایشان خارج شدند. امروز هم یکی از معضلات جدی ما دولتی بودن اقتصاد و حجیم بودن اندازه دولت است که همگی به خاطر سیاستها و دیدگاههای آقای موسوی بود. برای من این سؤال جدی مطرح است که با توجه به اینکه ایشان خودش بانی این حرکت بود در حال حاضر، چه طرح و برنامهای برای حل این مسئله دارد؟ البته برنامه شفافی هم در این زمینه اعلام نکرده است.
تفکر اقتصادی آقای موسوی را چگونه تفکری میدانید؟
به هر حال ما مجبوریم براساس مواردی که الآن گفته میشود، قضاوت کنیم. هرچند پیشینه افراد، به راحتی قابل پاککردن نیست. آقای موسوی یک برنامه 51 محوری اقتصادی بیان کرد که عمدتاً همان پایه برنامه چهارم بود که توسط لیبرالها تنظیم شد. به هرحال چه ایشان اقتصاد دولتی یا اقتصاد لیبرالی را بخواهد که بخشی از آن به عملکرد قبلی ایشان و بخشی هم به برنامه 51محوری برگردد، هر دو آنها قابل نقد جدی است.امروز مهمترین سند نظام، سیاستهای اصل 44 بوده که در حوزه اقتصادی به بحث پیشرفت و عدالت تأکید دارد که ایشان دقیق و شفاف موضع خود را در رابطه با اجرای این سند که سند مادر هست روشن کند. باید در رابطه با قانون مدیریت خدمات کشوری که اصل را بر واگذاری امور به مردم قائل شده و نقش دولت را نقش هدایت و نظارت گذاشته است، بیاید و بهطور شفاف بیان کند.رسانه، مردم و فرهیختگان وظیفه دارند تا نامزدها را به چالش بکشند تا آنها به ما بگویند که برای اجرای این برنامهها چه راهکاری دارند. در حال حاضر یک تناقضی در مورد آقای موسوی وجود دارد. تفکر قبلی ایشان اقتصاد دولتی است اما برنامه فعلی ایشان، اقتصاد سرمایهداری است. کدام را میخواهد اجرا کند؟ اگر هدف اجرای 51 محور است من میگویم نه برنامه 51 محور و نه برنامه دولتی کردن با اسناد بالادستی نظام نمیخواند و ایشان یا باید آنها را تعدیل کند و یا خودش را در چارچوب سیاستهای اصل 44 تعریف کند.
آقای فروزنده، مدیریت گذشته آقای موسوی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بالاخره آقای موسوی در زمان جنگ تلاش کرد و زحمت کشید و با آن شرایط جنگ را اداره کرد. هرچند جنگ تحت مدیریت امام (ره) و همه ظرفیتهای نظام بود ولی ایشان یکی از عناصر خدمتگزار در آن دوران بود و هرکسی در آن دوران خدمت کرده قابل تقدیر است، اما نکاتی همچون استعفای نابهنگام و آثار منفی آن، تأکید بر دولتی کردن، حذف برخی افراد غیر همفکر که نوعی پالایش سیاسی بود از نکات مبهمی است که در کارنامه مدیریتی ایشان وجود دارد.به یاد دارم در وزارت کشور با آمدن آقای محتشمیپور قلع و قمع وسیعی انجام شد در زمان آقای اکرمی در آموزش و پرورش نیز یک شبه 27 مدیرکل را عوض شد، آیا آقای موسوی میخواهند دوباره وارد شوند و همین کارها را انجام دهند؟ اگر بگویند نه، ما که نمیتوانیم با یک نه، تصمیم بگیریم چون عملکرد گذشته طرف، خلاف این را نشان میدهد. اگر میگویند بله، چه تضمینی وجود دارد که دوباره آن حرکتها انجام نشود.به هرحال، خود ایشان مسئول است که به این تناقضات جواب دهد.
به نظر شما چرا آقای موسوی 20 سال سکوت کردند؟
این سؤال را باید خودشان جواب دهند.اتفاقاً برای من هم جای سؤال و ابهام است، طی 16سال دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی در نظام اتفاقاتی افتاد که ایشان سکوت کردند. در دوران آقای هاشمی و حاکمیت کارگزاران مسیر ارزشها کمرنگ شد، اقتصاد به سمت اقتصاد لیبرالیستی رفت، اشرافیگری به راه افتاد ولی ایشان کوچکترین واکنش منفی نشان نداد و با سکوت خود رضایت داشتند.در جریان مدیریت دوم خرداد که قرار بود انقلاب را استحاله کنند آقای موسوی هیچ موضعی نگرفت و جای تعجب است که ایشان در اولین مصاحبه خود میگویند علت سکوت من، این بود که در آن دوران، احساس نگرانی نمیکردم ولی الآن احساس نگرانی میکنم. در حال حاضر، ارزشها، پررنگ شده و در دنیا جایگاه یافته و در کشور ندای ارزشها حاکم شده است، مقاومت جانانهای که این دولت در مقابل استکبار جهانی و مباحث منطقهای و هستهای انجام داده، بینظیر است.سؤال جدی ما از ایشان این است، چطور آن زمانی که دشمنان امید داشتند نظام به بنبست برسد ایشان احساس خطر نمیکردند ولی امروز که نظام تمام قامت در مقابل استکبار ایستاده است ایشان احساس نگرانی میکند.اینها سؤالاتی است که مردم بالاخره پاسخ آن را پیدا میکنند و در روز رأی اعمال خواهند کرد.
بحث دولت نهم پیش کشیده شد. عملکرد این دولت را در مجموع چگونه ارزیابی میکنید؟
در زمینه رویکردها، معتقدم دولت نهم رویکردهای افتخارآمیزی داشته است، تأکید بر ارزشها و اندیشه های امام(ره)، روحیه مردمگرایی که آقای احمدینژاد دارد، تأکید بر عدالت، روحیه مبارزه با فساد و استکبار از آن جمله است.در حوزههای مختلف اگر دولت نهم را با دولتهای آقای هاشمی و خاتمی مقایسه کنیم، در جاهایی خیلی جلوتر از آنهاست و در جاهایی هم کمتر از آنها نیست.این دولت، دولت کار و تلاش و سازندگی بوده است.البته هر فردی در عملکرد، یک سری نقطه ضعف و اشکال هم دارد که ما ضعفهایی را هم که بر این دولت بوده، در جلسات خود به آقای احمدینژاد گفتهایم.اما در مجموع رویکرد این دولت قابل دفاع است و استمرار این مدیریت و رویکرد را ضرورت امروز کشور میدانیم.
آقای فروزنده بعد از سخنرانی اخیر آقای احمدینژاد در ژنو، اصلاحطلبان و از جمله آقایان کروبی و موسوی نسبت به این مواضع رئیس جمهوری، اعتراض داشتند. نظر شما چیست؟
این رفتارها، رفتارهای سیاسی است وگرنه هیچ کس رد نمیکند که نظام ما، نظام ضداسرائیلی و نظامی است که هدف آن، دفاع از نهضتهای آزادیبخش و مخالفت با هر گونه نژاد پرستی است. مگر آقای احمدینژاد در این نشست چه گفت؟ ایشان گفتند که نژادپرستترین رژیم، رژیم صهیونیستی است. باید ابراز تأسف کرد که آقایان موسوی و کروبی که با نظام هستند و به ارزشهای نظام اعتقاد دارند با چنین حرکتی برخورد سیاسی کنند. نباید با برخی چیزهای ملی مانند این حرکت اخیر، حرکت هستهای، مقابله با استکبار و... برخورد سیاسی کرد. چون آقای احمدینژاد متعلق به همه مردم است، چه به او رأی داده باشند یا نه. وقتی که ایشان، در آنجا با افتخار سخن میگوید، این مایه افتخار هر ایرانی است و نباید به خاطر اینکه فضا، فضای انتخابات است ما برخورد تخریبی انجام دهیم. متأسفانه این رفتار غیراسلامی است که دوستان به جای اینکه ایجابی سخن گفته و از برنامههای خود بگویند کار تخریبی انجام میدهند.در این مدت مدیریت آقای احمدی نژاد، حملههای هم به سفرهای استانی انجام دادند.سفرهای استانی یکی از بهترین کارهای دولت آقای احمدینژاد بوده است که به نظر من در آینده برای دولتهای دیگر الگو خواهد شد.این آقایان هنوز خودشان رئیس جمهور نشدهاند سفر استانی میروند، اگر سفر استانی بد است چرا اینها به سفر میروند؟ اتفاقاً این نشان میدهد که آقای احمدینژاد میخواهد تا آخرین ساعت مدیریت خود خدمت کند. اما همین آقایان جوسازی میکنند که این سفرها تبلیغاتی است. در حالی که این گونه نیست و این سفرها یک کار ستودنی و الگویی خوب است که در کشور باید انجام میشد.
موضوع سفرهای استانی مطرح شد، عمده ترین اشکالی که اصلاحطلبان به این سفرها وارد میکنند این است که این سفرها پرهزینه است. به نظر شما این سخن منطقی است؟
من نمیدانم روی چه حسابی این سخنان گفته میشود و هزینه را چگونه تعریف میکنند، اگر از نظر اجتماعی و سیاسی میگویند، این حرکت باعث ارتباط با مردم میشود یعنی یک سرمایه اجتماعی مهمی برای نظام ایجاد میشود و اهمیت سرمایه اجتماعی هم خیلی بالاتر از سرمایه مالی است.اگر از جهت حل مشکلات مردم میگویند وقتی کل کابینه به استان ها میروند فیالجمله مشکل حل میشود. اگر از جهت تسریع در انجام پروژهها میگویند، وقتی که هیأت دولت در آنجا حضور مییابد و مسائل را از نزدیک میبیند طبیعتاً مشکلات را حل میکند، اگر از جهت کلاننگری میگویند، مگر میشود کسی در حد کلان تصمیم بگیرد و از وضعیت و جزئیات خبر نداشته باشد. شاید ایرادی که اینها میگیرند این است که با این اقدام رئیس جمهور، مطالبات مردم مثلاً تعداد نامهها افزایش مییابد، این اقزایش نامه و مطالبات، حکایت از این دارد سیستم مدیریت کشور مشکل دارد و رئیس جمهور و وزرا را به این مسئله واقف میکند که باید اصلاح سیستم صورت گیرد تا رئیس جمهور با میلیونها نامه مواجه نشود. در حقیقت اگر رئیس جمهور در اتاق خود مینشست، با چنین مسئلهای روبهرو نمیشد که در جهت حل آن برآید. در مجموع، سفرهای استانی، یک کار الگویی است که مقام معظم رهبری شروع کردند و این دولت با تأسی از ایشان سرعت کار را بالا برد.عمل، عمل بسیار پسندیدهای است که بازتاب خوبی هم دارد. البته اشکالات کوچکی هم دارد که باید رفع شود.
طی هفتههای اخیر عدهای از اصلاحطلبان با زیر سؤال بردن سلامت انتخابات موضوع تشکیل کمیته صیانت از آرا را مطرح کردند، به نظر شما ریشه این اظهارنظرها به کجا برمیگردد؟
جریان افراطی دوم خرداد، تئوری جنگ روانی را کلید زده است، حیات و رشد این جریان، در این فضاست، این آدمهای با تفکرات انحرافی، باید همیشه فضا را آلوده کرده تا رشد کنند والا اگر فضا شفاف باشد اینها رشد نمیکنند.امروز مردم، نگاه مثبتی به گفتمان اصولگرایی دارند، آقای احمدینژاد هم با مردم ارتباط خوبی برقرار کرده است. به نظر من اصلاحطلبان میخواهند شکست خود را با مطرح کردن این شبهات توجیه کنند. در انقلاب ما 30 انتخابات برگزار شده، این شبهات در حالی طرح میشود که گاهی چپ انتخابات برگزار کرده که راست انتخاب شده و راست برگزار کرده و چپ انتخاب شده است.این حرفها منطقی نیست.بهترین قاضی خود مردم هستند همین مردم، هاشمی، خاتمی و احمدینژاد را انتخاب کردند. این در راستای جنگ روانی است و درصدد هستند تا پیشاپیش شکست خود را توجیه کنند.
آقای فروزنده، سال گذشته بحث دولت وحدت ملی مطرح شد، به نظر شماهدف از مطرح شدن این بحث چه بود؟
این را ما یک پروژه گرفته شده از جریان دوم خرداد میدانیم که برای ایجاد شکاف بین اصولگرایان طراحی کرده بودند البته با هوشیاری اصولگرایان این توطئه خنثی شد. چون کسانی که از نظر مبانی و ریشه با هم متفاوتاند دلیلی ندارد با هم جمع شدند. این پروژه در راستای "نه احمدینژاد" بود و الآن هم در حال مطرح شدن است و تا روز انتخابات باید منتظر طراحی این پروژهها باشیم که هدف آن ایجاد اختلاف بین اصولگرایان و تخریب احمدینژاد است.
پایان مطلب/
حمید رضا ترقی معاون امور بین الملل حزب موتلفه اسلامی در گفت وگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در واکنش به اظهارات اخیر کروبی در مورد سیاستهای دولت نهم در قبال مسئله هولوکاست گفت: طرح موضوع هولوکاست در واقع بریدن ریشه مشروعیت سیاسی صهیونیستهاست.
ترقی در این زمینه افزود:اگر این موضوع برای رژیم صهیونیستی کم اهمیت بود آنها آن قدر به طرح موضوع آن حساسیت نشان نمیدادند و در قوانین اروپایی و صهیونیستی، مجازاتهای سنگین برای نفی کنندگان آن تعیین نمیشد.
وی گفت: شیشه عمر رژیم صهیونیستی زیر سوال رفتن هولوکاست است و اگر قرار است هویت صهیونیستها زیر سوال برود باید فقدان مشروعیت اسرائیل را از طریق زیر سوال بردن هولوکاست ثابت کرد که در این راستا طرح این موضوع از سوی دکتر احمدی نژاد اقدامی مفید و تاثیر گذار بود.
ترقی تاکید کرد: زیر سوال بردن مسئله سرنوشتساز هولوکاست برای صهیونیستها، تزلزلی جدی در این رژیم ایجاد کرد که طی تاریخ 60 ساله خود تاکنون بی سابقه بوده است.
معاون امور بین الملل حزب موتلفه افزود: زیر سوال رفتن مشروعیت سیاسی رژیم صهیونیستی با طرح موضوع هولوکاست چنان این رژیم را در مجامع جهانی تضعیف کرده است که امروز بحث محاکمه سران صهیونیستی مطرح میشود.
وی در پایان خطاب به کروبی تصریح کرد: انتظار ما از آقای کروبی این است که در موضوع برخورد با صهیونیستها، موضع حضرت امام(ره) که همه مسلمانان جهان باید ضربهای به رژیم صهیونیستی بزنند را مد نظر داشته باشد.
پایان مطلب/
حسین رویوران کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت و گو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد عملکرد سیاست خارجی دولت نهم در قبال مسئله فلسطین گفت: موضوع فلسطین قطعا یکی از اولویتهای اصلی سیاست خارجی نظام و مهمترین مسئله سیاسی جهان اسلام است.
وی افزود: در دولت نهم، این موضوع یکی از اولویتهای سیاسی مهم بوده که دکتر احمدی نژاد در پیگیری آن در صحنههای مختلف بینالمللی و منطقهای کاملا فعال بوده است.
رویوران تاکید کرد: در دوحادثه بزرگ اخیر یعنی جنگ 33 روزه حزب الله و 22 روزه حماس علیه اسرائیل، حمایتهای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت بالایی برخوردار بود.
وی افزود: در این دو جنگ که به شکست ارتش رژیم صهیونیستی انجامید و تمام معادلات منطقهای را در رویارویی این رژیم با جهان اسلام را تغییر داد، دولت نهم نقش بسیار مهم و موفقی در هماهنگیهای با محور مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی و حامیان بین المللی آن داشت که اگر این حمایتها انجام نمیشد قطعا این پیروزیها اتفاق نمیافتاد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه تصریح کرد: سیاست خارجی دولت نهم و جمهوری اسلامی در قبال رژیم صهیونیستی یکی از مهمترین متغیرها در تضعیف این رژیم و تقویت جهان اسلام و فلسطین بوده است.
وی در پایان افزود: البته در کنار این متغیر، انتخاب حماس به عنوان اکثریت پارلمان و اعتماد جامعه فلسطین به جریان مقاومت در کنار نقش موثر حزب الله در دگرگونی معادلات منطقه، از عوامل موثر در تضعیف رژیم صهیونیستی بوده است.
پایان مطلب/
محمد اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در واکنش به اظهارات اخیر کروبی در مورد مواضع دولت نهم در قبال رژیم صهیونیستی گفت: عملکرد سیاست خارجی دولت نهم در مقابل صهیونیستها را میتوان عملکردی موفق ارزیابی کرد.
وی افزود: مواضع و سیاستی که آقای احمدی نژاد و دولت نهم در مقابل رژیم صهیونیستی اتخاذ کردند دقیقا همان مواضع امام(ره) و مقام معظم رهبری است به این معنی که آنها هم با صراحت فرمودند که رژیم صهیونیستی باید از صحنه روزگار محو شود.
کوثری با تاکید بر این که به دور از انصاف است که برخیها میگویند مواضع دولت نهم در قبال رژیم صهیونیستی باعث تقویت این رژیم شده است اظهار داشت: این آقایان دچار فراموشی شدهاند که امام(ره)، قبل و بعد از انقلاب همواره این مواضع را داشت. این افراد به خودشان بیایند و اظهارات اشتباه خود را اصلاح کنند وگرنه در نتیجه این بیانصافی ها دچار خسران خواهند شد.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه در مورد اظهارات احمدی نژاد در مورد موضوع هولوکاست تصریح کرد: موضوع واقعی هولوکاست که از سوی دکتر احمدی نژاد و دولت نهم مطرح شد نه تنها صهیونیستها بلکه اروپا و آمریکاییها را هم دچار تزلزل، تشنج و سردر گمی کرد و در حالی که آنها باید پاسخ این سوال رئیس جمهور را میدادند اما دیدیم که تا الان نتوانستهاند جوابی برای آن پیدا کنند.
کوثری در پایان گفت: طرح مسئله هولوکاست که باعث آگاهی جهانیان از ماهیت نامشروع رژیم صهیونیستی شد مردم فلسطین را برآن داشت تا با شناخت از این رژیم غاصب بتوانند در جنگ 22 روزه این رژیم را شکست دهند و بدون شک این مسئله نقش بسیار موثری در شکست اسرائیل داشت.
پایان مطلب/
|
ترقي: سياست خارجي موفق دولت نهم باعث تضعيف رژيم صهيونيستي شد
|
|
معاون امور بين الملل حزب موتلفه گفت: سياست خارجي دولت نهم در قبال مسئله فلسطين، موفق ترين سياست در مقايسه با دولت هاي گذشته و موثرترين ديپلماسي در جهت محدود كردن رژيم صهيونيستي و تضعيف جايگاه جهاني اين رژيم است.
حميدرضا ترقي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد اظهارات اخير كروبي در مورد سياست هاي نهم در قبال رژيم صهيونيستي گفت: دولت نهم در رابطه با مسئله فلسطين و رژيم صهيونيستي توفيقات بسيار خوبي در مسير تحقق اهداف آرمان فلسطيني و تضعيف رژيم صهيونيستي از نظر سياسي و امنيتي در صحنه بين الملل داشته است. وي افزود: سياست دولت نهم در قبال رژيم صهيونيستي و مسئله فلسطين سبب شد تا مشروعيت صهيونيست ها از لحاظ تاريخي و سياسي زير سوال رفته و رفتارهاي اين رژيم از نظر مغايرت با قوانين بين المللي و حقوق بشر به اثبات برسد. ترقي تاكيد كرد: امروز رژيم صهيونيستي با بحران هويت روبرو بوده و در رابطه با رعايت حقوق بشر و ارتكاب جنايات جنگي مورد هجمه شديد مجامع جهاني قرار گرفته كه آنها همه به بركت ديپلماسي فعال و سياست خارجي قوي دولت نهم است. معاون امور بين الملل حزب موتلفه گفت: سياست هاي دولت نهم در رابطه با پيگيري حقوق مردم فلسطين و رايزني هاي اين دولت سبب شد تا علاوه بر كشورهاي عدم تعهد، 450 تشكل مردم نهاد جهاني مسئله فلسطين را مورد توجه و حمايت خود قرار دهند. وي در ادامه ضمن موفقيت آميز خواندن سياست خارجي دولت نهم اظهار داشت: به نظر من سياست خارجي دولت نهم در قبال مسئله فلسطين موفق ترين سياست در مقايسه با دولت هاي گذشته و موثرترين ديپلماسي در جهت محدود كردن رژيم صهيونيستي و تضعيف جايگاه جهاني اين رژيم بوه است. ترقي افزود: موضع گيري اخير دكتر احمدي نژاد در دوربان 2 پيام جمهوري اسلامي ايران را به صورت زنده و مستقيم به تمام دنيا رساند كه تا كنون موفقيتي در اين سطح نداشته ايم. معاون امور بين الملل حزب موتلفه در مورد سخنان كروبي تصريح كرد: موضع گيري هاي اخير كروبي در قبال سياست خارجي دولت نهم در مورد رژيم صهيونيستي، ناشي از اطلاعات غلط و ناديده انگاشتن واقعيت هاي سياست خارجي دولت نهم است. وي در پايان گفت: در اين نوع تحليل ها، دوستان بهتر است به عزت نظام و افتخاراتي كه مورد تاييد مقام معظم رهبري است، توجه كنند./انتهاي پيام/ |
|
فروزنده: ساختارشكنان شعار دفاع از گفتمان امام(ره) ندهند
|
|
قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب گفت: ساختارشكناني كه در دوران مديريت خود به دنبال به موزه فرستادن گفتمان و تفكر امام(ره) و انقلاب اسلامي بودند حق ندارند شعار دفاع از امام(ره) و گفتمان انقلاب اسلامي را مطرح كنند.
لطف الله فروزنده در گفت وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد مطرح شدن شعار دفاع از گفتمان امام(ره) و انقلاب از سوي برخي كانديداها گفت: در فضاي كشور گفتمان انقلاب اسلامي و امام حاكم شده كه اين حاصل و دستاورد اقدامات جريان اصولگرايي است كه توانسته اين فضا را در جامعه حاكم كند. وي افزود: نكته مهم اين است كه گفتمان و مشي امام راحل نفي استعمار و استكبار، توجه به محرومين، عدالت محوري، ارتباط با مردم، ساده زيستي، مبارزه با فساد و تبعيض و فقر و اتكاي به تواناهايي خودي بود اما سوال اين است كه جريان دگرانديشي كه با دشمنان قسم خورده نظام ارتباط داشته و جريان نهضت آزادي را به رسميت مي شناسد چگونه مي خواهد گفتمان امام (ره) را ترويج دهد. فروزنده در ادامه تاكيد كرد: ساختارشكنان كه در دوران مديريت خود به دنبال به موزه فرستادن گفتمان و تفكر امام(ره) و انقلاب اسلامي بودند حق ندارند از دفاع از از امام و گفتمان انقلاب اسلامي سخن بگويند. قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب در پايان گفت: امروز گفتمان امام در ديدگاه هاي مقام معظم رهبري تجلي يافته و تفاوتي بين گفتمان امام و رهبر معظم انقلاب وجود ندارد و بنابراين كسي كه وفادار به گفتمان رهبري است و توصيه هاي ايشان را محقق مي كند در خط امام(ره) خواهد بود./انتهاي پيام/ |
|
سجادي: هدف اصلاح طلبان ادامه ساختار شكني هاست
|
|
سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري گفت: هدف از طرح شعار گفتمان امام از سوي اصلاح طلبان ادامه ساختار شكني ها با سنگر گيري پشت گفتمان امام است.
سيد كمال سجادي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد طرح گفتمان امام از سوي اصلاح طلبان گفت: پروژه اصلاحات آن گونه كه اصلاح طلبان مي خواستند به دليل عدم تعريف، پر ابهام بودن و عدم ريشه داري در گفتمان انقلاب اسلامي توسط مردم مورد پذيرش قرار نگرفت. وي افزود: در گفتمان اصلاحات كه در صدد پياده كردن انديشه ها و تفكرات غربي بود در سايه توجه به توسعه سياسي و فرهنگي بسياري از نيازهاي اصلي مردم را ناديده گرفت. سجادي تاكيد كرد: اصلاح طلبان مي خواهند با طرح بازگشت به گفتمان امام (ره) مشكلات خود را حل كنند در حالي كه طرح اين شعار راه حل نيست چون گفتمان اصولگرايي در بطن خود تمامي اهداف و ارزش هاي اسلام و انقلاب و تفكرات و ديدگاه هاي امام و مقام معظم رهبري را دارد. سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري اظهار داشت: اصلاح طلباني كه اين شعار را مطرح مي كنند همان اصلاح طلبان سال 76 هستند و چيزي عوض نشده است، آنها ساختارشكني هاي خود را با الفاظ ديگري پيگيري مي كنند. وي در پايان گفت: به نظر من هدف از طرح شعار دفاع از گفتمان امام از سوي اصلاح طلبان ادامه ساختار شكني ها با سنگرگيري پشت گفتمان امام است./انتهاي پيام/ |
|
ترقي: احتمال سوءاستفاده از «گفتمان خط امام» وجود دارد
|
|
عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي گفت: تكيه بر شعار دفاع از گفتمان امام از سوي عناصر اصلاح طلب با غرض كمرنگ كردن گفتمان رهبري و ولايت فقيه صورت مي گيرد.
حميدرضا ترقي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد طرح شعار دفاع از گفتمان امام از سوي اصلاح طلبان گفت: اصولاً طرح گفتمان امام توسط جرياني كه هميشه سعي بر ايجاد گفتماني غير از ولايت فقيه در افكار عمومي جامعه را داشته و آن را به عنوان يكي از شاخصه هاي مستمر خود تلقي كرده است قطعاً با هدف خاصي صورت مي گيرد. وي افزود: به نظر من طرح اين شعار از سوي جريان اصلاح طلب با هدف ايجاد تقابل بين گفتمان امام و مقام معظم رهبري صورت مي گيرد در حالي كه تفاوتي بين ديدگاه ها و گفتمان امام و مقام معظم رهبري وجود ندارد. ترقي در پايان تاكيد كرد: در مجموع تكيه بر شعار دفاع از گفتمان امام از سوي اين عناصر بيشتر با غرض كمرنگ كردن گفتمان ولايت فقيه صورت مي گيرد./انتهاي پيام/ |
حجت الاسلام جعفرشجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در گفت وگو با خبرنگار شبکه ایران در واکنش به اظهارات فائزه هاشمی در برنامه زنده شبکه دوم سیما که گفته بود بعد از انقلاب چادر مشکی و رنگهای مرده ارزش شده است گفت:خانم فائزه هاشمی با چنین سخنانی هم به آقای هاشمی و هم به خانواده خود اهانت می کند.
وی با بیان این نکته که چادر مشکی انتخاب دیرینه زنان مسلمان ایرانی و حتی غیر ایرانی است افزود: البته اگر ایشان چادر مشکی را قبول ندارد آزاد است تا رنگ کفش تا روسری اش و حتی اگر عینک هم دارد را "قرمز" انتخاب کند.
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در ادامه اظهار داشت:با گفتن این سخنان نه میتوان حجاب مردم را عوض کرد و نه کسی در داخل کشور اساسا به این حرفها گوش می دهد.
این مبارز سالهای پیش از انقلاب در این باره افزود: رضاخان هم که به دنبال عوض کردن حجاب مردم بود با حرفهایش به زباله دان تاریخ پیوست و کسی به حرفهایش اعتنا نکرد.
شجونی در پایان تصریح کرد:از خانم فائزه هاشمی این سوال را دارم که سیاست های نظام، زنان را منزوی می کند یا سخنانی که هر چند وقت یکبار از جانب ایشان بیان میشود؟
پایان مطلب/
آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در واکنش به اظهارات فائزه هاشمی در برنامه زنده شبکه دوم سیما که گفته بود بعد از انقلاب چادر مشکی و رنگهای مرده ارزش شده است، گفت:چادر مشکی جلوه عفت و پاکدامنی زن ایرانی است و به عنوان نماد حجاب برتر و حجاب ملی تبدیل به یک ارزش به نام پاکدامنی و عفت شده است که ما به آن افتخار میکنیم.
وی افزود:این که گفته میشود رنگ مشکی برای چادر، مقنعه و یا روسری رنگ مرده است، بستگی دارد که چه کاربردی داشته باشد چراکه استفاده از لباسهایی که در نظر مردان دارای رنگهای جالب توجه هستند مناسب محیط خانه است.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود:خوشبختانه زنان ایرانی این مسئله را به خوبی درک کردهاند و همواره از دو نوع چادر در محیط خانه و بیرون استفاده کرده و با چادر مشکی در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی در جامعه حضور مییابند.
وی با بیان این نکته که رنگ مشکی برای چادر زنان هیچ ربطی به روانشناسی رنگها ندارد تصریح کرد: چه کسی میگوید رنگ مشکی برای چادر کراهت دارد؟ رنگ مشکی برای چادر نه تنها کراهت ندارد بلکه یک عمل مستحبی هم محسوب میشود و اصلا موضوعی به این روشنی نیاز به بحث ندارد.
کعبی در ادامه عنوان کرد: خوشحال هستیم که زنان مسلمان ایرانی، رعایت عفت و پاکدامنی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی را با پاسداری از بنیان خانواده عجین کردهاند .
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت:حضور زنان و پیشرفتهای آنها در عرصه اجتماع، از رویشها و ثمرات بزرگ انقلاب اسلامی است که مایه افتخار ماست.
وی در پایان با اعلام اینکه اسلام هیچ گاه موافق افسردگی نبوده و همواره بر شادیهای حلال تاکید داشته است افزود: اسلام با تحرک، نشاط و شادابی زنان مخالف نبوده ولی معتقد است که هر گونه تحرک و ورزش برای این قشر از اجتماع باید به دور از هرگونه اختلاط محرم و نامحرم و به دور از محیطی که عفت و پاکدامنی زن را زیر سوال میبرد باشد.
پایان مطلب/
لطف الله فروزنده قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد واکنش سیاسی ارگان حزب اعتماد ملی به سخنان دیروز فرمانده سپاه در مورد بسیج گفت: اصولا بسیج نهاد برخاسته از انقلاب است و امام خمینی (ره) همه آحاد مردم را که مدافع ارزشها و اصول انقلاب اسلامی هستند بسیجی معرفی کرد.
وی افزود: بسیج به معنایی که مد نظر امام(ره) است به دو بخش تقسیم میشود که یک بخش آن نظامی است که طبق دستور امام راحل حق دخالت و وارد شدن در امور سیاسی را ندارند.
فروزنده تاکید کرد: اما بخش دیگر بسیج به صورت غیر نظامی در قالب بسیج کارگری، دانش آموزی، کارمندی و ... است که اینها میتوانند در عرصه سیاسی کشور و از جمله انتخابات برای دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی حضور داشته باشند.
وی اظهار داشت: دوستانی که میگویند بسیج در مسائل سیاسی وارد نشود باید این نکته را توجه داشته باشند که آحاد مردم ما که مدافع ارزشهای اسلام و انقلاب اسلامی هستند بسیجی اند و حضور آنها در عرصه سیاسی کشور و از جمله انتخابات لازم است و باید میان این قشر از جامعه و بخش نظامی بسیج تفکیک قائل شد.
گفتنی است فرمانده کل سپاه روز گذشته در سالن همایش های صداوسیما اعلام کرده بود کسانی که در استخدام رسمی سپاه پاسداران اعم از بسیج و سایر نیروها هستند نمی توانند در انتخابات به نفع ستاد یا گروهی وارد صحنه تبلیغات شوند.
جعفری تاکید کرده بود نیروهای داوطلب بسیجی شامل این قاعده کلی نمی شوند.
پایان مطلب/
|
طاهر نژاد: اصلاح طلبان قطعاً از حضور دو كانديدا آسيب خواهند ديد
|
|
عضو شوراي مركزی حزب كارگزاران گفت: حضور دو كانديدا در ميان جريان اصلاحات تا برگزاري انتخابات مفيد است ولي بعد از آن، اصلاح طلبان قطعاً از حضور دو كانديدا آسيب خواهند ديد.
يدالله طاهرنژاد در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد وضعيت كنوني اصلاح طلبان براي ورود به انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: با توجه به اينكه مير حسين موسوي دير وارد صحنه انتخابات شده و ستادهاي ايشان نيز با تاخير شكل گرفت اما ارزيابي ها نشان مي دهد كه موسوي از شرايط خوبي در جامعه برخوردار است. وي افزود: اميدواريم با آغاز تبليغات رسمي انتخاباتي، رسانه ملي فرصتي را در اختيار موسوي قرار دهد تا مردم بيشتر با ديدگاه هاي وي آشنا شوند. طاهرنژاد در مورد پايگاه راي موسوي در ميان اقشار جامعه تصريح كرد: موسوي به دليل ويژگي هاي خاصي كه دارد در ميان اقشار مختلف جامعه و حتي در ميان اصولگرايان از پايگاه راي خوبي برخوردار است. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران تاكيد كرد: موسوي به دليل مديريت خوبي كه در دوران جنگ داشت در ميان قشرهاي با سنين بالاي 45 و 50 سال كاملاً شناخته شده است اما نسل هاي بعدي و جديد وي را نمي شناسند. وي افزود: البته به خاطر صداقت و سلامت افكار مهندسي شده اي كه موسوي دارد، نخبگان، روشنفكران، اقشار پايين و متوسط جامعه هم به ايشان گرايش دارند. طاهرنژاد در ادامه در مورد حضور دو كانديدا در جريان اصلاحات عنوان كرد: حضور دو كانديدا در ميان جريان اصلاحات تا برگزاري انتخابات به دليل اينكه هر دو كانديدا ظرفيت ها و توانمندهاي اين جريان را معرفي مي كنند مفيد خواهد بود ولي بعد از آن اصلاح طلبان قطعاً از حضور دو كانديدا آسيب خواهند ديد. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران در پايان در مورد برنامه اقتصادي موسوي اظهار داشت: موسوي همراه با سياست هاي كلي نظام حركت مي كند و با وجود اينكه قبلاً به اقتصاد دولتي گرايش داشته ولي در حال حاضر به بخش خصوصي و توسعه آن اعتقاد دارد./انتهاي پيام/ |
|
بهروزي: حضور رضايي باعث كاهش آراي احمدي نژاد نخواهد شد
|
|
دبيركل جامعه زينب (س) گفت: حضور محسن رضايي به معني شكستن آرا اصولگرايان نخواهد بود چون وي آرا خاصي براي خود دارد و باعث كاهش راي احمدي نژاد نخواهد شد.
مريم بهروزي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصولگرايان براي ورود به انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: اصولگرايان در وضعيت بسيار خوبي به سر مي برند، به اجماع و هماهنگي كامل رسيده اند و بايد منتظر حضور مردم بود. وي افزود: از سويي تلخي دوران اصلاحات و از سوي ديگر روحيه مردمي، ظلم ستيزي، براندازي تفكر صهيونيستي اصولگرايان طي اين چند سال مردم را به سوي جريان اصولگرا سوق داده و آنان از جايگاه خوبي در ميان مردم برخوردارند. بهروزي تاكيد كرد: اصولگرايان به صورت قطعي بر روي دكتر احمدي نژاد اجماع كرده اند و گزينه واحد اين جريان در انتخابات پيش روي ايشان است. دبيركل جامعه زينب (س) در مورد حضور محسن رضايي اظهار داشت: رضايي عضوي از جريان اصولگرا به حساب مي آيد و حضور ايشان و هر كانديداي ديگري باعث ايجاد شور و نشاط و افزايش مشاركت مردمي در انتخابات خواهد بود. وي در پايان گفت: البته حضور رضايي به معني شكستن آرا اصولگرايان نخواهد بود و چون وي از آرا خاصي برخوردار است، باعث كاهش راي احمدي نژاد نخواهد شد./انتهاي پيام/ |
|
خانجانی: نميتوان از كنارهگيري كانديدايي به نفع كانديداي ديگر حرفی زد
|
|
عضو ارشد كارگزاران گفت: در حالي كه در شرايط كنوني نميتوان از كنارهگيري كانديدايي به نفع كانديداي ديگر در جريان اصلاحات سخني گفت، ولي چه بسا در ايام نزديك به انتخابات يكي از كانديداها به نفع كانديداي رايآور كنار برود.
جهانبخش خانجاني در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد فضاي حاكم بر كشور در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم اظهار داشت: فضاي كشور هنوز فضاي انتخاباتي به خود نگرفته است و حركت رسانه هاي گروهي و بخصوص رسانه ملي نيز به سمت ايجاد شور و نشاط انتخاباتي پيش نمي رود. وي افزود: مشاركت حداكثري مردم در انتخابات آينده رياست جمهوري باعث پايداري نظام مي شود كه اين افزايش مشاركت نيازمند ايجاد شور و نشاط انتخاباتي توسط صدا و سيماست، اين در حالي است كه شاهد كوتاهي رسانه ملي در اين زمينه هستيم. عضو ارشد كارگزاران در ادامه در مورد پايگاه راي موسوي در جامعه اظهار داشت: هر چند كه نخبگان سياسي جامعه هم تعلق خاطري نسبت به موسوي دارند، اما به دليل مديريت خوب وي در دوران نخست وزيري، از اقبال خوبي در ميان طبقه متوسط، مستضعف و كارگري جامعه برخوردار است. خانجاني در مورد پايگاه راي كروبي نيز گفت: بنده چون در ستاد موسوي داراي مسئوليت هستم، نمي خواهم درباره كروبي صحبت كنم، ولي معتقدم كه كروبي بخشي از آراي احمدي نژاد را به خود اختصاص خواهد داد؛ چون برخي از شعارهاي آنها به هم نزديك است. وي در مورد راي آورترين كانديدا در انتخابات دهم رياست جمهوري تاكيد كرد: در شرايط متعارف در ميان كانديداهاي مطرح شده، موسوي از بيشترين آرا برخوردار است. عضو ارشد كارگزاران در پايان در مورد ارزيابي خود از حضور دو كانديدا در ميان جريان اصلاحات اظهار داشت: هدف اوليه اصلاح طلبان افزايش مشاركت عمومي در انتخابات آينده است و با توجه به اينكه در شرايط كنوني نمي توان از كناره گيري كانديدايي به نفع كانديداي ديگر سخن گفت، اما در ايام نزديك به انتخابات ممكن است يكي از كانديداها به نفع كانديداي راي آور كنار برود./انتهاي پيام/ |
اشاره- در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری، در حالی که گروههای اصلاحطلب تلاش کردند تا حمایت خود را از میرحسین موسوی و یا مهدی کروبی آشکار کنند، حزب کارگزاران سازندگی با وضعیتی متفاوت از سایر گروهها و حتی کم سابقه در فضای سیاسی کشور در این عرصه فعال شده است.
در حالی که غلامحسین کرباسچی دبیر کل کارگزاران از کروبی حمایت میکند و به عنوان رئیس ستاد وی انتخاب شده است، تشکیلات این حزب، کاندیدای رسمی کارگزاران را موسوی معرفی کرده است.
در همین ارتباط و برای آگاهی بیشتر از مواضع کارگزاران، با هدایت الله آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران به گفت و گو نشستیم.
در این گفت و گو که در دفتر کار آقایی در مجتمع تجاری الهیه انجام شد. وی از چگونگی شکلگیری کارگزاران، دخالت هاشمی رفسنجانی در تاسیس حزب و نسبت ایشان با اصلاح طلبان، تفکر اقتصادی حاکم بر کارگزاران، دلایل کنارهگیری خاتمی و حمایت از موسوی و اختلاف نظرها در کارگزاران برسر حمایت از کاندیداهای اصلاح طلب سخن گفت.
مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانیم:
آقای آقایی حزب کارگزارن سازندگی چگونه شکل گرفت؟
در سال آخر دولت آقای هاشمی احساس میشد با رفتن ایشان از قوه مجریه، خیل عظیمی از مدیران اجرایی، کولهباری از تجربیات را دارند که اینها باید سازماندهی شوند و در کشور به عنوان یک سرمایه ملی به کار گرفته شوند. این خطر هم احساس می شد که با رفتن آقای هاشمی پراکندگی ایجاد شود و این تجارب تکرار نشوند. از سوی دیگر، در آن زمان، حرکات تندروانهای که در جریانات مختلف وجود داشت، این خطر را تشدید میکرد، تفکری که معتدل بوده و مبتنی بر واقعیتهاست و توسعه و رفاه مردم را اصل قرار میدهد تحتالشعاع تفکرات سیاسی تندروانه قرار بگیرد و مردم متحمل خسارت و آسیب کند. در همین راستا، تعدادی از اشخاص سرشناس و مدیران اجرایی، تحت عنوان جمعی از خدمتگزاران سازندگی شروع به کار کرده و فعالیت خود را در مجلس پنجم تحت این عنوان شکل دادند. البته به این شکل و قالب حقوقی نبود ولی فهرستی را منتشر کردند که در مجلس پنجم حضور داشته باشند. در این انتخابات، فهرست به طور کامل رأی نیاورد اما مجلس هم مجلسی شد که به طور کامل دست یک جناح قرار نگرفت و ترکیبی از تفکرات مختلف در آن حضور داشتند. بعد از انتخابات مجلس پنجم در سال 76 و در ایام انتخابات ریاست جمهوری هفتم، این جمع به عنوان یکی از مجموعههای شناخته شده و با خط و مشی و مرام مشخص، در همان قالب جمعی از خدمتگزاران سازندگی، حمایت خود را از خاتمی اعلام کردند البته در این زمان هم هنوز شکل حقوقی به خود نگرفته بود. سرانجام، در سال 77 حزب کارگزاران رسماً تشکیل شد و دلیل اصلی ایجاد حزب همان حفظ تجربیات و روحیه تعادل، تقدم توسعه اقتصادی و عمرانی و توسعه سیاسی بود.
با توجه به اینکه اعضای مؤسس کارگزاران در کابینه آقای هاشمی حضور داشتند به نظر شما این حزب یک حزب دولت ساخته نیست؟
در کشور ما به دلیل اینکه هنوز ابعاد سیاسی در آن جا نیفتاده و توسعه لازم در این زمینه را نداشته، طبیعی است که تشکیل سازمانها و گروههای سیاسی خیلی کم اتفاق میافتد که پایهای باشد. شاید تنها تشکیلات فراگیری که به صورت پایهای در گذشته عمل کرده، حزب توده بوده که سرنوشت و داستان آن هم معلوم است. البته انجمنها و گروههای دیگری هم بوده که از پایه شکل گرفتهاند ولی تعداد آنها معدود است. به دلیل نبودن ساختار مناسب، حزب جمهوری اسلامی از بالا شکل گرفت، حزب کارگزاران اینگونه بود، حزب مشارکت در زمان دولت آقای خاتمی شکل گرفت. اصولاً دلیل این اتفاق هم این است که چون نخبگان در آن دولتها حضور داشته و کار اجرایی انجام داده و یا مسئولیت داشتند، به مسائل آشنا بوده و برای تشکیل حزب تلاش میکردند.
|
به نوعی میشود گفت که تصور دولت ساخته بودن کارگزاران درست است ولی به هر حال بهتر از هیچ چیز است چون اگر این کار هم صورت نمیگرفت، از پائین هم امکان شکلگیری حزب خیلی ضعیف بود. |
بنابراین ضمن اینکه این نحوه شکلگیری یک حالت ایدهآل نیست ولی چارهای نیز جز این نبوده است چون اگر بود شکل میگرفت.
آقای آقایی، در شکلگیری حزب کارگزاران، آقای هاشمی چه نقشی داشتند؟
آقای هاشمی، همچنان که خودشان هم گفته اند خیلی موافق تشکیل حزب به این شکل در آن زمان نبودند ولی به هر حال کسانی که حزب را تشکیل دادند از مدیران و نزدیکان و وابستگان ایشان بودند. این تلقی در ذهنها شکل گرفته است که حزب توسط آقای هاشمی ایجاد شده است ولی واقعیت قضیه این است که راهاندازی حزب به این شکل مدنظر ایشان نبوده است. حرکت اولیه را تأیید کردند که از آن فهرست انتخاباتی مجلس پنجم حمایت کنند ولی اینکه حزب به این شکل ایجاد شود قطعاً آقای هاشمی موافق آن نبوده است. حمایت آقای هاشمی از فهرست کارگزاران در انتخابات مجلس پنجم نیز ناشی از این بود که آقای هاشمی میخواستند افرادی را برای انتخابات در فهرست جامعه روحانیت مبارز قرار دهند که آنها قبول نکردند و آقای هاشمی لیست کارگزاران را تأیید کردند که چندصدایی در مجلس حفظ شود و موفق هم شدند چون مجلس پنجم واقعاً یک مجلس چندصدایی بود. اما در راهاندازی حزب به این شکل فقط کسانی که بیانیه تأسیس را امضا کردند خودشان بیشتر پیگیر کار بودند تا آقای هاشمی، البته الآن آقای هاشمی موافق تشکیل حزب و تحزب هستند و تشویق هم میکنند.
یعنی آقای هاشمی الان هیچگونه ارتباطی با کارگزاران ندارند؟
نه ایشان هیچ گونه ارتباط سازمانی با ما ندارند. حتی در حد متعارف فکر میکنم که احزاب و گروههای دیگر در مجموعه اصلاحطلبی یا مجموعههای دیگر بیشتر با ایشان ارتباط دارند.
|
در حد متعارف فکر میکنم که احزاب و گروههای دیگر در مجموعه اصلاحطلبی یا مجموعههای دیگر بیشتر با ایشان(هاشمی رفسنجانی) ارتباط دارند. |
عملکرد حزب کارگزاران در این چند سال را چگونه ارزیابی میکنید؟ به نظر شما تأثیری در دولتهای قبلی داشته است؟
به نظر من حزب کارگزاران دو اثر عمده در عرصه سیاسی کشور داشته است. اولاً مانند یک چرخه تعادل عمل و از افراط و تفریطها جلوگیری کرده است. در انتخابات مجلس پنجم اگر این حزب وارد نمیشد چه بسا تندروهای راست ممکن بود این مجلس را به سمت خود متمایل کنند. در جریانات اصلاحطلبی هم همیشه نقشی متعادلکننده داشته است چون از نظر فکری سعی کرده واقعنگر و منطقی باشد و مردم را ابتدا از نظر رفاه به سطحی برساند تا بتوانند وارد عرصه سیاسی شوند. چون معتقدیم کسی که نان شب خود را نمیتواند تهیه کند قادر نخواهد بود از خود تحلیل سیاسی داشته باشد. این برای ما خطمشی بوده است. خردگرایی، منطقی بودن و تعامل با ارکان نظام جزو اصولی بوده که توانستهایم آنها را جا بیندازیم و اتفاقاً گروههایی که این خطمشی را قبول نداشتند الان به آن رسیدهاند. در حوزه اقتصادی، زمانی که ما تعدیل اقتصادی را مطرح کردیم دولت اصلاحات همسو با آن حرکت کرد و الان هم دولت احمدینژاد این حرکت را تندتر از دیگران انجام میدهد و این نشان از آن دارد که برنامههای اقتصادی ما درست بوده است. پس متعادل کردن تفکرات یکی از نقشهای کارگزاران بوده است و اما دوم اینکه، طی این چند سال، کارگزاران به نام حزب عمل کرده است. بعد از حزب جمهوری اسلامی که تعطیل شد، دیگر تشکیلاتی به نام حزب در کشور نداشتیم و ما اولین گروهی بودیم که حزب تشکیل دادیم و دیگران هم پشت سر ما حرکت کرده و حزب تشکیل دادند، در آن زمان خیلیها میترسیدند نام حزب را بر زبان بیاورند. مثلاً مشارکت را به نام جبهه مشارکت اسم میبردند و احزاب دیگر بعد از تشکیل کارگزاران تأسیس شدند در واقع ما در کشور تحزبگرایی را تشویق کردیم چون به آن اعتقاد داشتیم.
آقای آقایی، بحث از اقتصاد به میان آمد، حزب کارگزاران از کدام دیدگاه اقتصادی پیروی میکند؟
حزب کارگزاران، دیدگاه اقتصاد آزاد را تشویق میکند. ما معتقدیم که خداوند انسانها را آزاد آفریده است و همچنان که باید در زمینههای مختلف فرهنگ، تفکر و اجتماع، آزاد باشد باید در اقتصاد هم آزاد عمل کند. البته طبیعی است که این آزادی مطلق نیست بلکه تا جایی است که آزادی دیگران محدود نشود. در اقتصاد، آزادی به این معنی است که منابع در اختیار یک گروه یا فرد خاصی قرار نگیرد. بنابراین ما به نوعی، از متوسط تئوریهای آزاد پیروی میکنیم. مخالف این هستیم که کشور در شرایط عادی بخواهد به سمت کنترل شدید دولتی پیش برود بله در یک شرایط حادی دولت باید دخالت کند منکر آن نیستیم. ما منتقد به عدم عمل به اصل 44 هستیم. معتقدیم که خیلی ضعیف عمل شده است. روند خصوصی سازی در کشور کند بوده و دولت باید خود را از کارهای تصدیگری رها کند. ما باید با دنیای آزاد مرتبط باشیم، در حال حاضر ارتباطات ما خیلی کم است و ظاهراً ارتباط ما فقط از طریق نفت است که این کفایت نمیکند. باید در حوزههای صنعت و تجارت کار کنیم. کشورهای اطراف ما با سرعت در حال حرکت به این سمت هستند اما ما متأسفانه تنها در بعد واردات عمل میکنیم. تعامل با دنیای خارج با محوریت اقتصادی، از خطمشیهایی است که به آن معتقدیم. البته همچنان که در مرامنامه حزب ذکر شده است ما در بودجه، صنعت، فناوریهای روز هم حرف داریم.
به نظر شما دیدگاه اقتصاد آزاد حزب کارگزاران در تعارضی با اقتصاد اسلامی قرار نمیگیرد؟
به این معنا که سیستم بانکداری و بورس در اسلام وجود ندارد و دلیل هم ندارد که اسلام در مورد آنها حرفی بزند. اینها نظامات اعتباری هستند که بشر برای رفع نیازهای خود ایجاد میکند. بنابراین ما یک اصول اقتصادی داریم و یک نظام اقتصادی که اسلام نظام اقتصادی ارائه نکرده و فقط اصول اقتصادی داشته است که میتوانیم در نظامی که معتقد هستیم آنها را به کار ببریم. به عنوان مثال وقتی میگوییم فرد آزاد است که کار اقتصادی انجام دهد، مدیریت جامعه و دولت باید فضا را طوری فراهم کند که در کنار فعالیت های اقتصادی همواره زمینه برای رشد فکری و معنویت هم وجود داشته باشد. این دو مقوله با هم ترکیب شوند اینها تعارضی با یکدیگر ندارند یا در توزیع فرصتها، دولت میتواند دخالت کند و مغایرتی با اقتصاد آزاد ندارد. در خود امریکا هم که سردمدار کاپیتالیسم است دولت ، فرصتها را طوری توزیع میکند که طبقات پائین جامعه هم بتوانند از آن استفاده کنند. بنابراین ما باید ارزشها را از دین بگیریم، اهداف را در بیاوریم و رسیدن به هدفها با فکر و خلاقیت و مکانیزمهای خودمان باشند مثلاً در اسلام، زکات یک نوع مالیات است و کسی مالیات را نفی نمیکند زکات یعنی این که مسلمین خرج اداره حکومت را بدهند. اتفاقاً ما باید مالیاتی که در کاپیتالیسم آمده است را مقدس کنیم نه این که برعکس در جامعه اسلامی ما، مردم از پرداخت آن فرار میکنند. در آمریکا و آلمان مشهور است که از مرگ و مالیات نمیتوان فرار کرد اما در کشور ما از مرگ نمیشود ولی از مالیات میشود فرار کرد. مالیات قداست خود را از دست داده است. در واقع مالیات همان زکاتی است که ثواب دارد. ما این قسمتهای اقتصاد اسلامی را رها کردهایم و چسبیدهایم به بحث بانکداری اسلامی، اصلاً موضوع بانکداری اسلامی حرفی غیرمنطقی است. بانکداری، بانکداری است. مثل این است که بگوییم ماشین اسلامی و ماشین غیراسلامی. بانکداری یک سیستم است در بانکداری اگر میتوانید به اهداف اسلامی برسید باید آن را رواج دهیم چه اشکال دارد. حال اگر نام نرخ بهره را کارمزد بگذارید فکر میکنید این اسلامی می شود؟ اینها را نمیشود اسلامی نام گذاشت. اینها کلاه شرعی درست کردن است. بنابراین فکر می کنیم ما باید از اسلام ارزشها، اصول و اهداف را بگیریم و مکانیزم و سیستم را خودمان طراحی کنیم از تکنولوژی دنیا، از همه مردم دنیا اعم از مسلمان و غیرمسلمان استفاده کنیم و چیزهای خوب را همچنان که صنعت، فناوری پزشکی و ... را از آنها میگیریم در بعد اقتصادی هم فناوری ها را بگیریم.
آقای آقایی، گریزی هم به موضوع انتخابات بزنیم، وضعیت کنونی اصلاحطلبان برای ورود به انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟
متأسفانه اصلاحطلبان مورد بیمهری نظام قرار گرفتهاند. دلایل زیادی هم دارد بخشی به شرایط درون اصلاحطلبان و عملکرد آنها بر میگردد که نتوانستند یک راهکار تعاملی را در پیش بگیرند. بخشی هم به ناجوانمردی، تخریب، بزرگنمایی، دروغ و تهمتهایی بر میگردد که جریان راست علیه اصلاح طلبان اعمال میکنند. به هرحال اصلاحطلبان الآن به نوعی مورد بیمهری هستند. این مشکل اساسی است که جریان اصلاحات را از امکانات نظام در بخش سیاسی محروم میکند. در رسانه ملی، مطبوعات، در مسائل قضایی و... آثار این بیمهریها را میبینیم. اما اصلاحطلبان با همه اینها خود را وابسته به نظام میداند و فکر میکنند با یک حرکت اصلاحطلبانه میتواند به اهداف خود برسد نه با یک اهداف رادیکالی. در انتخابات اخیر ما با مشکل دیگری روبرو شدیم و آن این است که آقای خاتمی با یک پتانسیل بالایی شروع به کار کرد و همه هم آماده ایجاد یک موج بزرگ بودند ولی باز به دلایلی که از سوی ایشان اعلام شد، آقای خاتمی کنار رفتند. در حال حاضر، اصلاحطلبان هم تحت تأثیر شوک کنار رفتن خاتمی و هم مورد بیمهری نظام هستند. اما در مجموع در شرایط بسیار نابرابر میخواهند رقابت کنند که این رقابت، رقابت خیلی سختی است. در حال حاضر، اصلاحطلبان با مشکل داخلی که تعدد کاندیداهاست، بداخلاقیهای انتخاباتی جناح مقابل، عدم اطمینان از صیانت آرا و محروم بودن از برخی امکانات روبرو هستند. به هرحال وضعیت اصلاحطلبان در انتخابات شرایط بسیار سختی است و فکر میکنم که در فرصت باقی مانده باید تلاش کنند و ناامید هم نیستند هنوز زمینه موفقیت وجود دارد به دلیل این که روحیه تفکر اصلاحطلبی در مردم هست. اصلاحطلبان اگر بتوانند خوب مدیریت کنند، کاندیدای واحد داشته باشند، با مردم ارتباط برقرار کنند و از شوک کنارهگیری خاتمی خود را خارج کنند امید به پیروزی خواهند داشت.
به نظر شما چه دلایلی باعث کنارهگیری آقای خاتمی شد؟
آنچه که خود گفتند نمیخواستند در یک زمان و در کوتاه مدت با آقای موسوی کار تبلیغاتی کنند. این ظاهر قضیه است و از سوی دیگر حرفی هم زده بودند و باید اخلاقاً به آن عمل میکردند و نمیخواستند به قول خود عمل نکنند. این بخش اخلاقی موضوع بود. البته دلایل دیگری هم در این زمینه گفته میشود که چون برای من مستند نیست به زبان نمیآورم.
در همان ایام بارها اعلام شد که آقای موسوی و آقای خاتمی کاملاً هماهنگ هستند اما مشاهده کردیم که خیلی هم هماهنگ نبودند ابتدای آقای خاتمی اعلام حضور کرد و بعد آقای موسوی هم وارد شد. به نظر شما این حرکت نشانی از هماهنگی داشت؟
آنها در نهایت به وعده خود عمل کردند و یکی در صحنه ماند ولی اینکه چرا این وضعیت پیش آمد استنباط من این است که این، ناشی از فرهنگ ما ایرانیهاست که گاهی اوقات در رودربایستی با یکدیگر قرار میگیریم و همچنین به برداشتهای متفاوت دوطرف از سخنان یکدیگر برمیگردد. در دو جلسهای که آقایان خاتمی و موسوی با یکدیگر داشتند این جلسات به تعارف سپری شد. هر یک برداشت خاصی از سخنان یکدیگر داشتند یعنی آقای خاتمی استنباطشان این بود حال که خودش میآید آقای موسوی هم دیگر وارد نمیشود و آقای موسوی هم نظرشان این بود که حالا خودشان هم وارد شوند و در نهایت یک نفر باقی میماند و به دو برداشت رسید که تأثیر خود را بدین شکل نشان داد. البته این یک بخش مسئله است شاید مسائل دیگری هم دخالت داشت که نمیتوانم محکم درباره آنها سخن بگویم.
آقای آقایی، از وارد شدن شوک به اصلاحطلبان در پی کناره گیری خاتمی سخن گفتید. آیا این بدین معنی است که آقای موسوی نمیتواند گزینه ایدهآل اصلاحطلبان و جایگزین خوبی برای خاتمی باشد؟
طبیعتاً گزینه اول اصلاحطلبان، آقای خاتمی بود. به هر حال فکر میکردند با یک گفتمان خاصی وارد صحنه شده و بماند. آقای موسوی، در گذشته جزو پایهگذاران تفکر چپ اصلاحی در کشور بودند که بعد به جبهه اصلاحات تبدیل شد. اما به دلیل اینکه تقریباً 20 سال خاموش بودهاند و در ظاهر درصحنه حضور نداشتند، اصلاحطلبان، فرصت اینکه بخواهند به صورت دقیق وارد زوایای فکری ایشان بشوند را ندارند بنابراین نمیشد گفت که ایدهآل اصلاح طلبان نیست. جبهه اصلاحات، زمان آن را ندارد که بخواهد یک به یک وارد موضوعات و زوایای فکری و شخصیتی آقای موسوی شود. البته خوشبختانه ایشان در فرصت کمی که داشتهاند در حوزه اقتصاد حرفهای خود را شفاف زده و مباحثی هم که در سیاست داخلی و خارجی و فرهنگ مطرح کردهاند میبینیم که خیلی نزدیک به اندیشههای اصلاحات است و همین کمک میکند که این جریان بتواند در تفکرشان نسبت به ایشان تجدیدنظر کند. حتی ممکن است ایشان ایدهآل هم باشند ولی در کل، نسبت به آقای خاتمی در درجه دوم قرار داشته است. البته با توجه به گفتمان ایشان و تطبیق با گفتمان اصلاحطلبی شاید هم اصلاحطلبان، اشتباه کردهاند و آقای موسوی یک فرد آرمانی برای اصلاحات باشد.
یعنی این گروههای اصلاحطلبی که از آقای موسوی حمایت کرده اند قبل از حمایت خود با تفکرات ایشان آشنایی نداشتند و بعد از حمایت میخواهند آشنا بشوند؟
نه اینکه آشنا نبودند. کلیاتی از سوابق آقای موسوی را در زمان حضرت امام(ره) و نخست وزیریشان میدانستند که ایشان در جریان چپ بود. در این حد قبول داشتند که ایشان تفکر راستی به معنایی که الآن هست را ندارد و به نظر من این اندازه شناخت، برای حمایت کافی بوده است. اصلاحطلبان، اگر در ابتدا به آقای خاتمی نمره 90 داده و به آقای موسوی نمره 60، الآن میخواهند در نمرهدهی خود به ایشان تجدیدنظر کنند. شاید با توجه به صحبتهایی که انجام میدهند به نمره 90 هم برسند بنابراین نمره حداقلی داشتهاند. نمره ایدهآل هم بستگی به ارزیابی جدید دارد. فکر میکنم که الآن خیلی سخنان ایشان، قابل تطبیق با خاتمی است.
به نظر شما دلایل اصلی حمایت اصلاحطلبان از آقای موسوی چه بود؟
در نگاه اول آنچه که با قاطعیت میتوانم بگویم این است که بعد از رفتن آقای خاتمی، به فکر گزینهای بودیم که حداقل نظرات اصلاحطلبی را داشته باشد و توان رأی آوری آن هم قوی باشد. در بین گزینههای موجود، آقای کروبی از نیروهای اصلاح طلب بوده و هستند و آقای موسوی هم حداقل معیارهای اصلاحطلبی را داشتند اما براساس مطالعات و ارزیابیها و نظرسنجیهای که در گروهها صورت گرفت پایه رأی آقای موسوی قویتر است بنابراین از ایشان حمایت کردند.
آقای موسوی هنوز شعار منسجمی که بتواند شعار اصلی ایشان باشد را مطرح نکرده و به نظر می رسد تا الآن نتوانسته است انتظاری که از یک کاندیدای ریاست جمهوری میرود را برآورده کند. نظر شما چیست؟
همینگونه است. ایشان هنوز شعار خیلی مشخصی مطرح نکردهاند ولی از انگیزه حرکت ایشان که از ماهها قبل وارد عرصه سیاست شدهاند به نظر من به نوعی نجات ملی اعتقاد دارند. از وضعیت کشور احساس خطر میکند. البته باید خود تصمیم بگیرند که عبارات و شعارهایشان چیست ولی در کل آمدن ایشان معنادار است و میخواهد بگوید که این مدیریت دولت نهم برای مملکت قابل قبول نیست و باید آن را عوض کند.
آقای آقایی، به نظر شما، خاتمی دوباره به صحنه باز میگردد؟
نه، به هیچ وجه، درعالم خلقت ممکن است که هر اتفاقی رخ دهد ولی آنچه که ما میبینم حضور مجدد آقای خاتمی نه مرسوم، نه متداول، نه منطقی و نه شدنی است.
اگر مجدداً آقای خاتمی وارد صحنه شوند از ایشان حمایت خواهید کرد یا از آقای موسوی؟
امکان این که خاتمی دوباره وارد عرصه شود وجود ندارد.
با توجه به حضور برخی اعضای کارگزاران در ستاد آقای کروبی و از سوی دیگر حمایت تشکیلاتی این حزب از آقای موسوی به نظر میرسد یک دودستگی در این حزب وجود دارد. نظر شما چیست؟
اولاً که در این انتخابات همه گروههای اصلاحطلب چنین وضعیتی را دارند. یعنی برخی اعضای شورای آنها علیرغم تصمیم حزبی، از کاندیدای دیگر حمایت کردند. از مجمع روحانیون، آقای ابطحی، انجمن روزنامهنگاران زن، خانم کدیور و برخی دیگر از چهرهها هم هستند که ناآشنا بوده و حضورشان، بازتاب ندارد اینگونه عمل کردند. پس این تنها منحصر به کارگزاران نبوده است. ثانیا این دودستگی و انشعاب محسوب نمیشود چون بین دو اصلاح طلب بوده و اختلاف سلیقه است و انشعاب فکری نیست که فاجعه به حساب آید. زمانی این فاجعه خواهد بود که فردی از اصلاحطلبان از آقای احمدینژاد حمایت کند چون در آن زمان، تفکر تغییر کرده است. ثالثاً در خصوص کارگزاران، از تشکیلات ما فقط آقای کرباسچی در ستاد آقای کروبی هستند. آقای نجفی که چند سال است از حزب استعفا داده و رفتهاند، آقای مهاجرانی هم چند سال است که در خارج کشور به سرمیبرند و اغلب در حزب نیستند.
آقای آقایی بالاخره همین افراد قبلاً عضوی از کارگزاران بودهاند؟
خیلیها پیشینه حضور در حزب را دارند الآن خیلی از آنهایی که در مشارکت هستند قبلاً با کارگزاران بودند. باید حال را مدنظر قرار داد. تمام استانهای ما و اعضای شورای مرکزی از آقای موسوی حمایت میکنند. آقای کرباسچی هم با تفاهم در ستاد آقای کروبی حضور دارند. چون قبلاً در ستاد ایشان بودند و اخلاقاً نمیتوانستند از آن خارج شوند. ایشان حتی راضی به کنارهگیری شدند اما دیدیم که نیاز نیست کنارهگیری کند، سفارش کردیم بماند.
آقای کرباسچی در ستاد کروبی چه مسئولیتی برعهده دارند؟
چیزی که خودشان گفتهاند مشاور عالی است ولی به عنوان رئیس ستاد هم معرفی شده است که هیچگاه شخص ایشان، قبول نکرده است.
یعنی قبل از این که با ایشان موافقت شود به عنوان مسئول ستاد معرفی شده است؟
شنیدم که مراسمی برای معارفه ایشان تشکیل شده است که در آن جلسه، آقای کرباسچی اعلام کرده که مسئول ستاد و فقط مشاور عالی است ولی ظاهراً اختیارات مسئول ستاد را دارد.
در خبرها آمده بود در جلسه حزب کارگزاران اختلافاتی بر سر پیشنهاد آقای کرباسچی که دفاتر کارگزاران در استانها از آقای کروبی و دفاتر تهران از آقای موسوی حمایت کند، پیش آمده است. این موضوع صحت دارد؟
آقای کرباسچی اشتباهی کرده بودند که بعد اصلاح شد و اختلافی در کار نبود.
آقای آقایی به نظر شما حضور دو کاندیدا در جریان اصلاحات به معنی شکستن آرا و شکاف بین این جریان نیست؟
عدهای از آقای کروبی حمایت کردهاند ولی تمام جریان اصلاح طلب و شورای هماهنگی، گزینه مورد حمایتشان، یکپارچه آقای موسوی است. البته حضور دو کاندیدا ایدهآل نیست ولی در این دوره همه چیز اصلاحطلبان استثنایی است. این هم یک نوع استثناست. ما این وضعیت را تأیید نمیکنیم. چون قطعاً اشکال است ولی اشکال فاجعهآمیزی نیست.
با این شرایط فکر نمیکنید اگر یک کاندیدا داشته باشید موفق میشوید؟
ما به این رسیدهایم که اگر کاندیدای واحد داشته باشیم حرکت ما بهتر است ولی این دست ما نیست حق شخصی کاندیداهاست و نمیتوانیم در آن اعمال نفوذ کنیم. چون هیچکدام از کاندیداها به آن معنا حزبی نیستند و بیشتر خودشان میخواهند و چون این را خودشان میخواهند قانوناً نمیتوان مانع آنها شد. در کل 50 درصد ما هستیم که کاندیدای واحد میخواهیم اما 50 درصد دیگر ، کاندیداها بوده که این را نمیخواهند.
به نظر شما در نهایت جریان اصلاحات به کاندیدای واحد خواهد رسید؟
احتمال خیلی ضعیفی است کاندیدای واحد داشته باشیم اما هر چیزی امکانپذیر است ولی به نظر میرسد تا پایان دو کاندیدا را خواهیم داشت.
به عنوان سؤال پایانی،به نظر شما چه نسبتی بین آقای هاشمی و جریان اصلاحات وجود دارد؟
شخصیت آقای هاشمی، اصولاً فراتر از احزاب اصولگرا و اصلاحطلب است و با یک دید ملی، توصیههای خود را به همگان انجام میدهد. در شرایط فعلی توصیههای ایشان بیشتر برای اصلاحطلبان قابل پذیرش است به دلیل این که احساسی که اصلاحطلبان دارند، با احساسی که آقای هاشمی نسبت به آسیبهایی که ممکن است با ادامه روند مدیریتی موجود بر کشور وارد شود، مشترک است. در یک کلام میگویم آقای هاشمی نسبت خاصی با اصلاح طلبان ندارد ولی در شرایط فعلی نظرات ایشان با اصلاحطلبان قابل جمع است.
پایان مطلب/
اشاره: در حالی که با نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم، آرایش سیاسی انتخاباتی احزاب در حال شکلگیری است و ستادهای انتخاباتی کاندیداهای اصلاحطلب نیز مدتی است فعال شدهاند، جریان اصولگرا به تازگی احمدینژاد را به عنوان کاندیدای جریان خود معرفی کرد.
در همین ارتباط با حمیدرضا ترقی، معاون بینالملل و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی به گفتوگو نشستیم تا آخرین وضعیت جریان اصولگرا را از زبان وی جویا شویم.
ترقی ضمن تحلیل سیاست خارجی دولت نهم، از وحدت اصولگرایان برای ورود به عرصه انتخابات خبر میدهد.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
جناب آقای ترقی به نظر شما سیاست خارجی دولت نهم چه ویژگیهای متفاوتی با سایر رویکردهای موجود در سیاست خارجی داشته است؟
در سیاست خارجی ما یک دوره سیاست انفعالی و غیرفعال را در دولت گذشته تجربه کردیم. سیاستی که مجبور به عقبنشینی از مواضعمان در مباحث هستهای و بسیاری از مواضع بینالمللی شد و علیرغم اقتداری که نظام داشت و میتوانست نسبت به آن اقتدار، پاسداری و دفاع کند ولی در قالب همسویی یا ادغام شدن در جامعه جهانی، سعی در همگرایی با سیاستهای اروپا و عدم مقاومت در برابر خواستههای زیادیطلبانه امریکا شد و مجموعه اینها وضعیتی را برای جمهوری اسلامی پدید آورد که آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی در دیدگاه حضرت امام(ره) بویژه سیاست خارجی مورد نظر امام در معرض آسیب قرار گرفت و رسیدن به آنها را بسیار مشکل و دشوار کرد تا جایی که در سال 2003 برخی عوامل وزارت خارجه ایران در نامه ای که خطاب به امریکاییها نوشته شد، برای جلوگیری از تهدیدات نظامی امریکا پذیرفته بودند که نسبت به تبدیل کردن جنبش مقاومت لبنان و فلسطین به گروههای سیاسی و همچنین عدم حمایت از این دو جنبش مقاومت، امریکا و اروپا را نسبت به جمهوری اسلامی ملایم کرده و جلوی تهدیدات آنها را بگیرند.
این سیاست در دولت آقای احمدینژاد به یک دیپلماسی فعال در صحنه سیاست بینالمللی و برخوردار از اعتماد به نفس و اقتدار ملی و بدون هیچ گونه عقبنشینی در برابر زیادهخواهیهای امریکا و اروپا تبدیل شد و مواضع در برابر دشمن، یک موضع تهاجمی شد تا این که انفعالی باشد.
این تغییر موضع در قالب توسعه روابط با ملتها و کشورهای ضدامپریالیسم، تبدیل گرایش از غرب به کشورهای شرق، استفاده از اقتصاد در حوزه سیاست خارجی، تأثیرگذاری ایدئولوژی در سیاست خارجی کشور و طراحی آن، هجمه به امریکا برای درهم شکستن ابهت و سلطه زورگویانه این کشور در منطقه و حضور ایران در همه مجامعی که میتوانست در انتقال پیام جمهوری اسلامی و جلوگیری از انزوای سیاسی ایران تاثیر قابل ملاحظه ای را داشته باشد، بروز داشت.
این تغییر در سیاست خارجی تقریباً ما را در نزدیک به 4 سال از یک موضع سیاست خارجی منفعل به سیاست خارجی کاملاً فعال، پرتحرک و تأثیرگذار در مسائل جهانی و منطقهای تبدیل و دشمنان را به طور مستمر وادار به عقبنشینی از مواضعشان علیه جمهوری اسلامی کرد.
با همین روند بسیاری از طراحیهای آمریکا برای وادار کردن ایران به پذیرش سیاستهای تحمیلی آنها و متوقف کردن فناوری هستهای به بنبست رسید و شاهد موفقیتهای چشمگیری در صحنه سیاست خارجی کشور بودیم.
عدهای معتقدند که ایران در دولت نهم بر اثر سیاستهای این دولت از تعامل با اروپا محروم شده و برای جبران آن، دیپلماسی خود را در شرق، امریکای لاتین و آفریقا فعال کرده است. نظر شما چیست؟
ابتدا باید کسانی که معتقدند ما از تعامل با اروپا محروم شدهایم، اثبات کنند که در آن دورانی که ارتباط با غرب تقویت شد، چه چیزی نصیب ایران شد. در دولت آقای خاتمی که ارتباط با اروپا افزایش یافت و تقویت شد و هر چه آنها گفتند، اینها گوش دادند چه چیزی نصیب ایران شد؟ جز این که آمریکا در نهایت ما را به عنوان محور شرارت پاداش داد و سیاست چماق و هویج را علیه ما اعلام کردند، مخالفان و اپوزیسیون نظام را حمایت و در برنامههای متنوع سیاست براندازی نرم را علیه ما دنبال کردند و علیرغم ارتباطاتی که وجود داشت، هر کاری را که توانستند علیه ما انجام دادند.
اما امروز به واسطه ارتباط با شرق، آفریقا و آمریکای لاتین توانستهایم قراردادهای مهم اقتصادی منعقد و سرمایهگذاری زیادی را در کشورهای آنها انجام دهیم و با استفاده از فرصتهای موجود در شرق، اقتصاد خود را پویا کرده و از مواضع سیاسی آنها در مجامع بینالمللی استفاده کنیم چون رأی ونزوئلا با رأی فرانسه در سازمان ملل تفاوتی ندارد. البته در موضوع نفت و اهداف دیگر بینالمللی نیز توانستیم بهترین استفادهها را از این تغییر نگاه به دست بیاوریم در حالی که در گذشته هیچ یک از این منافع برای ما فراهم نشدند.
آقای ترقی در بحث دستیابی به فناوری هستهای، عدهای بر این عقیده اند که دفاع از حق هستهای، ما را از بسیاری مزایا محروم کرده در حالی که برخی دیگر معتقدند که این گونه نیست و باید همچنان از این حق خود دفاع کنیم. نظر شما چیست؟
مزایا همه وعده وعید است. کشورهایی مانند کره و لیبی و خیلی کشورهای دیگر که براساس وعدههای آمریکا فریب خورده و برنامههای خود را متوقف کردند، نمونه بارز در این زمینه هستند.
چرا الآن کره به نقطه قبلی برگشته و در حال خارج شدن از آژانس است و مأموران آژانس در حال اخراج از این کشور هستند. چون اروپاییها و امریکاییها به وعدههای خود در قبال این کشور عمل نکردند. لیبی هم عقبنشینی کرد اما همه وعدهها دروغ بود.
آزمایش و تجربه نشان داده که این کشورها هدف شان از متوقف کردن کشورهای دیگر در بحث هستهای، انحصار این تکنولوژی است نه اینکه قصد کمک به آنها را داشته باشند. بنابراین ما چیزی را از دست ندادهایم چون چیزی را به ما ندادهاند که از دست بدهیم آنهایی که فکر میکنند خیلی از امتیازات را از دست دادهایم اول امتیاز و واقعیت آنها را باید اثبات کنند در حالی این امتیازها نه واقعیت داشته و نه عملیاتی شده است نه اینکه میشود به آنها اطمینان داشت که وعدههای خود را عملی کنند.
این افراد بیشتر موضوع تحریمهایی که به واسطه دفاع از حق هستهای بر ایران تحمیل شده را مطرح میکنند؟
این تحریمها چیزی اضافه بر آنچه که از اول انقلاب علیه ما اعمال شده، نبوده است. محوریت عمده تحریمها به برنامههای هستهای ما مربوط است یعنی همه چارچوب تحریمها به صنایع و عوامل تأثیرگذار در توسعه فناوری هستهای و نظامی مربوط بوده، ما هم با وجود این تحریمها توانستهایم به این موقعیت مهم در این صنعت دست یابیم و با سایر مسائل ارتباطی نداشته است.
طی این چند سال، مردم ما دچار کمبود نبودهاند اگر کالایی نیاز داشتهاند که از اروپا نگرفتهایم از کشور دیگری وارد کردهایم. این تحریمها تأثیری در رشد و توسعه کشور نداشته بلکه ما را به سمت خودکفایی در اکثر صنایع تکنولوژی پیش برده و آثار و تبعات این استقلال خیلی بیشتر از چیزهایی است که احیاناً ممکن است در تحریمها از دست داده باشیم.
آقای ترقی یکی از اهداف انقلاب ما صدور ارزشها و اصول انقلاب اسلامی است، به نظر شما دولت نهم تا چه اندازه در تحقق این هدف موفق بوده است؟
یکی از ویژگیهای دولت نهم که مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز هست این است که در هر تریبون جهانی در دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی و مبانی ایدئولوژیک نظام خجالت نکشیده و دفاع کرده است.
بیان بسیاری از مسائل ایدئولوژیکی و فکری و مبتنی بر اندیشه اسلامی، در این نوع تریبونها جز آداب و رسوم گذشته نبوده و نوعاً دیپلماتهای ما از رئیسجمهورهای قبلی گرفته تا بقیه، به غیر از مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوریشان و شهید رجایی، دیگران به هیچ وجه وارد بحث ایدئولوژیک در سیاست خارجی نشدند در حالی که این دولت اصلاً مبنای حرف زدنش از ابتدا تا انتها بر پایه ایدئولوژی جمهوری اسلامی بوده چون این یک پیام نو و جدید است در حالی که بقیه چیز جدیدی را به همراه نداشته و هیچ خاصیتی ندارد.
پرداختن به اخلاق و معنویت، مبانی فکری تشیع، پرداختن به مفاهیم عدالت و ظلم، مفاهیم صلح و اسلام در تعاملات بینالمللی مواردی است که این دولت کاملاً به آن توجه کرده و همه اینها تأثیرات مهمی را در تعاملات و افکار عمومی جهان داشته است. اینها سخنان تازهای است که به ذهن نسل جوان و ملتها میرسد و چون مبتنی بر فطرت انسانهاست تأثیرگذاری آن بسیار بالاست و توانسته محبوبیتی را برای ایران در بین ملتهای دنیا پدید آورد که در گذشته چنین نبوده چون با زبان فطرت مردم سخن نمیگفتیم اما الان وقتی با زبان فطرت مردم حرف میزنیم میبینیم که تمام رسانههای دنیا مستقیم این سخنان مسئولان کشور ما را پخش میکنند، چرا این کار را انجام میدهند؟ چون حرفهای آنها، حرفهای جدیدی بوده و مورد نیاز بشر امروز است و تاکنون از زبان این نوع شخصیتها زده نشده است ولی متأسفانه در همین اجلاس ترکیه همه آمده بودند که بگویند انسان و اسلام را دوست داریم و درخواست شان این بود که اسلام را برای ما تعریف کنید اما آقای خاتمی که به عنوان یک روحانی از جمهوری اسلامی در آن شرکت داشت، یک کلمه از اسلام حرف نمیزند یعنی مهمترین فرصت تاریخی که مبتنی بر نیاز همه شرکتکنندگان در جلسه است را از دست میدهد. چون سیاست آنها مبتنی بر ایدئولوژی نیست نگاه، نگاه ایدئولوژی بر سیاست خارجی نیست. در گذشته بسیاری از این نوع فرصتها در صحنههای مختلف بینالمللی را از دست دادهایم در حالی که باید استفاده میکردیم.
آقای ترقی به مسائل داخلی کشور برگردیم، در اواخر پائیز سال گذشته از سوی برخی از فعالان سیاسی، موضوع دولت وحدت ملی مطرح شد و هماکنون هم زمزمههایی از مطرح شدن مجدد آن در آستانه انتخابات به گوش میرسد. نظر شما در این زمینه چیست؟
از اول اعلام کردیم که دولت وحدت ملی در درجه اول مفهوم آن عبور از احمدینژاد است و قابل پذیرش نیست. دوم این که دولت وحدت ملی اصولاً فرمولی است برای کشورهایی که در درون دچار تشتت، اختلافات قومیتی و شدید سیاسی هستند مانند لبنان و کشورهایی که در آنها جریانات متوازن قوی وجود دارد و امکان این که یک طیفشان به موفقیت برسد وجود ندارد و رهبری واحدی که مبنا و ملاک ستون همه تحولات سیاسی باشد ندارند.
فقدان رهبری، وجود قومیتهای متعدد و جریانهای قوی و هموزن سیاسی در کشور و دخالت شدید بیگانگان در انتخابات، ریشههای تشکیل دولت وحدت ملی است. کدام یک از این ویژگیها در کشور ما وجود دارد که ما به چنین فرمولی عمل کنیم؟ اگر این بحث مطرح شود که میخواهیم دولتی تشکیل شود که هم اصولگرایان و هم بقیه در آن حضور داشته باشند این غلط است چون در این صورت اگر اشتباهی رخ دهد کدام جریان سیاسی را باید مقصر دانست؟ اگر عقبنشینی در مسائل سیاست خارجی، داخلی به وجود آید چه کسی باید در برابر آن پاسخگو باشد؟ این مردم را سرگردان میکند و نمیگذارد بدانند که کدام جریان مبتنی بر آرمانها، ایدهآلها و چشمانداز کشور و کدام جریان مبتنی بر نظرات بیرونی تصمیم میگیرد. این سخن درستی نبود. از سوی دیگر اگر بحث این باشد که اصولگرایان بگویند میخواهیم از تمام سلایق در جریان خود استفاده کنیم این دیگر نیازی به بحث دولت ائتلافی و وحدت ملی ندارد.
افرادی که این بحث را مطرح کردند به جای این که با رئیسجمهور فعلی رقیب شوند، بیایند و همکاری کنند. به نظر میرسد اینها ناشی از عدم شناخت واقعیتهای سیاسی کشور و از دور دستی بر آتش داشتن برای اداره کشور است و منطبق بر واقعیتهای سیاسی کشور نیست.
به نظر شما مطرحکنندگان این موضوع چه اهدافی را دنبال میکنند؟
افرادی که این موضوع را مطرح کردند معتقد بودند که کشور را نمی توان با یک جناح اداره کرد، لذا باید دولت از جناحها و سلایق مختلف جامع باشد تا بتوانند ضعفهای یکدیگر را جبران کنند. این حرف ممکن است در ابعادی صحیح باشد اما به طور کامل پذیرفته شده نیست. آنها نیتشان چیز دیگری بود اما در عمل راه اشتباهی را رفتند نیت ممکن است دلسوزی برای نظام بود اما راه راهی بود که نظام را به بنبست میکشاند.
گریزی هم به مبحث انتخابات بزنیم، وضعیت کنونی اصولگرایان برای حضور در عرصه انتخابات دهم ریاستجمهوری راچگونه ارزیابی می کنید؟
وضعیت اصولگرایان در حال حاضر خیلی بهتر از اصلاحطلبان است، اولاً تقریباً یک اطمینان و آرامشی در بین اصولگرایان نسبت به ادامه روند فعلی در اداره کشور وجود دارد و خود به خود این اطمینان و آرامش موجب شده تا خیلی آن تحرک و جنبوجوش و دغدغهای که اکنون اصلاحطلبان برای رسیدن به قدرت دارند را نداشته باشند و نکته دوم این که عجلهای در ورود به انتخابات قبل از پخته شدن کار وجود ندارد.
برای جریاناتی که زود وارد عرصه شده و میخواهند همیشه فضا به صورت چالشی از نظر سیاسی باشد عجیب و نگرانکننده شده است که چرا اصولگرایان در تصمیمگیری دچار تأخیر هستند؟ در حالی که اصولگرایان تصمیمشان مشخص و نحوه ورود را مورد بررسی قرار میدهند، آنها دغدغه و نگرانی تأخیر ندارند.
اما آنهایی که پایگاهی در جامعه ندارند و رأیشان پائیناست باید از چند ماه قبل برای کسب درصدی از آرا تلاش کنند چون اگر زیر 20 درصد آرا داشته باشند که دارند اصلاًَ محلی از اعراب در جامعه نخواهند داشت. اینها باید سر و صدا و جنجال کنند و جنگ روانی و شایعهسازی کنند تا به یک شکلی مردم را متوجه خود سازند. در حالی که مردم کاری به این کارها ندارند و خیلی دنبال این جنجالها و دعواها نیستند. اصلاحطلبان حیاتشان در این نوع فضای جنجالی گلآلود و غبارآلود و فضای تخریب و تحریک احساسات است. لذا با وسواس و نگرانی خیلی زود وارد صحنه شدهاند که به نظر ما این اقدام اذهان عمومی را خسته میکند.
مردم عملکرد کاندیدا را نگاه میکنند این که چه کسی خود را در بین مردم احساس میکند و چه کسی خود را جدا از مردم میداند. لذا، به نظر ما هیچ نیازی به عجله کردن برای ورود صحنه نداریم و باید زمانی وارد شویم که مردم از این جنگ روانیها، تنش و چالش ایجاد کردنها خسته شده و وارد یک فضای منطقی و اعتماد برای انتخابات شوند و احساس کنند این فضا، فضایی مناسب برای تصمیمگیری است که در این جا استدلال، آزمون، برنامه، حفظ ارزشهای نظام و انقلاب، یکپارچگی نظام و تداوم خط اصولگرایی مطرح و اقتدار و وحدت ملی در آن مورد توجه است.
آقای ترقی در حال حاضر اختلافی در بین اصولگرایان وجود دارد با توجه به اینکه نام اشخاصی همچون آقایان لاریجانی، قالیباف و رضایی برای کاندیداتوری مطرح میشود؟
هیچ اختلافی در میان اصولگرایان وجود ندارد. اشخاصی که مطرح میشوند همواره در عرصههای مختلف هیچگاه منافع خود را به منافع کشور ترجیح نداده و احساس میکنیم در آینده نیز مصالح نظام را بر مصالح خود ترجیح خواهند داد و تحت تأثیر تبلیغات و وسوسههای سیاسی قرار نمیگیرند. همه این آقایان معتقدند که باید جریان اصولگرایی پیروز انتخابات باشد و از هر کاری که به پیروزی اصولگرایان لطمه وارد کند پرهیز میکنند.
مطرح شدن این مباحث، ساخته و پرداخته عناصر بیرونی است که میخواهند با مطرح کردن اختلافات ساختگی، ذهن مردم را نگران و مشوش کنند. منطق اصولگرایان در هر سطحی ورود با یک نامزد آن هم با وحدت و انسجام بیشتر برای رأی آوری بالاتر است و رئیسجمهور آینده باید در همان مرحله اول بدون رفتن به دور دوم رأی بیاورد و در ثانی از بالاترین رأی برای تقویت نظام برخوردار باشد.
آقای ترقی به نظر شما چه کسی کاندیدای واحد اصولگرایان خواهد بود؟
تا الان که اصولگرایان کسی جز آقای احمدینژاد را در حد اکثریت آرا نمیشناسند و در فرآیندی که الان طی شده ایشان پیشتاز و اول است.
همچنان که مستحضر هستید آقای خاتمی در اواخر سال گذشته اعلام کاندیداتوری کرد ولی پس از مدت کوتاهی انصراف داد. به نظر شما چه دلایلی باعث این اقدام شد؟
این عاقلانهترین کاری بود که آقای خاتمی انجام داد، این که انسان تشخیص دهد در جامعه برخلاف فرضیات و تحلیلهایی که اطرافیانش انجام میدهند رأی لازم را ندارد و از طرفی احساس کند دشمن از آمدن ایشان خوشحال است، همین موجب میشود که اگر انسان دلسوز نظام باشد نگذارد دشمن خوشحال شوند.
هفته گذشته شاهد حمایتهای سازمان مجاهدین و حزب مشارکت از آقای میرحسین موسوی بودیم به نظر شما چه عواملی این حمایتها را موجب شد؟
موضعگیری مشارکت و مجاهدین برای متدینین از شاخصهای مهمی است که میتواند مرز بین اصولگرایی و غیراصولگرایی را مشخص کند، طبیعی است که حمایت این گروههای افراطی از آقای موسوی یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک انتخاباتی آقای موسوی است که هم خودش از این گروهها در ایران حمایت کرد و هم این گروهها از وی حمایت رسمی کردند. آقای موسوی میتوانست خود را معتدل در جبهه اصلاحات حفظ کند ولی با حمایت از این دو گروه و فراهم کردن زمینه حمایت این گروهها از خودش، تقریباً از آن موضع معتدل خارج شد و نشان داد که بنای کار وی این است که مانند کارگزاران بسترساز روی کارآمدن دوم خردادیها باشد و راه را برای همان جریان دوم خرداد با همه خصوصیات، تندرویها، ساختارشکنیها و دیدگاههای فکری و سیاسی آنها هموار کند.
به نظر میرسد، مشارکت و مجاهدین ویژگیهایی منطبق با اهداف خود را در وجود آقای موسوی دیدهاند که از وی حمایت رسمی کردند، در زمان مدیریت آقای موسوی در گذشته چنین ویژگیهایی در ایشان وجود داشت؟
به لحاظ سیاسی در دو دوره قبلی که آقای خاتمی تبلیغات انتخاباتی کرد در موارد متعددی شاهد قرار گرفتن عکسهای آقایان خاتمی و موسوی در کنار هم بر روی پوسترهای تبلیغاتی بودیم. بنابراین در گذشته هم این آقایان، همفکریهای مختلفی با یکدیگر داشتند و آقای موسوی جزو مدافعین دولت آقای خاتمی البته در جلسات خصوصی و غیرعلنی بودند.
از نظر دیدگاهها اقتصادی و سیاسی ایشان در گذشته در حزب جمهوری اسلامی با اصولگرایان دچار شکاف و فاصله بود. ایشان به محض اینکه مسئولیت دولت را پذیرفت، تقریباً هیچ تبعیتی از حزب جمهوری اسلامی نکرد با اینکه در رأس آن شخصیتهای برجستهای همچون مقام معظم رهبری، شهید بهشتی و آقایهاشمی بودند، به هیچوجه حاضر نشد دیدگاههای حزب را دنبال و اعمال کند نه نیرویی از حزب را گرفت و نه به دیدگاهها توجه کرد، بنابراین اصولاً ایشان با طیف اصولگرا از همان اوایل انقلاب موضع داشت. سوابق قبل از انقلاب ایشان هم عمدتاً با نهضت خداپرستان سوسیالیست و گروه «پیمان» ارتباطات فکری داشت.
دهه اول انقلاب هم که دهه جنگ بود فضای حاکم بر کشور راه و خط امام(ره) بود و کسی جرأت نمیکرد از این خط فاصله بگیرد ایشان جرأت کرد زمانی که امام میگفتند بازرگانی خارجی باید آزاد و مردمی شود ایشان آن را دولتی نگهداشت و نظر امام را رد کرد.
استعفای ایشان در زمانی که نمیخواست نظر اصولگرایان را که میخواستند نیروهایی را وارد دولت کنند بپذیرد ضربه سنگینی در آن زمان برای نظام بود که عصبانیت امام(ره) را در پی داشت و امام نامه تندی به ایشان نوشتند.
این موارد نشان میدهد که اختلاف وی با اصولگرایان از گذشته یک اختلاف روشن و مشخص بود بنابراین حمایت جریانهای تندرو از آقای موسوی میتواند 2 یا 3 دلیل روشن داشته باشد یکی، اختلافات و فاصله ایشان با جناح اصولگرا، دوم، سابقه بسترسازی ایشان برای روی کار آوردن دوم خردادیها و جریانهای اصلاحطلب در کشور و سوم، مقاومت وی در مقابل چهرهها و شخصیتهای محوری اصولگرایی در کشور و نکته دیگر اینکه، اصلاحطلبان میتوانند در ایشان از نظر مواضع تأثیر بگذارند همچنان که الآن به مرور ایشان سعی کرده است که شعارها و نقطهنظرات آنها را در انتخابات به مرور مطرح کند مثلاً مخالفت با طرح امنیت اجتماعی در کشور، جمع کردن گشت ارشاد، مبارزه با نظارت استصوابی و اخیراً ارتباط با تعدادی از عناصر نهضت آزادی، اینها همه جزو ویژگیهای جریان تندرو اصلاحات است که نه مرزی بین خود و نهضت آزادی قائل بودند و نه مرزی بین خودی و غیر خودی قائل هستند. ایشان هم الآن حرفشان این است که مرزی بین خودی و غیرخودی نمیشناسد بنابراین این شعارها را که بنا به خواست آنها اعلام میکند و خودش هم احتمالاً اعتقاد به آنها دارد زمینه حمایت آن جریان را فراهم کرده است و به نظر ما هرچه که از این مصداقها مطرح شود و مواضع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای مردم شفاف شود، مردم متوجه میشوند که چگونه از تجربیات خود در رابطه با یک انتخاب دقیق که مصلحت نظام باشد استفاده کنند.
آقای ترقی بهعنوان سؤال پایانی به نظر شما پیروز انتخابات آینده چه کسی است؟
پیشبینی الآن دشوار است، اما امیدواریم که نامزد اصولگرایان به پیروزی قطعی در همان دور اول برسد، این آرزوی ما و آرزوی بسیاری از مؤمنان و مدینین کشور است.
پایان مطلب/
|
تاجرنيا: دليلي براي حضور مجدد خاتمي وجود ندارد
|
|
رئيس دورهاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات گفت: با توجه به وضع موجود، دليلي براي حضور مجدد خاتمي در عرصه انتخابات وجود ندارد و با دلايلي كه براي انحراف خود اعلام كرد بازگشت مجدد وي علامت سوال جدي را ايجاد خواهد كرد.
علي تاجرنيا، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم اظهار داشت: بعد از انصراف خاتمي تمركز گروه هاي اصلاح طلب روي موسوي صورت گرفت و خوشبختانه با وجود حضور كروبي در اين جريان، فضا، فضاي مناسبي است. وي افزود: البته شرايط در حال حاضر به گونه اي پيش مي رود كه به نظر من احتمال اجماع بر روي يك كانديدا وجود دارد. رئيس دورهاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در مورد اينكه احتمال اين اجماع بر روي كدام كانديداست؟ تاكيد كرد: با توجه به حمايت هاي صورت گرفته و اقبالي كه وجود دارد به نظر مي رسد كه ظرفيت جمع شدن آرا بر روي موسوي بيشتر است. تاجرنيا در ادامه با انتقاد از عملكرد رسانه ها و صدا و سيما اظهار داشت: متاسفانه رسانه هاي گروهي و صدا و سيما در ايجاد شور و نشاط انتخاباتي در بين مردم فعال نيستند و به نظر مي رسد كه رويكرد، رويكرد ايجاد مشاركت نيست. عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در ادامه در مورد پايگاه راي موسوي در ميان مردم تاكيد كرد: به نظر مي رسد موسوي راي قشر متوسط جامعه، طيف سنتي از نظر فرهنگي و طيف آسيب پذير جامعه از نظر اقتصادي را پشت سر خود دارد، اما تنها مشكل وي اين است كه مردم شناخت كاملي از موسوي ندارند كه بايد در راستاي معرفي وي بيشتر تلاش شود. وي در مورد پايگاه راي كروبي نيز گفت: بخشي از نخبگان سياسي جامعه به نوعي احساس مي كنند كه با رياست جمهوري كروبي بهتر مي توانند خواسته هاي خود را مطالبه كنند. تاجر نيا افزود: از سوي ديگر كروبي در ميان طبقه متوسط و آسيب پذير جامعه كه نگاه معيشتي و زودبازده به فعاليت هاي اقتصادي دارند نيز پايگاه راي دارد. رئيس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در مورد احتمال حضور مجدد خاتمي اظهار داشت: با توجه به وضع موجود دليلي براي حضور مجدد خاتمي در عرصه انتخابات وجود ندارد و با دلايلي كه وي براي انصراف خود اعلام كردند بازگشت مجدد خاتمي علامت سوال جدي را ايجاد خواهد كرد. وي در پايان تصريح كرد: البته اگر توافقاتي صورت گيرد و قرار بر انصراف كانديدايي از جبهه اصلاحات باشد آن وقت حضور مجدد خاتمي قابل پذيرش است، ولي در حال حاضر دليلي براي حضور وي وجود ندارد./انتهاي پيام/ |
|
ميرهادي: گرايش بيشتر مردم به سمت كروبي است
|
|
رئيس شاخه روحانيون حزب اعتماد ملي گفت: با توجه به تاثيرگذاري كروبي در ميان اصلاح طلبان و مردم و همچنين با توجه به برنامه هاي ارائه شده از سوي وي به نظر مي رسد گرايش بيشتر مردم به سمت كروبي است.
حجت الاسلام علي مير هادي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد وضعيت كنوني اصلاح طلبان در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: در حال حاضر با توجه به حضور جدي و فعال دو كانديدا در جبهه اصلاحات به نظر مي رسد كه اين حضور زمينه مشاركت سياسي بالايي را در انتخابات آينده فراهم خواهد كرد. وي در مورد جايگاه راي كروبي در بين مردم افزود: كروبي با توجه به اين كه يك شخصيت تاثيرگذار در بين اصلاح طلبان و مردم است و همچنين با توجه به برنامه هايي كه ارائه كرده اند فكر مي كنم در بين اقشار مختلف جامعه شناخته شده هستند و گرايش بيشتر مردم به سمت ايشان است. رئيس شاخه روحانيون حزب اعتماد ملي همچنين در ادامه در مورد جايگاه راي ميرحسين موسوي تاكيد كرد: موسوي نيز با توجه به سوابق درخشاني كه در زمان جنگ داشته اند به نظر مي رسد هم درميان اصلاح طلبان و در ميان بخشي از اصولگرايان از جايگاه راي خوبي برخوردار است. ميرهادي افزود: البته هنوز زود است كه بگوييم از ميان موسوي و كروبي كدام يك آرا بيشتري در بين مردم دارند و بايد منتظر آينده بود و با توجه به روند پيش رو آنها را مقايسه كرد. وي در پايان با اشاره به اين نكته كه تا كنون در استان هاي مختلف و در دانشگاه ها از كروبي استقبال خوبي به عمل آمده در خصوص آينده اصلاح طلبان گفت: با توجه به تصميماتي كه دو كانديداي حاضر در جريان اصلاحات داشته اند قطعاً اين جريان با دو كانديدا وارد انتخابات مي شوند و كسي هم قصد كناره گيري ندارد./انتهاي پيام/ |
اشاره: در روزهایی که اصلاحطلبان حضور حداقل دو کاندیدا را در جریان خود، برای ورود به انتخابات دهم ریاست جمهوری پذیرفتهاند و حامیان میرحسین موسوی نیز همچنان نسبت به کنارهگیری کروبی خوش بین هستند، با حجتالاسلام رسول منتجب نیا عضو سابق مجمع روحانیون مبارز و قائممقام حزب اعتماد ملی به گفتوگو نشستیم.
منتجب نیا با تکذیب احتمال هر گونه کناره گیری کروبی، تأکید دارد که دوستان حامی آقای موسوی، از بداخلاقیها پرهیز کنند و بگذارند فضا دوستانه باشد.
متن کامل این گفتوگو را در ادامه می خوانید:
چه عواملی سبب تشکیل حزب اعتماد ملی شد؟
اولین عامل، ضرورت تحزب از دیدگاه ما بود. چون معتقدیم در ایران اسلامی مانند سایر کشورها که در حال پیشرفت هستند نیاز مبرم به حزب و تحزب احساس می شود و بدون حزب نمی توان فعالیت سیاسی انجام و کشور را در درازمدت از خطراتی همچون دیکتاتوری و استبداد نجات داد. لذا با این انگیزه، از بعد از پیروزی انقلاب دنبال حزب بودیم که پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، فرصت مهیا شد و توانستیم حزب اعتماد ملی را تأسیس کنیم. حزب از نظر ما یک ضرورت است و همه سلایق سیاسی و جمعیتها به جای اینکه به دنبال تشکیل گروههای غیررسمی یا فعالیتهای غیرقانونی و یا استفاده حزبی از برخی تشکیلات وابسته نظام باشند باید درصدد تأسیس حزب برآیند و فعالیتهای سیاسی جمعی خود را قانونمند کنند.
چرا در قالب مجمع روحانیون فعالیتهای خود را ادامه ندادید؟
مجمع روحانیون مبارز اولاً یک تشکیلات صنفی است و این توان و ظرفیت را ندارد که در تمام قشرها بتواند سازماندهی انجام دهد، قانوناً هم اجازه ندارد. در آن زمان ما درصدد این کار برآمدیم ولی وزارت کشور و کمیسیون ماده 10 قانون احزاب جواب منفی داد و گفت این تشکیلات حزبی نیست و ظرفیت یک حزب فراگیر را ندارد. ثانیاً بعد از انتخابات، آقای کروبی تصمیم گرفت همکاری با مجمع روحانیون مبارز نداشته باشد.
آقای کروبی دلیل خاصی برای قطع همکاری با مجمع روحانیون داشت؟
بله، به دلایلی که در انتخابات دوره نهم پیش آمد ایشان رنجیدهخاطر شد و تصمیم گرفت که با مجمع، همکاری خود را خاتمه دهد ما هم همکاری خود با آقای کروبی را ترجیح دادیم و از آنجا که همه ما سیاسی هستیم و باید فعالیت سیاسی داشته باشیم و از سوی دیگر، این فعالیت باید قانونی و قانونمند باشد به سراغ تأسیس حزب رفتیم.
به نظر شما در حال حاضر، جریان اصلاحات را چه کسی رهبری میکند؟
اصلاحات جریانی نیست که شخص خاصی رهبر آن باشد. یک جریان مردمی است که بعد از پیروزی انقلاب شکل گرفت. یک تفکر و فرهنگ که مانند سیل یا رودخانهای روان به حرکت خود ادامه میدهد. کسانی هم در این مسیر هستند و در مقیاس و ظرفیتهای مختلف همکاری میکنند که آقایان کروبی و خاتمی از شخصیتهای معروف آن هستند ولی هیچکسی به عنوان رهبر اصلاحات نیست، رهبر اصلاحات خود ملت هستند که خواستار تغییر و تحول و اصلاح امور بوده و میخواهند جریان امور کشور، مردمی، اصلاحطلبانه، رو به رشد و تعالی و تکامل باشد چنین جریانی نه نیاز به رهبر خاصی دارد و نه وجود شخصیتهایی همچون آقایان کروبی و خاتمی را میتوان رهبر این جریان قلمداد کرد.
آقای کروبی طی چند سال اخیر، بخصوص پس از پایان کار مجلس ششم همواره به وجود برخی تندرویها در جریان اصلاحات انتقاد و اعتراض داشته است. به نظر شما روی سخن وی با چه کسانی است؟
ببینید تندروی در همه جریانهای کشور وجود دارد. منحصر به جریان اصلاحات نیست. مجموعهای از افراد تندرو و افراطی و غیرمنطقی در جریان راست و اصولگرا، از چندین سال قبل شکل گرفت که کارهایی هم انجام دادند که در تاریخ ماند و آثار و تبعات آن دامنگیر نظام جمهوری اسلامی ، انقلاب و ملت شد.
اما روی سخن آقای کروبی با تندرویها در جریان اصلاحات است!
اجازه دهید. ولو این که این جریان متعلق به تمام راستیها نباشد، یعنی همه افراد راست طرفدار قتلهای زنجیرهای، طرفدار حمله به کوی دانشگاه، تشنج در جلسات، در مراکز مختلف نبوده و نیستند ولی یک جریان تند و خشن در آنها شکل گرفت که جریان افراطی بود. در جبهه اصلاحات هم، یک جریان افراطی، که ساختارشکن بود، حرکتهای تندی انجام و سخنان تند و حرفهای غیراصولی را بر زبان جاری کرد. این دو مجموعه کوچک، نیروهای پررو، پرقدرت، سمج و لجوجیاند که می توانند قدرت و تریبونها را به دست بگیرند و فضا و موج ایجاد کنند. سال ها کشور ما در سایه موجی که خشونت طلبها در جناح راست ایجاد کردند ضرر دید و چند سال هم از تندرویهایی که جریان افراطی درون اصلاحات ایجاد کردند، متضرر شد.
به نظر شما این جریان افراطی هنوز هم در جریان اصلاحات حضور دارد؟
هم در جریان راست و هم در جریان اصلاحطلب، این مسئله وجود دارد که هر دو به یک نقطه میرسند و آن جهالت و نادانی است. امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «انسانهای جاهل را همیشه در حال تندروی یا کندروی میبینیم»، اینها، هرگز معتدل نیستند و جریانات سیاسی باید مراقب این دو جریان افراطی باشند.
اما به نظر میرسد آقای کروبی با اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین اختلاف دارد، نظر شما چیست؟
بحث سازمان نیست، سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت دو حزب هستند، بحث بر سر تفکر تندروی و اعتدال است. در هر حزبی ممکن است چند نفر تندرو وجود داشته باشند و آنها قدرت زیادی داشته و بتوانند دیگران را تحت تأثیر خود قرار دهند، نمیشود گفت که یک حزب با هزاران عضوی که دارد همه یک جور فکر میکنند ولی چند نفر ممکن است افراد تندرو باشند و امور را قبضه کنند.
یعنی روی سخن آقای کروبی با برخی اشخاص این دو تشکیلات است؟
با اشخاص و با تندروی ها، بحث تشکیلات نیست بحث این حرکت تند و غیرمعتدل است.
اگر اجازه دهید وارد بحث انتخابات شویم، به نظر شما پایگاه رأی آقای کروبی در میان کدام قشر جامعه است؟
همه قشرها به آقای کروبی توجه دارند، اولاً ویژگیهایی آقای کروبی بین عامه مردم مشهور و پرجاذبه است، خصلت اعتدال، پایبندی به اصول و مبانی اعتقادی و خط امام (ره)، دلسوزی نسبت به مردم، ارتباط تنگاتنگ با آحاد ملت مخصوصاً افراد مظلوم، محروم و ستمدیده و شجاعت و شهامت ایشان زبانزد خاص و عام است. در بین نخبگان، جمع عظیمی از این قشر به ایشان علاقهمند هستند و وی را منجی کشور دانسته و راه نجات کشور را عهدهداری مسئولیت اجرایی توسط ایشان میدانند. جمع عظیمی از تودههای مردم از شهر و روستا و نقاط مختلف نیز بر این عقیدهاند. در دوره گذشته که آقای کروبی حزب نداشت و فعالیت منسجم امروزی را هم انجام نداده بود. در یازده استان، رأی اول را داشت و با فاصله نسبتاً زیاد از نفر بعدی، در خیلی از استانها، دوم شد. آن هم استانهایی که پیشرفته و فرهنگی هستند مانند استان فارس، گیلان، کرمانشاه و امثال اینها، این گونه نبود که بگوییم یک قشر خاص به ایشان رأی دهند و دیگران رأی ندهند، همه قشرها به ایشان رأی دادند، الآن هم جاذبه ایشان بیشتر شده و با ارائه برنامه ،حرفهای تازهتری میزند که به نظر من، وضعیت از 4 سال قبل به مراتب بهتر است.
به نظر شما پایگاه رأی آقای موسوی در کدام قشر است؟
آقای موسوی هم در میان اقشار مختلف، موقعیت خوبی دارند ولی ایشان 20 سال در حاشیه بوده و به هیچ وجه وارد صحنههای سیاسی و اجتماعی کشور نشده اند، 20 سال قبل، در زمان نخستوزیری و در زمان جنگ و حیات حضرت امام (ره) مسئولیت داشت و لذا نسلهای دوم و سوم انقلاب با ایشان آشنایی ندارند، نسل اولیها ایشان را میشناسند. لذا جوانان ما اعم از دانشآموزان، دانشجویان و بسیاری از فرهنگیان و اساتید، با روحیات، افکار و برنامههای آقای موسوی آشنایی ندارند و فکر میکنم خیلی دشوار است که در این فرصت کوتاه، ایشان بتواند رابطه تنگاتنگی با بدنه جامعه نسل جوان ایجاد کند. بله، اگر شعارهای خیلی تند داده شود ممکن است موجی ایجاد کند ولی آن شعارهای تند ساختار شکن یا پرجاذبه چه بسا آقای موسوی به آن اعتقاد نداشته و به مصلحت نداند.
به نظر شما چه دلایلی سبب شد، سازمان مجاهدین، جبهه مشارکت و مجمع روحانیون از آقای موسوی حمایت کنند؟
باید از آنها پرسید به هر حال آنها تصمیم داشتند آقای خاتمی را وارد صحنه کنند و آقای خاتمی با کناره گیری خود اینها را نگران کرد و از آن طرف هم تصمیم نداشتند به هر دلیلی از آقای کروبی حمایت کنند. آقای کروبی مؤسس مجمع روحانیون بوده و بیشترین سهم را در بقا و تقویت مجمع داشته، جریان اصلاحات نیز بیشترین بارش بر دوش آقای کروبی بوده است. از اولین روز مقدمات انتخابات ریاست جمهوری سال 76، بیشترین سهم در انتخابات و دفع حملههای رقبا به آقای خاتمی و جریان خط امام (ره) برعهده آقای کروبی بود و تا پایان دوران اصلاحات هم، ایشان بیشترین حمایت مقتدرانه را از اصلاحات انجام داد. ولی بالاخره آقایان سلیقهشان، تفکر و اندیشه آقای کروبی را نمیپسندد و بهانههایی آوردند و براساس آن بهانه ها، سراغ آقای خاتمی رفتند و بعد از کنارهگیری ایشان، مهندس موسوی را انتخاب کردند. البته حمایت آنها از مهندس موسوی نه به معنای اینکه ایشان را میپسندند و یا هماهنگ و همفکر خود میدانند بلکه صرفاً به خاطر این است که در برابر آقای کروبی ایستادگی کنند. هدف آنها این است که جبهه ای در مقابل آقای کروبی باز شود و الا در مقایسه آقای کروبی و مهندس موسوی قطعاً و مسلماً اقای کروبی به اصلاحات نزدیکتر است و به خواستهای اصلاحطلبان بیشتر توجه میکند.
برخی معتقدند که حضور آقایان کرباسچی، مهاجرانی، ابطحی و... در ستاد آقای کروبی، باهدف منحرف کردن ایشان از کاندیداتوری در انتخابات است. نظر شما چیست؟
نه، این یک تحلیل کاملاً غلط است. از آنجا که چهرههای شاخص و شخصیتهای ملی ما مقید نیستند که حتماً از یک حزب یا مجموعه خاص تبعیت کنند و خود را آزاد میدانند، لذا چهرههایی مانند آقایان کرباسچی، نجفی، نیلی، مهاجرانی، خانم کدیور و دهها چهره شاخص و روشنفکر و اصلاح طلب از گروههای مختلف کارگزاران، مجمع روحانیون، مشارکت و سازمان مجاهدین پشت سر آقای کروبی را گرفتهاند. آقای ابطحی رئیس دفتر و معاون آقای خاتمی بود و الآن عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون است ولی به عنوان مشاور آقای کروبی است، آقای رحمانی، آقای درچهای و چهرههای دیگر هم همین طور . به نظر من اگر رودربایستیها از میان برداشته شود و اجازه دهند که گروهها جدا جدا تصمیم بگیرند اکثریت مجمع روحانیون مبارز، اکثر اعضای شورای مرکزی مشارکت و برخی اعضای سازمان مجاهدین، همه پشت سر آقای کروبی قرار میگیرند و از ایشان حمایت میکنند. آنها را در یک رودبایستی یا تعهد به اینکه شما طبل جدایی نزنید و تصمیمات ما را محترم بشمارید نگه داشته اند و خبر دارم که بسیاری از آنها نگران هستند و گفتهاند که ما را در یک فضای خاصی قرار دادهاند که نمیتوانیم حمایت کنیم و الا دل ما به آقای کروبی است.
طی روزهای اخیر، برخی از حامیان آقای موسوی که بیشتر از اعضای مشارکت و مجاهدین هستند در مصاحبههای خود با خبرگزاریها اعلام کردهاند که آقای کروبی در نهایت کنار میرود و ما به این قضیه خوش بین هستیم. آیا احتمال کنارهگیری آقای کروبی وجود دارد؟
این خواب و خیالی خام است. خواهش میکنم دوستان از این خوابهای آشفته نبینند، آقای کروبی آمده اند که بمانند و هیچ توجیهی ندارد که کنار برود. ممکن است سایر دوستان به مصلحت بدانند که به نفع آقای کروبی کنار بروند ولی ایشان چنین تصوری را هم به ذهن خود و به ذهن دوستانش راه نمیدهد، ایشان ایستاده و به بحمدالله وضعیت خوبی هم دارد و روز به روز شرایط ایشان بهتر میشود. این سخنان به جز القای شبهه و جز یک بد اخلاقی سیاسی، هیچ توجیه دیگری ندارد. من خواهش میکنم دوستان از این بداخلاقیها پرهیز کنند و بگذارند فضا دوستانه باشد و این دو بزرگوار و هر بزرگوار دیگری که وارد صحنه شد صمیمانه رقابت سالمی داشته باشند. مردم هم در نهایت هر کدام را انتخاب کنند همان مبارک است. به جای مردم تصمیم نگیریم خود را قیم مردم ندانیم و فشار نیاوریم افراد را از صحنه خارج کنیم گرچه این فشارها هیچ نتیجهای جز آلوده کردن فضا و ایجاد اختلاف ندارد.
کمی به گذشته برگردیم. آقای کروبی در پائیز سال گذشته، موضوع شورای حکمیت را مطرح کردند این موضوع به کجا کشید؟
شرط اول اجرایی شدن شورای حکمیت، اعلام حضور کاندیداهای اصلاح طلب تا 20 آذرماه بود اما تنها آقای کروبی اعلام حضور کرد، لذا این موضوع، منتفی شد چون اولین رکن آن که اعلام قبل از 20 آذر بود ویران شد. موضوع شورای حکمیت، با عدم هماهنگی دوستان ما در جریان اصلاحات منتفی شد. پیشنهاد بسیار خوبی بود و اگر این کار انجام میگرفت هم به نفع اصلاحات و هم به نفع کشور بود ولی دوستانی که از قبل تصمیم خود را گرفته بودند این را نخواستند.
یعنی ابتدا تمام گروههای اصلاح طلب روی آن توافق داشتند ولی در ادامه خلف وعده کردند؟
بله، از اول در جلسات شورای منتخب شورای هماهنگی، اجرای طرح شورای حکمیت تصویب شد و در مصاحبهها هم مورد استقبال همه گروه های اصلاحطلب قرار گرفت. ولی در عمل مخالفت کردند و انجام ندادند و منتفی شد.
از حوادث و عملکرد مجلس ششم بگویید. چه عواملی باعث وقوع تحصن در این مجلس شد؟
مجلس ششم یکی از مجالس پرماجرا بود، ظرفیت و استعداد بالایی داشت هم از نظر علمی و هم ارزشی. ولی همانطور که اشاره شد جمع اندکی که نبض اصلاحات را به دست گرفته بودند نگذاشتند این مجلس به ثمر بنشیند. بخشی از ناکامیها به تندروهای اصلاحطلب و بخشی هم به تندورهای راست مربوط میشود در مجموع مجلس ششم نتوانست به تمامی ظرفیتها و اهداف خود برسد. کارشکنیها از بیرون و حرکات نامناسب از درون موجب شد این مجلس به تمام اهداف نرسد.
در ایام انتخابات نهم ریاست جمهوری، آقای کروبی انتقاداتی نسبت به آقای هاشمی داشتند موضوع این انتقادات چه بود؟
اختلافاتی که آقای کروبی با آقای هاشمی داشت و نامهای هم نوشت مربوط به بعضی از اظهارات آقای هاشمی بود که آقای کروبی آن را توهین به خود و سایر کاندیداها تلقی کرد و لذا نامه تندی به ایشان نوشت که چرا این تعابیر را به کار برده است.
حاج آقا در حال حاضر همان اختلافات وجود دارد؟
نه، در آن زمان اشتباهی صورت گرفته بود و ایشان هم تذکر داد. همین بود. الآن این آقایان با هم رفیقند و ارتباط دارند و مشکلی وجود ندارد.
پایان مطلب/
|
راه چمني: كروبي تصميمي براي كناره گيري ندارد
|
|
رئيس شوراي عالي حزب همبستگي گفت: كروبي تا آخر كار ايستاده است و تصميمي براي كنار رفتن ندارد و به نظر ما اين خطري را ايجاد نمي كند چون انتخابات به دور دوم كشيده مي شود.
محمدرضا راه چمني در گفت وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: فضاي انتخابات كشور به نفع اصلاح طلبان است و در آينده هم همچنان به نفع اين جريان خواهد بود. وي افزود: فعلا 2 كانديدا تا پايان كار حضور خواهند داشت ولي با توجه به اينكه انتخابات اين دوره دو مرحله اي خواهد بود و در مرحله دوم يك اصلاح طلب و يك اصولگرا حضور خواهند داشت، نگراني در زمينه وجود دو كانديدا باهم نداريم. راه چمني تاكيد كرد: در مرحله دوم اگر كروبي به اين مرحله برود، مير حسين موسوي از وي حمايت خواهد كرد و اگر موسوي به اين مرحله راه يابد، كروبي راي خود را به نفع ايشان اعلام مي كند. رئيس شوراي عالي حزب همبستگي در ادامه در مورد حضور همزمان كروبي و موسوي در جبهه اصلاحات گفت: آنچه كه تا الان اتفاق افتاده اين است كه اين دو نفر تا پايان كار هستند و توافقي هم در اين زمينه كه يكي از آنها صحنه بماند صورت نگرفته است اما اگر اصلاح طلبان با يك نفر در صحنه بمانند احتمال پيروزي در دور اول بيشتر است. وي در پايان عنوان كرد: كروبي تا آخر كار ايستاده است و تصميمي براي كنار رفتن ندارد و به نظر من اين خطري را ايجاد نمي كند چون انتخابات به مرحله دوم كشيده مي شود./انتهاي پيام/ |
|
ناصري: كروبي از صحنه كنار خواهد رفت
|
|
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين گفت: كروبي از قبل به مردم قول داد كه براي انسجام اصلاح طلبان تلاش خواهد كرد و هنوز هم به اين قول خود اعتقاد دارد و پيش بيني مي شود كه در نهايت از صحنه انتخابات كنار خواهد رفت.
عبدالله ناصري در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: فضاي انتخاباتي در ميان جبهه اصلاحات به طور جدي در حال شكل گيري و داغ شدن است و تقريباً نگراني ها در مورد كانديداي مورد نظر اصلاح طلبان برطرف شده است. وي افزود: پيش بيني مي شود كه اگر رسانه هاي رسمي و حكومتي از جمله صدا و سيما كمك كنند اميدواريم فضاي انتخاباتي دو قطبي پر شوري را با حضور موسوي و احمدي نژاد شاهد خواهيم بود. عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين در مورد كروبي اظهار داشت: كروبي از قبل به مردم قول داد كه براي انسجام اصلاح طلبان تلاقي خواهد كرد، اعتقاد داريم كه وي هنوز به صورت منطقي به اين قول خود اعتقاد دارد و پيش بيني مي شود در نهايت از صحنه انتخابات كنار خواهد رفت. ناصري در پايان در مورد حمايت سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت از ميرحسين تصريح كرد: سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت ابتدا بر روي خاتمي اجماع كردند اما بعد از كناره گيري ايشان با ارزيابي كه از كانديداهاي مطرح داشتند به اين نتيجه رسيدند كه تنها شخصي كه كمترين فاصله را با خاتمي دارد و پايبند به آرمان هاي جريان اصلاح طلبي و انقلاب است و درعين حال مي تواند آرا خاموش را جذب كند موسوي است و لذا حمايت خود را از ايشان اعلام كردند./انتهاي پيام/ |
|
آقايي: چالش اصلاح طلبان خلاء ناگهاني خاتمي است
|
|
عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران گفت: مشكل و چالش كنوني اصلاح طلبان خلاء ناگهاني خاتمي است كه شوك انصراف وي هنوز در ميان اين جريان پابرجاست.
آقايي در گفت وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري گفت: اصلاح طلبان طي حركت نسبتا منسجمي كه آغاز كردند در حال حاضر با دو كانديدا مواجه اند كه تلاش مي کنند در نهايت يك كانديدا در جبهه اصلاح طلبان باقي بماند. وي افزود: مشكل و چالش كنوني اصلاح طلبان خلا ناگهاني خاتمي است كه شوك انصراف وي هنوز در ميان اين جريان پابرجاست. آقايي تاكيد كرد: مسئله اي كه ما را نگران كرده اين است كه تمام دستگاه هاي اجرايي انتخابات از يك جناح هستند و از سوي ديگر تخريب جبهه اصلاحات هم بالا گرفته است. عضو شوراي مركزي كارگزاران در ادامه با اشاره به چالش داخلي اصلاح طلبان اظهار داشت: چالش داخلي اصلاح طلبان به سردرگمي موجود در بين برخي از نيروها بر مي گردد كه اين مسئله به خاطر وجود دو كانديدا است كه اميدواريم در نهايت به يك كانديدا برسند. وي در پايان افزود: البته رسيدن به يك كانديدا تا حد زيادي به تصميمات خود كانديداها بر مي گردد كه چگونه براي حل آن تلاش كنند./انتهاي پيام/ |
محمد دهقان نماینده مردم چناران و طرقبه و عضو اصولگرایان تحولخواه در گفت و گو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد گزینه مورد حمایت اصولگرایان تخولخواه در انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: از سه ضلع تشکیل دهنده اصولگرایان تخولخواه، جمعیت رهپویان و ایثارگران کاندیدای مورد حمایت خود را آقای احمدی نژاد اعلام کردند.
وی افزود: نظر شخصی آقای توکلی هم حمایت از کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد است اما فعلا موضع علنی خود را اعلام نکرده است.
در همین ارتباط حسین نجابت نماینده تهران و عضو دیگر اصولگرایان تخولخواه نیز در این زمینه به خبرنگار شبکه ایران گفت: آقای توکلی طی این هفته، جلسهای با ستادهای خود برگزار میکند و طی آن نظر رسمی را اعلام خواهد کرد اما قطعا ایشان هم از نامزد واحد اصولگرایان حمایت میکند.
شایان ذکر است اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در جلسه شنبه شب خود که به منظور انتخاب کاندیدای نهایی این تشکل در انتخابات ریاست جمهوری دهم تشکیل شد، تصمیم گرفتند که محمود احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود در انتخابات آتی معرفی کنند.
در این جلسه بر این نکته تاکید شد که بر اساس نظر سنجیها در حال حاضر احمدینژاد بیشترین شانس را برای پیروزی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داراست.
پایان مطلب/
لطف الله فروزنده قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد آخرین وضعیت اصولگرایان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: اصولگرایان تقریبا به یک وحدت نسبی دست یافته و منتظر معرفی مصداق هستند و از نظر فضای وحدتی هیچ مشکلی در بین آنها وجود ندارد.
وی افزود: در جریان دوم خرداد، اختلاف شدیدی بین جریان ارزشی و افراطی آن شکل گرفته است و کاندیداهای این جریان که شعار دفاع از ارزشهای امام(ره) و انقلاب را میدهند باید تکلیف خود را با افراطیها مشخص کنند.
فروزنده تاکید کرد: توصیه ما به هردو جناح این است که با یک روش اثباتی و رعایت اخلاق وارد عرصه شوند تا یک انتخابات سالم بر مبنای ارزشهای انقلاب اسلامی را شاهد باشیم.
وی در ادامه در مورد گزینه اصلی کاندیداتوری اصولگرایان در انتخابات آینده تصریح کرد: در حال حاضر مقبولیت آقای احمدی نژاد از دیگر کاندیداهای اصولگرایان بالاتر است ولی استراتژی این است که به یک اجماع حداکثری برسند.
قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در پایان در مورد حمایت مشارکت و مجاهدین از میرحسین اظهار داشت: این جریان شکل گرفته با شعار " احمدی نژاد نه" از آقای موسوی حمایت کرده است و آقای موسوی با چالش جدی روبروست که باید موضع خود را در قبال این گروههای افراطی مشخص کند چون نمیشود که هم شعار گفتمان انقلاب و امام(ره) را داشت و هم با افراطیها همراه بود.
پایان مطلب/
علیرضا رجایی از فعالان ملی مذهبی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی شبکه ایران در مورد آخرین وضعیت اصلاحطلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: علیرغم محدودیتهای سیاسی که برای اصلاح طلبان وجود دارد فضای اجتماعی به نفع این جریان است اما با این حال جریان اصلاحات نتوانسته است به کاندیدای واحد برسد.
وی افزود: تلاشهای زیادی صورت گرفته و میگیرد اما با این وضعیت خیلی نباید به وحدت کاندیدا و حضور یک نامزد برای اصلاحطلبان امیدوار بود.
این فعال ملی مذهبی در مورد حمایت گروههای اصلاح طلب از میرحسین تاکید کرد: افرادی که کاملا جانبدار خاتمی بودند با وجود تائید صلاحیت آقای کروبی، به سمت آقای موسوی گرایش پیدا کردهاند که به نظر من گرایش اجتماعی بالای میرحسین در این انتخاب گروههای اصلاحطلب موثر بوده است.
وی تصریح کرد: البته اگر از ابتدا این گروهها به سمت آقای خاتمی گرایش پیدا کردند به این دلیل بود که ایشان از آراء بیشتری در بین مردم برخوردار است و الان هم حمایت از میرحسین به خاطر کسب آراء بالای و شانس موفقیت ایشان است.
رجایی در پایان اظهار داشت: در بین دو کاندیدای مطرح در بین اصلاحطلبان از نظر بنده آقای موسوی شانس بالاتری برای پیروزی دارد.
پایان مطلب/
|
تاجرنيا: اصلاح طلبان هنوز هم دچار تشتت هستند
|
|
تاجرنيا، عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات گفت: در حال حاضر اصلاحطلبان از اقبال مردمي برخوردارند، اما با حضور دو كانديدا هنوز در ميان آنها تشتت وجود دارد كه به نظر ميرسد براي پيروزي در انتخابات بايد بر روي يك نفر اجماع كنند.
علي تاجرنيا در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد وضعيت كنوني اصلاح طلبان در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري اظهار داشت: در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري، برخلاف شرايط مشابه آن در دوره هاي گذشته، جناح هاي مختلف سياسي اصولگرا و اصلاح طلب احساس مي كنند كه با توجه به عملكرد دولت نهم، توان رقابت با احمدي نژاد را دارند. وي افزود: با توجه به آرا در دوره قبلي، اصلاح طلبان از اصولگرايان آراي بالاتري داشتند و اين تشتت اصلاح طلبان بود كه باعث شكست آنها شد؛ چرا كه اين جناح از اقبال مردمي برخوردار بودند. عضو شوراي مركزي مشاركت تاكيد كرد: در حال حاضر نيز اصلاح طلبان از اقبال مردمي برخوردارند، اما با حضور دو كانديدا هنوز تشتت وجود دارد كه به نظر مي رسد براي پيروزي در انتخابات بايد بر روي يك نفر اجماع كنند. تاجرنيا گفت: اگر اصلاح طلبان با يك كانديدا وارد انتخابات شوند مي توان با اطمينان كامل گفت كه پيروز انتخابات هستند؛ در غير اين صورت امكان اينكه انتخابات به دور دوم كشيده شود، وجود دارد. وي در ادامه در مورد حمايت حزب مشاركت از ميرحسين تصريح كرد: در زماني كه خاتمي براي حضور در انتخابات اعلام آمادگي كرد، مشاركت گزينه مورد حمايت خود را خاتمي معرفي كرد، اما با انصراف وي و با توجه به شرايط و نوع تفكر ميرحسين، مشاركت از موسوي حمايت مي كند. عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در مورد حضور همزمان كروبي و ميرحسين در عرصه انتخابات اظهار داشت: شواهد نشان مي دهد كه هر دو كانديدا در عرصه حضور دارند، ولي اينها معتقدند كه حضورشان جاي ديگري را نمي گيرد و رقابت توام با دوستي خواهند داشت؛ اما به نظر مي رسد در آينده هركدام كه احساس كند از آراي پايين تري برخوردار است از صحنه كنار خواهد رفت. تاجرنيا در مورد حمايت مجمع روحانيون مبارز از ميرحسين عنوان كرد: اين تصميم مجمع روحانيون متاثر از فضاي جريان اصلاح طلبي بود و تقريبا تمام گروه هاي اين جريان از موسوي حمايت كرده است. وي در پايان تاكيد كرد: البته وفاداري موسوي به تفكرات امام(ره) و دارا بودن آراي بالاتر نسبت به ساير كانديداها، در انتخاب وي به عنوان گزينه مورد حمايت مجمع روحانيون تاثير داشته است./انتهاي پيام/ |
|
ميرهادي: مجمع روحانيون با چه تحليلي دبير سابق خود را كنار گذاشت؟
|
|
رئيس شاخه روحانيون حزب اعتماد ملي گفت: جاي تعجب و سوال است كه مجمع روحانيون مبارز با چه تحليلي دبير سابق و يكي از موسسان تشكيلات خود را كنار گذاشت و وي را نپسنديد؟
حجت الاسلام علي ميرهادي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: اصلاح طلبان به طور جدي وارد عرصه شده اند و بسيار پرهيجان و پرشور هم آقاي كروبي و هم آقاي ميرحسين موسوي و طرفداران آنها در حال فعاليت هستند. وي افزود: آنچه در ميان اصلاح طلبان مشهود است اين است كه قرار نيست از بين دو كانديداي مطرح يعني كروبي و ميرحسين كسي به نفع ديگري كنار رود و هر دو تا آخر حضور خواهند داشت. رئيس شاخه روحانيون حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: البته در حال حاضر مشخص نيست كه فضا به نفع چه كسي است و چه كسي از آراي بيشتري برخوردار است، ولي قطعاً حضور دو كانديدا در يك جريان تشتت است و باعث تقسيم آرا مي شود. ميرهادي در ادامه در مورد حمايت مجمع روحانيون مبارز از ميرحسين اظهار داشت: هر حزب و تشكيلاتي اين حق و اختيار را دارد كه آزاد تصميم بگيرد، ولي جاي تعجب و سوال است كه مجمع روحانيون با چه تحليلي دبير سابق و موسس تشكيلات خود را كنار گذاشت و وي را نپسنديد؟ وي در پايان در مورد مسئوليت كرباسچي در ستاد كروبي عنوان كرد: بر اساس آنچه كه اعلام شد آقاي كرباسچي مشاور عالي است ولي ستاد هم زيرنظر وي اداره مي شود./انتهاي پيام/ |
|
سالك: جامعه روحانيت فعلا كانديدايي معرفي نميكند
|
|
سخنگوي جامعه روحانيت مبارز گفت: در جلسات جامعه روحانيت هنوز بحثي در زمينه معرفي كانديداي خاص صورت نگرفته و مباحثي هم كه راجع به حمايت جامعه روحانيت از برخي اشخاص مطرح مي شود، درحد شايعه است.
حجت الاسلام احمد سالك در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد گزينه مورد حمايت جامعه روحانيت در انتخابات آينده اظهار داشت: هنوز بحثي در اين زمينه صورت نگرفته است و مباحثي هم كه راجع به حمايت جامعه روحانيت از برخي اشخاص مطرح مي شود، در حد شايعه است. وي تصريح كرد: جامعه روحانيت هم اكنون در حال كار بر روي معيارهاي اصلي و ضوابط كلي انتخاب كانديداهاست و بعد از 15 ارديبهشت ماه و مشخص شدن كانديداها روي گزينه ها بحث خواهد شد./انتهاي پيام/ |
|
سلامتي: احتمالاً اصلاح طلبان «تك كانديدايي» مي شوند
|
|
دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب گفت: حضور دو كانديدا موجب خواهد شد تا اقشار مختلف جامعه، توجه بشتري به انتخابات داشته باشند ولي در نهايت احتمال مي دهيم كه اصلاح طلبان با يك كانديدا وارد انتخابات شوند.
محمد سلامتي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در مورد آخرين وضعيت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات رياست جمهوري گفت: اصلاح طلبان در وضعيت بسيار خوبي به سر مي برند و گروه هاي اصلاح طالب نيز حمايت كامل خود از مير حسين موسوي اعلام كرده اند. وي افزود: خوشبختانه علي رغم اينكه موسوي در اعلام كانديداتوري خود دير اقدام كرد ولي استقبال عمومي از وي خوب است. دبيركل سازمان مجاهدين در مورد حضور دو كانديدا در جبهه اصلاحات تاكيد كرد: به نظر من حضور دو كانديدا بيشتر موجب مي شود كه اقشار مختلف جامعه توجه بيشتري به انتخابات داشته باشند ولي در نهايت احتمال مي دهيم كه اصلاح طلبان با يك كانديدا وارد انتخابات شوند. سلامتي در پايان در مورد حمايت سازمان مجاهدين از ميرحسين اظهار داشت: موسوي انساني صادق و با سابقه خوب است كه به خوبي شرايط دوران جنگ را اداره كرد و ما در دوره هاي قبلي هم قبل از اينكه به سراغ خاتمي برويم ايشان را براي كانديداتوري مد نظر داشتيم/انتهاي پيام/ |